به گزارش خبرگزاری شبستان از استان قم، متن کامل سخنان آیت الله حاج شیخ محمدجواد فاضل لنکرانی در دیدار دبیر جامعه ایمانی مشعر به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
از گزارش بسیار امیدوارکننده و نویدبخش جناب آقای آبفروش سپاسگزارم. البته ما رشحاتی از این کارها را در کشور میبینیم، اما اطلاعی از این استواری و برنامهریزی نداشتم. چند نکته را مطرح میکنم که قطعاً خودتان هم به آن توجه دارید.
نکته اول این است که دشمن، از تأثیر این مجالس ـ چه قبل از پیروزی انقلاب، چه بعد از آن، چه در ایران و چه در خارج از ایران ـ کاملاً آگاه است؛ بلکه گاهی دقیقتر از خود ما روحانیون و شما هیئتیها و حتی دقیقتر از شاعران و مداحهاست، لذا برای آن کاملا برنامهریزی کرده است.
اشتباه است اگر فکر کنیم برای همین مجلس روضهای که با اخلاص در مسجدی، حسینیهای یا زیر چادری برگزار میشود، دشمن برنامهای ندارد، آنها برنامهریزی کرده اند و قرائنش هم روشن است.
شما دیدید که در خارج از ایران؛ در کشور پاکستان چه اشعار کفرآمیزی مطرح شد و بعد هم مقداری از همان فضا وارد ایران شد و در بین بعضی از مداحها هم نفوذ پیدا کرد. همین سال گذشته، قضایایی که در کاشان پیش آمد ـ که من هم در مقابلش موضع گرفتم ـ واقعاً بسیار خطرناک بود. مسیری که آن مداح ها در آنجا دنبال میکردند، حقیقتاً خطرناک بود.
دشمن برای هیئات چند هدف را دنبال میکند؛ اولین هدف او اینست که اساس این مجالس از بین برود و اثری از آن باقی نماند. وقتی از رسیدن به این هدف مأیوس گردد، سراغ تحریف می آید؛ یعنی کاری می کند که این مجالس به سمت دیگری بروند؛ تا توحید و تقوا و بصیرتشان زیر سؤال برود.
این سخن نادرستی که گاهی در بعضی مجالس شنیده شده، که «هر چه میخواهی معصیت کن، ولایت امیرالمؤمنین7 را که داری، خیالت راحت باشد»؛ متاسفانه در برخی از بچه هیئتی ها اثر گذاشته بود، در حالی که با روایات اصیل ما سازگاری ندارد.
نتیجه این حالت دوگانه در بعضی منبریها، هیئتیها و مداحها این میشود که آن هدف اصلی که دین در تربیت انسان دنبال می کند از بین برود. خواهند گفت: شما که اینگونه درباره محبت و لطف امیرالمؤمنین7یا سیدالشهداء7 با محبین شان سخن میگویید، معنایش اینست که پس هر کاری خواستید بکنید، امام حسین7 نجاتتان میدهد.
بله؛ ما معتقدیم امام حسین7 دست عزادارانش را میگیرد؛ اما اگر این طرز فکر غلط حاکم شود، دیگر حقیقت عاشورا در جامعه تحقق پیدا نمی کند. امام حسینی که برای مبارزه با گسترش گناه در جامعه و مقابله با ظلم و فساد و جنایت یزید قیام کرد، اگر این نگاه پیدا شود، دیگر آن جوان سینهزن چه نسبتی با این قیام و مبارزه پیدا میکند؟
دشمن ترویچ اینگونه افکار را طراحی کرده و حتماً یکی از بخشهای مهم کار شما باید همین باشد که راهکارهای دشمن برای از بین بردن معنویت هیئتها و دور کردن جوانها از حقیقت هیئت را شناسایی نمایید تا متناسب با آن مقابله صورت بگیرد.
هرجا که حرف و سخنی به مرز غلو میرسد باید در مقابلش محکم ایستاد و نباید به هیچ وجه اجازه داد غلو وارد ذهن جوانان شود. روایاتی از اهلبیت: نقل شده که با غالیان به شدت برخورد میکردند و آنان را لعن میفرمودند، لذا باید این مساله جدی گرفته شود.
نکته دوم اینکه از شنیدن این جامعیتی که در پی آن هستید خوشحال شدم؛ اینکه هیئت را به عنوان یک حقیقت مستقل ببینیم نه آنکه آنرا صرفاً به روحانی یا مدیرش معرفی کنیم، این نگاه، بسیاری از اختلافها و دو دستگیها را از بین میبرد. گاهی در همین دستهجات رقابتهایی پیش میآید، البته رقابت در اظهار ادب اشکالی ندارد؛ اما رقابت برای مطرح کردن خود، نوعی آفت است.
این تعریفی که از هیئت فرمودید، به نظرم هم تازه است و هم مهم. لذا باید دنبال شود. هیئت یک حقیقت دارد، این عناوینی هم که فرمودید، به تعبیر ما، عنوانهای مُشیر هستند که به آن حقیقت اشاره میکنند.
اجمالاً، اولین و مهمترین معیار برای هیئت، اقامه دین است. همان که خدای متعال در قرآن کریم فرمود: (شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مَا وَصّی بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَی وَعِیسَی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ) شاخص اصلی هیئت، اقامه دین است. اقامه دین یعنی ما به دنیا بگوییم این هیئت، این عزاداری، این منبر، این مداحی، این جمع، دنبال یک عنوان است: اقامه دین. البته اقامه دین شاخههای فراوان دارد و باید آن شاخهها تبیین شود.
ما باید دینداران واقعی را معرفی کنیم. دینداران واقعی چه کسانی هستند؟ پیغمبر اکرم6، ائمه معصومین:، و در زمان ما هر کسی که در همین مسیر حرکت میکند. از این آیه استفاده می کنیم اقامه دین غیر از بیان دین است. پیامبر فقط مأمور به بیان دین نبود؛ این آیه میفرماید: (أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ) پیامبر مامور به اقامه دین هم هست. همانطور که باید بفرماید نماز واجب است واین «بیان» است؛ اما (أَقِیمُوا الصَّلَاةَ) فقط بیان نیست؛ بحث اقامه نماز است، نماز باید در جامعه محقق شود.
در مورد دین هم همین است. اقامه دین یعنی حاکم اسلامی باید نگاه کند نماز در جامعه مسلمین برپا هست یا نه؟، روزه گرفته می شود یا نه؟، همانطور که باید ببیند تعدی به حق دیگران هست و با آن مبارزه می شود یا نه؟، مسائل ازدواج، طلاق، اقتصاد، امنیت، بهداشت و همه شؤون جامعه چگونه است. دین برای همه اینها برنامه دارد.
وقتی حکومت موظف است سلامت و امنیت جامعه را حفظ کند، چگونه ممکن است نسبت به مسائل دینی وظیفه نداشته باشد؟ چگونه ممکن است نسبت به سعادت مردمش مسئول نباشد؟ پیشنهاد می کنم در نشستهای علمی خود بحث مستقلی درباره «ماهیت اقامه دین» برگزار کنید.
خود مرحوم علامه طباطبایی هم در تفسیر المیزان، در بعضی از عباراتشان، اقامه دین را به حکومت دینی معنا میکنند. از همین جهت است که در زیارات میخوانیم: «أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ، وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ...» اینها همه مصادیق اقامه دین است.
از طرف دیگر، یکی از مصادیق روشن اقامه دین، تعظیم شعائر است. خدای متعال میفرماید: (وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ) چرا تعظیم شعائر موجب تقوای قلب است؟ برای اینکه خودش یکی از مصادیق اقامه دین است.
در هیئت، وقتی مسئله تعظیم شعائر و احیای امر اهلبیت: مطرح میشود، باید با نگاه علمی و دقیق دنبال شود.
اگر این فکر به یک منبری منتقل شد، نگاهش به هیئت عوض میشود؛ دیگر فقط سخنرانی نمیبیند؛ میگوید من باید در مسیر اقامه دین حرکت کنم؛ باید مطالعه کنم؛ شرایط اسلام و جامعه و جهان را بفهمم و متناسب با آن حرف بزنم. مرحوم شهید مطهری هم نسبت به مراقبت از ورود خرافات به هیئتها تاکید فروان داشتند. هم غلو و هم خرافه، بهانه به دست دشمن میدهد. در حالی که مطالب پیرامون حقایق دین آنقدر فراوان است که ما هیچ نیازی به روضه جعلی و حرفهای خرافی نداریم.
مسیر اصلی هیئت باید تبیین حاکمیت الله بر انسان باشد: (وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً) هیئتی واقعی کسی است که این معنا را باور داشته باشد و در عمل نشان بدهد.
امیدوارم امام حسین(ع) ، اهلبیت:، پیامبر اکرم(ص)، و حضرت زهرا(س) به همه ما کمک کنند که نوکری این خاندان را آنگونه انجام بدهیم که مرضیّ خداوند باشد. اگر بخواهیم انقلاب حفظ شود، باید هیئتها همینطور که فرمودید مردمی، دقیق، با اخلاص، و بدون هوا و هوس باقی بمانند. بهویژه در بخش کودکان و بانوان باید برنامه جدی داشت. برای بانوان هم هیئتهای مخصوص خودشان لازم است؛ جلسات مستقل، فضای مناسب و رشد معرفتی و تربیتی.
چند سال پیش در تهران، در برنامهای که برای تجلیل از جلسات قرآنی کشور برگزار شده بود، گزارشی داده شد که فقط در تهران حدود 1200 جلسه قرآن خانگی فعال است. آمار بسیار خوبی بود، در هیئت هم همینطور باید کار توسعه پیدا کند، نباید از قرآن و اهلبیت: جدا شویم، محور اصلی جلسات باید این دو رکن باشد.
اهل منبر بین خود و خدا عهد کنند در هر منبر لااقل یک آیه و یک روایت بخوانند. متأسفانه منبرهای ما در بعضی جاها از قرآن و روایت خالی شده است.
در یک دورهای بیان خوابها و کرامات جعلی روی منابر زیاد شد، حتی برای بعضی بزرگان، کرامات ساختگی نقل میکردند که خودشان از آن تبری میجستند.
باید مراقب بود منبرها به این سمت نرود. حتی در نقل بعضی داستانها باید دقت کرد، نباید چیزی گفته شود که با منطق اهلبیت: سازگار نباشد. جوان امروز حساب میکند، سؤال میکند، مقایسه میکند، باید حرف مستند، روشن و متقن بشنود.
انشاءالله با درایت و اخلاصی که مشاهده می شود این جمع حفظ شود، مبادا مسائل سیاسی یا قومی یا امور دنیایی به این جمع لطمه بزند، تلاش کنید این جمع فقط و فقط برای اقامه دین باقی بماند.
خداوند انشاءالله همه شما را حفظ کند، و این تلاشها را مورد قبول حضرت سیدالشهداء(ع) قرار بدهد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
نظر شما