به گزارش خبرگزاری شبستان از استان قم، واقعه غدیر در عبور از بحرانهای سیاسی اجتماعی شیعه نقش بسزایی داشته و دارد. در همین ارتباط گفتگویی انجام داده ایم با آیت الله محسن فقیهی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که در پی می آید.
اگر بخواهیم از منظر علم کلام، تاریخ و فقه سیاسی به مسئله نگاه کنیم، غدیر چه نسبتی با بحرانهای سیاسی-اجتماعی شیعه دارد؟ آیا غدیر فقط یک رخداد تاریخی است یا میتواند یک «نظریه راهبردی» برای فهم حیات شیعه باشد؟
سؤال بسیار مهمی است. غدیر را اگر صرفاً یک حادثه تاریخی ببینیم، آن را به یک خاطره تقلیل دادهایم؛ اما اگر آن را بهمثابه نصّ بنیادین امامت و منشأ هویت سیاسی-اجتماعی شیعه تحلیل کنیم، آنگاه غدیر به یک قاعدهساز تمدنی تبدیل میشود.
شیعه در طول تاریخ، هرگاه دچار بحران شده، به غدیر بازگشته است؛ نه فقط برای عزاداری یا یادآوری فضیلت، بلکه برای بازسازی مشروعیت، انسجام، و مقاومت.
پس غدیر فقط یک «رویداد» نیست، بلکه نوعی «نظام معنایی» برای شیعه است؟
دقیقاً همینطور است. غدیر سه لایه دارد:لایه تاریخی که معرفی امیرالمؤمنین(ع) در صحنهای عمومی و فراگیر است. لایه کلامی که تثبیت اصل امامت و تداوم هدایت پس از نبوت است. و لایه اجتماعی-سیاسی که تعیین نسبت جامعه اسلامی با رهبریِ مشروع است.
در بحرانهای شیعه، هر سه لایه کارکرد دارند. مثلاً وقتی شیعه در اقلیت سیاسی قرار گرفت، غدیر به او گفت: «تو از نظر عدد در اقلیتی، اما از نظر حقیقت و مشروعیت، حاملِ متنِ اصلی اسلام نابی.
از مهمترین بحرانهای شیعه در تاریخ، بحران مشروعیت سیاسی بوده است. غدیر در این مسئله چه نقشی دارد؟
غدیر دقیقاً نقطه پاسخ به بحران مشروعیت است. مسئله اصلی در تاریخ پس از رحلت پیامبر(ص) این بود که چه کسی حق دارد زمام هدایت و مدیریت امت را به دست بگیرد.غدیر میگوید: مشروعیت، صرفاً از شورا، غلبه، یا مقبولیت اجتماعی ناشی نمیشود؛ بلکه باید نصّ و نصب الهی در کار باشد.
این نگاه، شیعه را در همه تاریخ از پذیرش بیچونوچرای قدرتهای غالب بازداشته؛ به همین دلیل، در هر دورهای که قدرت سیاسی با حقانیت دینی فاصله پیدا کرده، غدیر برای شیعه نقش معیار سنجش داشته است. غدیر فقط برای اثبات حقانیت امیرالمؤمنین(ع) نیست؛ بلکه برای تولید فرهنگِ نقد قدرتِ نامشروع هم هست. شیعه به برکت غدیر آموخت که هر قدرتی، حتی اگر فراگیر باشد، الزاماً حق نیست.
در بسیاری از مقاطع تاریخی، شیعه از نظر سیاسی تحت فشار بوده، اما از نظر هویتی باقی مانده. این بقا چگونه با غدیر پیوند میخورد؟
بقای هویت شیعی بدون غدیر قابل فهم نیست. غدیر برای شیعه، نقطه آغاز خودآگاهی جمعی است. شیعه از غدیر یاد میگیرد که ما یک «تاریخ خاص» داریم؛ یک «رهبری خاص» را حق میدانیم؛ یک «الگوی عدالت» را در امیرالمؤمنین(ع) میبینیم و نسبت به انحرافهای قدرت، حساسیت داریم.در نتیجه، غدیر هویتساز است.
وقتی جامعهای هویت نداشته باشد، در بحرانها حل میشود. اما شیعه با بازگشت به غدیر، هویت خود را بازتولید میکند.
یعنی مناسک غدیری هم نقش هویتساز دارند؟
بله. جشن غدیر، خطبه غدیر، بیعت، تبریک، و حتی ادبیات مدحی و منبریِ غدیری، همگی ابزارهای حفظ حافظه جمعی هستند. در جامعهشناسی دین، هر آیینی که حافظه مشترک را تقویت کند، در زمان بحران نقش حیاتی دارد.
در بحرانهای اجتماعی مثل اختلاف، فرقهسازی، یا ضعف انسجام داخلی، غدیر چه کارکردی دارد؟
غدیر یک پیام اجتماعی بسیار مهم دارد: وحدت حقیقی بدون حقانیتِ رهبری پایدار نمیماند. یعنی وحدت اگر بر اساس حقیقت و عدالت نباشد، ممکن است ظاهری باشد اما درونتهی است.از سوی دیگر، غدیر به شیعه میآموزد که وحدت داخلیاش باید حول محور ولایت باشد، نه حول منافع مقطعی.
به همین دلیل، هرگاه شیعه از غدیر دور شده، دچار تشتت شده است؛ و هرگاه به آن بازگشته، نوعی انسجام معنوی و اجتماعی پیدا کرده است.
آیا میتوان از غدیر فقط بهعنوان حافظه تاریخی استفاده کرد، یا میتوان آن را برای آیندهسازی هم بهکار برد؟
غدیر اگر فقط در گذشته بماند، ناقص فهم شده است. غدیر باید به آینده ترجمه شود یعنی تربیت نسلِ آگاه به امامت، ساختن جامعهای عدالتمحور، تقویت همبستگی اسلامی.
غدیر یک حادثه تمامشده نیست؛ بلکه یک پروژه تاریخی است که تا وقتی عدالت جهانی و حکومت حق بهطور کامل محقق نشده، پیامش زنده است.
نظر شما