به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، در فضای دینی و اجتماعی کشورمان، برخی واژهها به مفاهیمی بالاتر از ذکر و تکرار بدل شدهاند؛ مفاهیمی که در بزنگاههای تاریخی، نقش هویتساز، انسجامبخش و حتی راهبردی پیدا میکنند. «اللهاکبر» از همین دست واژههاست؛ ذکری که در متن عبادت، از نماز و اذان تا تسبیحات، حضوری دائمی دارد، اما در تجربه تاریخی جامعه ایرانی و جهان اسلام، بارها از سطح عبادت فردی فراتر رفته و به نشانهای از مقاومت، ایستادگی، نفی سلطه و بازگشت به توحید عملی تبدیل شده است.
حجتالاسلام محمدحسین مدبر در گفتوگویی با تأکید بر صفت «کبیر» برای خداوند، میگوید «اللهاکبر» به جز یک ذکر مألوف برای لحظههای نیایش، نوعی جهانبینی است؛ جهانبینیای که بر پایه آن، هر قدرت زمینی در برابر عظمت الهی کوچک و ناپایدار است و هر مانعی که بخواهد میان انسان و خدا حائل شود، در نهایت با همین ذکر فرو میریزد.
بزرگی خداوند فارغ از یک توصیف لفظی، حقیقتی بنیادین در منظومه توحیدی اسلام است. از این منظر، «اللهاکبر» ترجمان زبانیِ همین باور است که خداوند از هر وصف و قیاسی بزرگتر است.
او معتقد است این مفهوم، هم ریشه در قرآن و ادعیه دارد و هم در تجربه تاریخی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و جبهه مقاومت معنا یافته است. به باور حجتالاسلام مدبر، «اللهاکبر» باید از محدوده مناسک عبادی فراتر برود و به ذکرِ زندگی تبدیل شود؛ ذکری که هم در عرصه ایمان و هم در میدان عمل، انسان را از مرعوب شدن در برابر قدرتها و از اسارت منیتها نجات میدهد.
«کبیر» در قرآن و دعا
حجتالاسلام مدبر در توضیح ریشههای این نگاه، به کاربرد صفت «کبیر» در قرآن کریم و نیز در دعای جوشن کبیر اشاره میکند و میگوید: بزرگی خداوند فارغ از یک توصیف لفظی، حقیقتی بنیادین در منظومه توحیدی اسلام است. از این منظر، «اللهاکبر» ترجمان زبانیِ همین باور است که خداوند از هر وصف و قیاسی بزرگتر است.
به گفته او، وقتی خداوند «کبیر» و «اکبر» معرفی میشود، معنایش این است که هیچ قدرت، عظمت و برتریای در عالم نمیتواند در عرض او قرار گیرد. حجتالاسلام مدبر تأکید میکند که تکرار «اللهاکبر» در عبادات روزانه، نوعی تمرین دائمی برای بازسازی ذهن مؤمن است؛ تمرینی برای اینکه جهان را با معیار عظمت الهی ببیند.

«اللهاکبر»؛ شعار یک تاریخ
این کارشناس مذهبی در ادامه، از نقش تاریخی «اللهاکبر» در تحولات معاصر ایران سخن میگوید و معتقد است این ذکر شریف در روزهای انقلاب اسلامی به نیرویی برای بسیج اجتماعی تبدیل شد؛ نیرویی که ملت ایران با تکیه بر آن توانست در برابر رژیم پهلوی بایستد و نظم سیاسی وابسته را به چالش بکشد.
حجتالاسلام مدبر میگوید: «اللهاکبر علاوه بر یک شعار خیابانی، نشانهای از پیوند ایمان و اراده جمعی بود؛ پیوندی که توانست یک نظم کهنه را فرو بریزد و مسیر تازهای را بگشاید.» او همین منطق را به سالهای دفاع مقدس نیز تعمیم میدهد و معتقد است «اللهاکبر» در آن سالها پشتوانه روحی رزمندگانی بود که با وجود نابرابری شدید در امکانات، در برابر تهاجم رژیم بعث و حامیان بینالمللی آن ایستادند.
این کارشناس مذهبی در ادامه، از نقش تاریخی «اللهاکبر» در تحولات معاصر ایران سخن میگوید و معتقد است این ذکر شریف در روزهای انقلاب اسلامی به نیرویی برای بسیج اجتماعی تبدیل شد؛ نیرویی که ملت ایران با تکیه بر آن توانست در برابر رژیم پهلوی بایستد و نظم سیاسی وابسته را به چالش بکشد.
از دفاع مقدس تا جبهه مقاومت
حجتالاسلام مدبر در بخش دیگری از گفتوگو، «اللهاکبر» را حلقه اتصال میان ملت ایران و جبهه مقاومت میداند. به باور او، مقاومت در لبنان، فلسطین، عراق، سوریه، یمن، افغانستان، پاکستان و دیگر نقاط، جز یک کنش سیاسی یا نظامی ادامه همان منطق توحیدی است که انسان را در برابر سلطه، اشغال و تحقیر به ایستادگی فرا میخواند.
او تأکید میکند که این ذکر شریف میتواند جبهههای مختلف مقاومت را به هم پیوند دهد و هیمنه دشمنان را بشکند. در نگاه حجتالاسلام مدبر، جامعهای که عظمت را منحصر به خدا بداند، در برابر قدرتهای بزرگنما مرعوب نمیشود و میتواند از دل محدودیتها، ظرفیت مقاومت و کنش جمعی بسازد.
قدرتی که نباید آدم را سحر کند
یکی از نکات تحلیلی قابلتوجه در سخنان حجتالاسلام مدبر، هشدار او نسبت به «سحرشدگی» در برابر قدرتهای بزرگ است. او میگوید آمریکا و دیگر قدرتهای مسلط، نه بهسبب ذات حقیقیشان، بلکه بهواسطه تصویرسازی رسانهای، امنیتی و نظامی، در ذهن بسیاری از مردم جهان بزرگ جلوه میکنند.
به گفته او، «اللهاکبر» میخواهد این تصویر را بشکند و یادآور شود که آنچه انسان را مرعوب میکند، اغلب هیمنهای است که ساخته و پرداخته میشود. حجتالاسلام مدبر این ذکر را یک واکنش احساسی نمیداند، بلکه آن را سازوکاری فکری برای شکستن توهم قدرت معرفی میکند؛ یادآور این حقیقت که قدرتهای زمینی، هر اندازه هم گسترده و پیچیده باشند، در نهایت محدود، گذرا و وابستهاند.

جهاد با منیت
اما به گفته حجتالاسلام مدبر، شاید مهمترین لایه «اللهاکبر» در جایی آشکار میشود که این ذکر از سطح مواجهه با دشمن بیرونی عبور میکند و به میدان درونی انسان میرسد. او میگوید این ذکر شریف باید هنگام بروز خودبینی، غرور، منیت و هر نوع حجاب میان بنده و خدا بر زبان جاری شود.
اما به گفته حجتالاسلام مدبر، شاید مهمترین لایه «اللهاکبر» در جایی آشکار میشود که این ذکر از سطح مواجهه با دشمن بیرونی عبور میکند و به میدان درونی انسان میرسد. او میگوید این ذکر شریف باید هنگام بروز خودبینی، غرور، منیت و هر نوع حجاب میان بنده و خدا بر زبان جاری شود.
حجتالاسلام مدبر معتقد است «اللهاکبر» فقط برای میدان جنگ و سیاست نیست؛ برای شکستن درون هم هست. به همین دلیل، او این ذکر را ابزاری برای حذف حجابهای ظلمانی و حتی نورانی معرفی میکند؛ یعنی به جز موانع آشکار، حتی چیزهایی که در ظاهر معنویاند اما میتوانند به خودبینی بینجامند.
ذکرِ زندگی
برآیند سخنان حجتالاسلام مدبر آن است که «اللهاکبر» در منطق دینی مورد نظر او، باید به ذکر زندگی بدل شود؛ ذکری که هم در عرصه عبادت، هم در مواجهه با قدرتهای بیرونی، و هم در مسیر تهذیب نفس حضور دارد.
اگر خداوند را «کبیر» و «اکبر» بدانیم، دیگر هیچ قدرتی، هیچ هژمونیای و هیچ منیتی نمیتواند در برابر انسان، نقش نهایی و تعیینکننده پیدا کند. و شاید همین معناست که «اللهاکبر» را از یک ذکر آشنا، به یک منطق تمدنی و یک سبک زیستن بدل میکند.
نظر شما