به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از گیلان، نوشین کریمی
از دورترین نقطههای روستاهای اطراف، کاروانها به راه افتادند. پرچمهای سهرنگ ایران را سوار بر ماشین هایشان کرده بودند و دلهایشان را برای یک شب دیگر راهی مسیر دلدادگی میکردند.
قرار نود و هشتم، قرار شهدا بود. قرار مردمی که ۹۸ شب است خستگی را کنار زدهاند و سنگر خیابان را حفظ کردهاند.

ورودی مسجد صاحبالزمان(عج) گیلپردهسر مزین به عکسهای شهدا بود. همانهایی که سالها قبل از همین روستا رفتند و حالا بازماندگانشان آمدهاند تا یادشان را زنده نگه دارند. دور تا دور حیاط مسجد، شبیه همان سنگرهای سالهای دفاع مقدس بود. یک خاکریز عشق. سنگری که این بار پرچمها جای اسلحه را گرفته بودند، اما هنوز بوی مقاومت میداد.
زن میانسالی کنار دیوار ایستاده بود. پاهایش دیگر توان نداشت، اما دستانش پرچم را رها نمیکرد. میلرزید، اما دعا میکرد و زیر لب ذکر میگفت. نه خستگی در چهرهاش بود، نه ذرهای تردید. مردی با اسلحه بر دوش از کنارم گذشت؛ یک لحظه جوش و خروش دوران دفاع مقدس برایم زنده شد. انگار از همان دوران تا کنون جنگ تمام نشده بود، انگار هنوز خاکریزها نیاز به سرباز داشتند. مثل تمام سه ماه گذشته که سومین جنگ تحمیلی به ایران عزیزم را پشت سر میگذاریم. جنگی با شهادت امام امت و فرزندان مظلوم و بیگناهی که در مدرسه و دریا و کوچه خیابان ها اتفاق افتاد نه در خط مقدم جبهه...

در حاشیه مراسم، عباس فاخته، مدیر کانون فرهنگی هنری المهدی مسجد جامع صاحبالزمان(عج) گیلپردهسر سنگر، در گفتوگو با خبرگزاری شبستان، با اشاره به نقش مسجد در برگزاری یادواره شهدا در بحبوحه جنگ رمضان، اظهار کرد: بچههای مسجد از همان روزهای اول جنگ، پای کار بودند. وقتی رهبر شهیدمان فرمودند «اگر حادثهای پیش بیاید، خدا این مردم را مبعوث خواهد کرد»، ما در مسجد جمع شدیم و تصمیم گرفتیم که سنگر خیابان را خالی نکنیم و این یادواره شهدا، یکی از همان کارهایی بود که با همت جوانان مسجد و بدون هیچ چشمداشتی برگزار شد. از برپایی موکب پذیرایی تا آمادهسازی فضای مسجد، همه کاری بود که بچههای مسجد با عشق به شهدا انجام دادند.
وی افزود: در این شبهای جنگ، بزرگداشت یاد شهدا و امام شهیدمان برای ما یک رسالت بود. ما میخواستیم بگوییم اگر رهبرمان را از دست دادیم، اما راهش را نه. بچههای مسجد هر شب با دلِ پر و دستِ خالی، اما با ارادهای پولادین در میدان حاضر بودند. این یادواره هم یک قرارگاه کوچک بود برای تجدید بیعت با شهدا و تکرار آن عهدی که بستیم که تا آخر ایستادهایم. ما اهل کوفه نیستیم که اماممان را تنها بگذاریم. امروز کار ما در مسجد، ادامه همان خطی است که شهدا شروع کردند.

حجتالاسلام عاشوری، امام جمعه سنگر سخنران این مراسم بود که با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا گفت: برکت یادواره شهدا این است که مردم را در مقابل طاغوت زمان مبعوث میکند.
وی با بیان اینکه امروز خط مقدم، همین خیابان است افزود: آنهایی که میگویند ای کاش با حسین(ع) بودیم، امروز همان صحنه کربلا تکرار شده است و لبیک یا حسین یعنی در معرکه ماندن، نه خانهنشینی.
صدای «الله اکبر» مردم در فضای مسجد میپیچید و مجری یکی یکی نام شهدای روستا را میخواند. سکوت سنگین جمعیت، فقط با فریادهای «الله اکبر» و «مرگ بر آمریکا» شکسته میشد. نور کم محیط، چشم را اذیت میکرد، اما شاید این کمنوری خودش سنگینترین موسیقی این شب بود. شاید قرار بود چشمها بیشتر ببینند؛ شهدا را، راه را، مسئولیت را.

شب نود و هشتم، مردم سنگر دوباره نشان دادند که اهل کوفه نیستند. امامشان را تنها نمیگذارند. آمدند تا بگویند: ما همان مردم مبعوث شدهایم که رهبر شهید وعدهاش را داده بود. ما تا آخر ایستادهایم.
این روایت نود و هشتمین قرار سنگر بود؛ یک روایت ماندگار دیگر از مردم مومن و خستگیناپذیر گیلپردهسر. مردمی که از دور و نزدیک، از شهر و روستا، با پرچم و اشک و فریاد، نشان دادند که شهدا هنوز زندهاند و راهشان پر رهروتر از همیشه.
نظر شما