به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، دکتر امیر حسینی شامگاه (۸ خرداد) در میز گفتگوی دانشگاهیان و مردم با موضوع «جنگ رسانهای و تحول در نظام آموزشی» در میدان مادر بیرجند اظهار کرد: ما در عصر حاضر با یک «نسل هوشمند» مواجه هستیم؛ نسلی که به تعبیر دقیقتر دارای «ذهن پرگار» است و ظرفیت واژگانی و فهم محیطی آن به دلیل ارتباط گسترده با محصولات رسانهای، چندین برابر نسلهای گذشته است.
زبان رسانه، زبان هدایت نسل جدید
وی با استناد به آیات قرآن کریم و روایات ائمه اطهار (ع) مبنی بر تربیت فرزندان متناسب با زمان خود، تصریح کرد: پیامبران الهی همواره با زبان قوم خود با مردم سخن میگفتند. امروز زبان نسل جدید، «زبان رسانه» است که در قالبهایی همچون سریالهای نمایش خانگی، موسیقی، انیمیشن، فیلمهای هالیوودی، بازیهای کامپیوتری و فضای مجازی تجلی یافته است.
مدرس دانشگاه فرهنگیان بیرجند افزود: برای تربیت و هدایت این نسل، باید این ۶ قالب کلیدی رسانه را به خوبی شناخت و با ادبیات و ابزار خودشان با آنها وارد گفتگو شد.
حسینی به تحلیل آسیبشناسانه محصولات نمایش خانگی پرداخت و گفت: متأسفانه در سالهای اخیر شاهد عبور از خط قرمزها در برخی تولیدات نمایش خانگی هستیم. این محصولات به جای تکیه بر نقاط قوت و مثبت جامعه، بر ابعاد سیاه و منفی تمرکز کرده و آنها را با مبالغه به تصویر میکشند.
وی با ابراز تأسف از عادیسازی برخی ناهنجاریها در این سریالها، خاطرنشان کرد: ترویج مصرف مشروبات الکلی، روابط غیراخلاقی، خیانت به بنیان خانواده و حتی نمایشِ مثبتِ سیگار کشیدن به عنوان راهکاری برای رهایی از افسردگی، از جمله آسیبهای جدی این حوزه است.
این مدرس دانشگاه تأکید کرد: سازندگان این آثار مدعی هستند که سینما آینه جامعه است، اما سوال ما اینجاست که چرا این آینه فقط سیاهیها را بازتاب میدهد؟ حقیقت این است که این آثار صرفاً منعکسکننده نیستند، بلکه با ترسیم افقی تاریک، نسل جوان را به سمت ناهنجاریها سوق میدهند.
هجمه موسیقیهای وارداتی و لزوم هوشیاری تربیتی
حسینی همچنین به نفوذ موسیقیهای وارداتی از جمله موسیقی کرهای و گروههای دیگر در میان نوجوانان اشاره کرد و خواستار بازنگری در الگوهای تربیتی و آموزشی برای مقابله با این موجهای فرهنگی شد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: نظام علمی و آموزشی کشور نیازمند یک تحول بنیادین است تا بتواند در دوران پساجنگ رسانهای، آسیبهای موجود را اصلاح کرده و بستری مناسب برای تربیت نسلی متعهد و در مسیر ولایت فراهم آورد.
مدرس دانشگاه فرهنگیان بیرجند با تبیین ابعاد پیچیده جنگ رسانهای، نسبت به پدیده «سلبریتیپرستی» و تحریف واقعیتهای تاریخی و اعتقادی در بازیهای ویدئویی و تولیدات هالیوودی هشدار داد.
وی گفت: امروزه خوانندگان و سلبریتیها صراحتاً با عنوان «بت» یا «آیدل» به نسل جوان معرفی میشوند. این موضوع تا حدی جدی است که در غرب کتابهایی تحت عنوان «پرستش سلبریتی» نگاشته شده و حتی کلینیکهایی برای درمان «سندروم پرستش سلبریتی» ایجاد شده است.
وی با ابراز نگرانی از نفوذ این سندروم در میان برخی از جوانان ایرانی، تصریح کرد: متأسفانه شاهد هستیم که جایگاه برخی بازیگران یا خوانندگان از حد معمول فراتر رفته و به مرز پرستش رسیده است؛ تا جایی که با شنیدن خبر ازدواج یک سلبریتی، برخی از هواداران دچار بحرانهای روحی گشته و دست به اقدامات خطرناکی میزنند. این نشاندهنده ضروررت ایجاد کلینیکهای مشاورهای و ارتقای سطح بینش فرهنگی در جامعه است.
بازیهای رایانهای؛ ابزار نوین برای القای تفکر آمریکایی و آشوبگری
مدرس دانشگاه فرهنگیان بیرجند در بخش دیگری از سخنان خود به دنیای بازیهای کامپیوتری اشاره کرد و افزود: بازیهای پرفروشی نظیر «کال آو دیوتی» تنها یک سرگرمی نیستند؛ بلکه مخاطب را در جایگاه یک سرباز آمریکایی قرار میدهند که مأموریتش ترور نیروهای ایرانی یا روسی است. در واقع این بازیها ذهن نوجوان ما را با استراتژیهای جنگی و سیاسی دشمن همسو میکنند.
حسینی همچنین به تأثیرات مخرب بازیهایی نظیر «جیتیآ» اشاره کرد و گفت: بسیاری از تحلیلگران معتقدند الگوهای تخریب و آشوب که در برخی اغتشاشات سالهای گذشته مشاهده شد، الهام گرفته از فضای این دست بازیهاست که در آن «گنگستر بودن» و «تخریب شهر» به عنوان یک ارزش القا میشود.
وی با نقد بازیهایی همچون «سویلیزیشن» که به تدریس تاریخ در برخی دانشگاههای جهان کمک میکند، اظهار داشت: در این محصولات، تاریخ به نفع اهداف خاص تحریف میشود. حتی در برخی از این بازیها به کاربر اجازه داده میشود که «پیامبر» بسازد یا جایگاه فلاسفه و دانشمندان بزرگ را تغییر دهد. اگر ما از این ابزارها برای «جدال احسن» و تبیین حقیقت استفاده نکنیم، نگاه نسل جوان نسبت به سلسلههای تاریخی و حتی انبیاء الهی دگرگون خواهد شد.
این مدرس دانشگاه با دستهبندی فیلمها و سریالهای غربی بر اساس کارکردهایشان، خاطرنشان کرد: غرب از سینما برای افزایش سواد سیاسی، اقتصادی و امنیتی شهروندانش استفاده میکند. برای نمونه آثاری چون «وال استریت» برای سواد اقتصادی یا «بیست و چهار» برای مباحث امنیتی ساخته شدهاند.
حسینی در ادامه به سریالهایی نظیر «بایبل» اشاره کرد و گفت: این سریالها با محوریت عهد قدیم و جدید، به دنبال ارائه تصویری مخدوش و غیرواقعی از پیامبران الهی از جمله حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی و عیسی (ع) هستند. تصویری که در این آثار از انبیاء ارائه میشود، به هیچ وجه با حقیقتِ قدسی و مثبت آنها همخوانی ندارد و هدفی جز تضعیف باورهای دینی مخاطبان را دنبال نمیکند.
وی تصریح کرد: قرآن کریم هفت رکن ایمان (ایمان به خدا، فرشتگان، کتابهای آسمانی، پیامبران، معاد، غیب و تقدیر) را پایههای اعتقادی قرار داده است. متأسفانه در آثار سینمایی و تلویزیونی غرب، هدفمندترین حملات علیه همین ارکان صورت میگیرد.
وی با اشاره به سریالهای پربیننده نظیر «لوسیفر» و «کنستانتین»، گفت: در سریال «لوسیفر» که سالهاست در میان نوجوانان (بهویژه در مدارس دخترانه تهران) محبوب است، ابلیس (لوسیفر) نه به عنوان شیطان، بلکه به عنوان «پسرِ مظلوم خدا» معرفی میشود که مورد ظلم الهی قرار گرفته است. در این روایت، فرشتگان بزرگی چون جبرئیل و میکائیل نقش منفی دارند و شیطان اعاده حیثیت میشود. این نوع روایتسازی تأثیر مستقیمی بر ضعف ایمان نسل جدید نسبت به فرشتگان و ساختار مقدس الهی دارد.
حسینی افزود: این هجمه تنها در یک سریال خلاصه نمیشود؛ آثار دیگری نیز با هدف تضعیف «ایمان به الله» و ترویج کفر تولید شدهاند که از طریق پلتفرمهایی مانند نتفلیکس، شبانهروز و بهصورت میلیونی به نمایش درمیآیند.
انیمیشنها؛ ابزار پنهان ترویج لیبرالیسم و فلسفه غرب
مدرس دانشگاه فرهنگیان بیرجند در بخش دیگری از سخنان خود، به دنیای انیمیشنها پرداخت و اظهار کرد: بسیاری از مخاطبان تصور میکنند انیمیشنهایی مانند «باب اسفنجی»، «هری پاتر» یا «اسپایدرمن» صرفاً سرگرمیهای کودکانه هستند، اما اساتید فلسفه در آمریکا کتابهای متعددی را به بررسی «فلسفه پشت» این آثار اختصاص دادهاند.
وی با مثال کتاب «فلسفه باب اسفنجی» بیان کرد: این انیمیشنها حامل ایدئولوژی لیبرالیسم هستند و مفاهیم لیبرال را در ذهن ناخودآگاه کودکان و نوجوانان نهادینه میکنند. برای هر یک از این محصولات رسانهای، دهها و صدها صفحه متن فلسفی نوشته شده که نشاندهنده عمق طراحی پیامهای پنهان آنهاست.
حسینی با مقایسه مبانی اخلاقی، گفت: در حالی که در اسلام چهل گناه کبیره داریم که علمای بزرگی چون حضرت آیتالله دستغیب برای تبیین آنها تلاش کردهاند، در دنیای انیمیشنهای غربی، «هفت گناه کبیره مسیحی» (شامل تنبلی، غرور، خشم، شکمپرستی، حرص و طمع، حسد و شهوت) به صورت نمادین و گاه اغراقآمیز ترویج میشود. این انیمیشنها با به تصویر کشیدن این گناهان، الگوهایی از رفتار را ارائه میدهند که در تضاد با ارزشهای اسلامی است.
این مدرس دانشگاه در ادامه تأکید کرد: غفلت در برابر این موج عظیم رسانهای جرمانگاری بر اعتماد به نفس فرهنگی نسل جوان است. نظام آموزشی و تربیتی باید با شناخت دقیق این لایههای پنهان، وارد «جدال احسن» شود و جای خالی محصولات بومی و ارزشمحور را پر کند.
مدرس دانشگاه فرهنگیان بیرجند با تحلیل زیرساختهای پنهان در انیمیشنهای غربی، این محصولات را حامل پیامهای تحریفشده اعتقادی دانست و نسبت به عدم اعمال محدودیتهای سنی در فضای مجازی کشور نسبت به الگوهای جهانی هشدار داد.
وی در تشریح ابعاد جنگ فرهنگی، به نقش انیمیشنهایی نظیر «باب اسفنجی»، «شیرشاه»، «پونیها» و «سفیدبرفی» اشاره کرد و گفت: کاراکترهای این انیمیشنها، بهویژه هفت کوتوله در «سفیدبرفی»، نماد هفت گناه اصلی در فرهنگ مسیحی هستند. هدف این تولیدات که در دهههای اخیر بهصورت سیستماتیک ساخته شدهاند، ترویج این مفاهیم و تضعیم تدریجی ایمان اسلامی در نسل آینده است.
وی با اشاره به انیمیشنهای «پرنسسمحور» هالیوود، افزود: این آثار با ترسیم جهانی فانتزی و غیرواقعبینانه برای دختران نوجوان، انتظاراتی را ایجاد میکنند که در عالم خارج محقق نمیشود. جالب اینکه برخی از سازندگان و بازیگران هالیوود صراحتاً اعتراف کردهاند که اجازه نمیدهند فرزندان خود این انیمیشنها را مشاهده کنند، زیرا باعث ایجاد وهم و توهم میشوند.
تفاوت رویکرد ایران و غرب در مدیریت فضای مجازی
این مدرس دانشگاه با تأکید بر لزوم استفاده خردمندانه از رسانهها و تبیین حکمتهای قرآنی در برابر محتوای منفی، به وضعیت فضای مجازی در ایران پرداخت و گفت: متأسفانه فضای مجازی در کشور ما تا حد زیادی رهاست. در حالی که کشورهایی مانند استرالیا و برخی کشورهای اروپایی در ماههای اخیر برای پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و فضای مجازی، محدودیتهای سنی سختگیرانهای اعمال کردهاند، در ایران هنوز بلوغ فکری برای تدوین و اجرای چنین محدودیتهایی در میان برخی مسئولان ایجاد نشده است.
حسینی با ابراز تعجب از پدیدهای متناقض، خاطرنشان کرد: با وجود دههها جنگ رسانهای علیه اسلام و انقلاب، نسل جدید ما در جریان وقایع اخیر (جنگ رمضان و چهلروزه)، بهصورت معجزهآسایی حضور پیدا کرد و تمام شبکههای تبلیغاتی دشمن را در هم شکست.
او افزود: این حضور نشان داد که با وجود هجمههای گسترده، بازتابپذیری و قاطعیت نسل جوان، زهر این جنگ نرم را کشیده است.
مدرس دانشگاه فرهنگیان بیرجند در ادامه سخنان خود به نقد نظام آموزشی ایران پرداخت و با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، اظهار کرد: نظام آموزش و پرورش و دانشگاه ما، «ساخته و پرداخته فکر و فلسفه ما نیست» و یک تشکیلات وارداتی است که توانایی تربیت نسلهای گوناگون را نشان نداده است.
وی با یادآوری فرمایشات امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در سالهای مختلف، افزود: هیچ تحول اساسی نسبت به پیش از انقلاب در آموزش و پرورش صورت نگرفته و یکی از معضلات اصلی آن، «بیماری دانشگاهگرایی» است. در حالی که کشور به نیازهای فوری و مهارتهای اجرایی نیازمند است، گمان برده میشود تنها با رسیدن به دانشگاه، درس خواندن محقق شده است؛ در حالی که این نگاه نادرست، از نیازهای واقعی جامعه غافل است.
نظر شما