از «علیّ‌الاعلی» تا غربت در تاریخ؛ وقتی نامِ پروردگار، هویتِ مقتدا را رقم می‌زند

در میان نام‌های پرشکوه و زیبای خداوند، نام «علی» جایگاهی ویژه دارد. نامی که جلوه‌ای از عظمت پروردگار و نماد شخصیت بی‌همتای مقتدای ما، اسدالله الغالب، امام علی بن ابی‌طالب (صلوات الله و سلامه علیه) است. این نام، گویی هدیه‌ای الهی بود که برای بنده‌ای خالص و شخصیتی تابناک، پس از پیامبر اعظم اسلام (ص)، ذخیره شده بود؛ شخصیتی که در عظمت، بزرگی و کرامت، همتا و همآوردی نداشت.

به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، در نگاه نخست، شاید برای بسیاری از مخاطبان، پیوند میان نام «علی» و صفات الهی، تنها یک اشتراک لفظی به نظر برسد؛ اما در گفتگو با حجت‌الاسلام محمدحسین مدبر، امام جمعه جهرم با روایتی متفاوت روبرو شدیم. او با نگاهی عرفانی و کلامی، نشان داد که چگونه نام «علی» علاوه بر یک هویت انسانی، بازتابی از صفت «علیت» و «تعالی» خداوند است؛ نامی که از کوه ابوقبیس و با دستور مستقیم پروردگار، برای شخصیت بی‌همتایی انتخاب شد که پس از پیامبر اکرم (ص)، هیچ همتا و هماوردی در کرامت و بزرگی برای او متصور نیست.

انتخاب الهی؛ فراتر از نام‌های بشری

حجت‌الاسلام مدبر در ابتدای سخنان خود، به ریشه‌های تاریخی و معنوی این نام اشاره می‌کند. او با یادآوری ماجرای تولد امیرالمومنین (ع)، توضیح می‌دهد که چگونه نام‌های انسانی و مقتدرانه نظیر «اسد» و «حیدر» (به معنای شیر) که توسط مادر گرامی ایشان انتخاب شده بود، در برابر اراده الهی رنگ باخت. او می‌گوید: هنگامی که فاطمه بنت اسد، مادر گرامی امیرالمومنین (ع)، از خانه کعبه بیرون آمد، نام «اسد» را بر نوزاد خود نهاد و سپس او را «حیدر» نامید. امام علی (ع) خود در رجز معروف خود در نبرد خیبر در مقابل مرحب یمنی، به این نام که مادرش انتخاب کرده بود، اشاره می‌کند: «أَنَا اَلَّذِی سَمَّتْنِی أُمِّی حَیْدَرَةٌ ضِرْغَامُ آجَامٍ وَ لَیْثٌ قَسْوَرَةٌ» (من آن کسی هستم که مادرم مرا حیدر، یعنی شیر بیشه، نامید). اما پدر بزرگوارش، حضرت ابوطالب (ع)، به این نام‌ها بسنده نکرد. ایشان معتقد بودند که نام این نوزاد باید از سوی خود خداوند انتخاب شود. لذا به همراه همسر گرامی‌شان، فاطمه بنت اسد، به کوه ابو قبیس رفتند و در آنجا با خداوند مناجات کردند و نامی برای کودک خود درخواست نمودند. در همان مکان، به صورت مستند و مکتوب، مشخص شد که نام این نوزاد باید «علی» باشد.

از نظر حجت‌الاسلام مدبر، کلمه «علی» به معنای بلندمرتبه، متعالی و برتر از دیگران است و دقیقاً با جایگاه ایشان در هستی گره خورده است. انتخاب این نام از سوی خداوند برای امام (ع)، این پیام را داشت که هیچ‌کس را یارای مقایسه با ایشان نباشد، چه رسد به اینکه بخواهند دیگران را بر او ترجیح دهند. متأسفانه، این اتفاق ناگوار در تاریخ رخ داد.

از «علیّ‌الاعلی» تا غربت در تاریخ؛ وقتی نامِ پروردگار، هویتِ مقتدا را رقم می‌زند

برتر از توصیف؛ مرز میان خالق و مخلوق

یکی از بخش‌های عمیق سخنان امام جمعه جهرم، تبیین رابطه میان صفت «علی» در خداوند و مقام امام (ع) است. او تأکید می‌کند که خداوند در هشت جای قرآن، خود را «علی» نامیده است؛ خدایی که برتر از آن است که با کلمات بشری توصیف شود. این کارشناس حوزه دین با استناد به آموزه‌های عرفانی، ناتوانی بشر از درک ذات حق را این‌گونه روایت می‌کنند: خداوند متعال در هشت جای قرآن کریم، خود را «علی» نامیده است؛ خدایی که برتر است. برتر از چه چیزی؟ برتر از اینکه کسی بخواهد او را با دیگری مقایسه کند، یا برایش شریک و همتایی قائل شود. حتی او برتر از آن است که بتوان او را توصیف و تعریف کرد و برایش حد و حصری مشخص نمود. همانطور که در کلمات نورانی آمده است: «مَنْ وَصَفَهُ فَقَدْ حَدَّهُ، وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ» (هر کس او را توصیف کند، او را محدود کرده است و هر کس او را محدود کند، او را به شمارش درآورده است). نمی‌توان برای خداوند، مانند دیگر موجودات، جنس، فصل، حد و رسم مشخص کرد و او را تعریف و توصیف نمود. ذات الهی برتر از هرگونه تشبیه و نسبت دادن است.

حجت‌الاسلام مدبر با استفاده از این استعاره‌ها، بر این نکته پافشاری می‌کنند که هر آنچه در جهان «نمود» و «ظهور» دارد (مانند حرکت دست، نغمه بهار یا سخن زبان)، در واقع اثرِ آن حقیقتِ پنهان و برتری است که ما از درک ذاتش عاجزیم. می‌گوید: ادبا، عارفان و اهل معرفت، برای بیان عظمت خداوند و ناتوانی بشر از درک کامل او، تشبیهاتی را به کار برده‌اند. به عنوان مثال، تشبیه خداوند به «آب» پشت سنگ آسیاب که موجب حرکت سنگ می‌شود، یا تشبیه او به «باد» که گرد و غبار را به حرکت درمی‌آورد، در حالی که خود باد پیدا نیست. این تشبیه‌ها بیانگر این حقیقت هستند که هر حرکت، جنبش و نمودی که در عالم مشاهده می‌کنیم، از جانب خداوند است، هرچند ذات او پنهان باشد.

همچون «بهار» که زمین را سبز و خرم می‌کند، اما خود پنهان است؛ یا چون «جان» که حرکات دست و پا را هدایت می‌کند، در حالی که جان پنهان است؛ و یا چون «عقل» که منشأ سخن و بیان زبان می‌گردد، اما خود اندیشه‌ای ناپیداست. لبخند ما نیز نتیجه شادی ناپیدای درونی است.

از «علیّ‌الاعلی» تا غربت در تاریخ؛ وقتی نامِ پروردگار، هویتِ مقتدا را رقم می‌زند

از شکوهِ «حدیثِ کساء» تا تلخیِ «تغابن» در تاریخ

در ادامه این گزارش، بحث از مرزهای عرفانی عبور کرده و به واقعیت‌های تاریخی می‌رسد. حجت‌الاسلام مدبر با اشاره به گزارش ملائکه در حدیث کساء، بر پیوند میان نام امام و نام پروردگار تأکید کرده و می‌گوید وقتی جبرئیل از خداوند سلام می‌گیرد، می‌گوید: «عَلِیُّ الْأَعْلَی یُقْرِئُکَ السَّلامَ»؛ یعنی خدایِ برتر، سلامِ ویژه خود را ابلاغ می‌کند. 

اما بلافاصله پس از این تصویرِ شکوه‌آمیز، لحن سخن به نوعی سوگواری و تحلیل تاریخی تغییر می‌کند. او با اشاره به یکی از تلخ‌ترین دقایق تاریخ اسلام، از غربت امام علی (ع) سخن می‌گویند. مدبر نقل می‌کند که چگونه روزگار، مقام مولا را چنان به بازی گرفت که میان «معاویه» و «علی» مقایسه شد. او با نگاهی گزنده به این بی‌عدالتی تاریخی می‌گوید: این روزگار مرا آن‌قدر پایین آورد که دیدم مردم می‌گویند معاویه یا علی؟... این مانند آن است که یک تکه سفال بی‌ارزش (خزف) را در کنار یک لعل درخشان بگذارند و بگویند حالا این یا آن؟ و در کمال تأسف، سفال انتخاب شود.


 

کد خبر 1887026

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha