به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، رضا مطلبی پور شامگاه (۷ خرداد) در نشست بازسازی اجتماعی مقاومت در میدان مادر بیرجند گفت: تمام درگیریها، تحریمها و فشارهای بینالمللی علیه جمهوری ایران از سال ۱۳۵۷ تا کنون، پاسخی بود به تلاش ممتد برای برهم زدن بازی قدیمی «سلطهگران» و «سلطهپذیران» و معرفی گروه سومی به نام «سلطهناپذیران» به عرصه جهان.
وی ضمن قدردانی از تداوم این جلسات، به پاسخگویی به این پرسش پرداخت که چرا موضوع بازسازی اجتماعی مقاومت انتخاب شده است و چگونه میتوان از ظرفیت عظیم اجتماعی ایجاد شده بهره برد.
این پژوهشگر فعال رسانهای با طرح گزارهای کلان درباره ساختار جهان پیش و پس از انقلاب اسلامی گفت: تا پیش از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، جهان عموماً به دو بخش «سلطهگر» و «سلطهپذیر» تقسیم میشد که در آن بازی دو ابرقدرت به عنوان سلطهگران اصلی و جمع کثیری از کشورها به عنوان سلطهپذیران، جریان کلان جهانی و سبک زندگی را میپذیرفتهاند.
مطلبی پور تأکید کرد: انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ این بازی را برهم زد و گروه سومی را به عنوان «سلطهناپذیران» وارد عرصه کرد. زمانی که مردم ایران تحت عنوان انقلاب اسلامی خود را به عنوان گروه سوم و یعنی سلطهناپذیر معرفی کردند، ماهیت درگیریها تغییر یافت.
این فعال رسانهای با اشاره به پرسشهای متداول در جامعه درباره تفاوت انقلاب ایران با دیگر کشورها یا همسایگان و دلیل درگیر بودن ایران در ماجراهای بینالمللی، افزود: بسیاری از افراد میپرسند چرا مانند دیگر کشورهای جهان یک زندگی عادی را تجربه نمیکنیم و چرا در بازی بزرگی که سلطهگران جهانی تعریف کردهاند، نقش مشخصی را بر عهده نمیگیریم تا بدون دردسر زندگی کنیم؟مثالهایی نیز زده میشود که چرا کشورهای دیگر مانند ایران دچار این مشکلات نیستند؟
مطلبی پور پاسخ داد: وقتی ما به عنوان برهمزننده بازی سلطهگران و سلطهپذیران وارد شدیم و گروه سومی به نام سلطهناپذیران شکل گرفتیم، تمام دعواها از اینجا آغاز شد. برخی سعی میکنند با این استدلال که ما قرار نبود با کسی درگیر شویم و صرفاً خواهان زندگی مستقل بودیم، این مسئله را تبیین کنند، اما این تحلیل با واقعیتها همخوانی ندارد.
این پژوهشگر با نقل سخنان آقای نصر، مشاور سابق اوباما و ایرانیالاصل آمریکایی، یادآور شد: پیش از پیروزی انقلاب، شماری از روشنفکران ملیگرا به پاریس رفتند و از امام خمینی (ره) درباره نظام بعد از رفتن شاه پرسیدند. پاسخ امام «جمهوری اسلامی» بود. آنها نیز درخواست کردند که واژه «استقلال» و «آزادی» را در ابتدا اضافه کنند. ایشان افزودند: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی».همین «استقلال» مایه اصلی دعوا شد.
مطلبی پور با تشبیه جامعه جهانی به یک گروه موسیقی همنوا، توضیح داد: سلطهگران جهان زندگی را به گونهای تقسیم کرده بودند که اقلیتی باید سلطهگر باشند و سلطهپذیران نیز در نقشهای تعیینشده فرو بروند. هر صدایی که خارج از این هماهنگی باشد (فالش)، مورد حمله قرار میگیرد. جمهوری اسلامی آن «تکصدایی» شد که اعلام کرد جزو این گروه موسیقی نیست و میخواهد صدای مستقل خود را داشته باشد؛ در حالی که درگیریها از سوی دیگر آغاز شد.
وی در ادامه گفت: هر کس غیر از این را بگوید، ماهیت سلطه را نمیشناسد یا قبول ندارد. سلطه ابتدا آزادی را میگیرد، زیرا با تحمیل شیوه زندگی، آزادی انتخاب را سلب میکند و دومین ویژگی ذاتی سلطه، بیعدالتی است؛ زیرا حکم میکند که همه گوش به فرمان باشند و تنها سلطهگر حق تصمیمگیری داشته باشد.
پژوهشگر و فعال رسانهای، در ادامه با هشدار نسبت به تداوم روند حذف اراده جمعی مردم از صحنه سیاست و تبدیل آنان به تماشاگران منفعل، گفت: مطلوب جریانهای سیاسی، وضعیتی است که در آن مردم تنها در لحظه رایدهی حضور یابند و در سایر ایام، مرجعیت تصمیمگیری و تشخیص منافع ملی به عهده نخبگان و مسئولین باشد.
وی افزود: این نگاه که مردم را به «راننده تاکسی» و «لبوفروش» تشبیه میکند و عرصه سیاست را صرفاً عرصه «خواص» میداند، منجر به بروز یک مصیبت بزرگ شد که بارزترین نشانه آن، سکوت بیسابقه خیابانهای ایران در جریان قیام «طوفان الاقصی» بود.
این پژوهشگر فعال رسانهای با یادآوری ادبیات رایج برخی مسئولین که پس از کسب رای، مردم را با عباراتی چون «ولینعمت ما» و «نور چشم ما» خطاب میکردند و سپس تا دوره بعدی آنان را از تصمیمگیری مستقیم حذف مینمودند، گفت: عرصه سیاست به نادرستی عرصهای انحصاری و دور از دسترس عموم تعریف شده است.
وی افزود: وقتی سیاست به معنای واقعی کلمه امری تخصصی و نخبگانی تلقی شود و مردم در سایر امور به فضولی متهم شوند، در واقع به آنها گفته میشود: «لبو را بفروشید، تاکسی برانید و بگذارید نخبگان برای شما تعیین تکلیف کنند.»
مطلبی پور تأکید کرد: نظارت مجلس و مردم بر دولت، به معنای عدم اعتماد نیست، بلکه امری عقلایی و ضروری است.
وی با نقد این دیدگاه که «مردم نباید در کارهای سیاسی دخالت کنند»، گفت: این دیدگاه در خدمت جریانهای سیاسی است که مطلوبشان وضعیتی است که مردم پس از دادن رای، سکوت کنند و در تعیین تکلیف به آنها دخالتی نداشته باشند.
وی گفت: در جریان حمله حماس به رژیم صهیونیستی و آغاز «طوفان الاقصی»، در حالی که در خیابانهای انگلیس و اروپا صدها هزار نفر به صورت خودجوش برای محکوم کردن جنایات و نسلکشی به خیابانها آمدند، در ایران که خود را بزرگترین مدافع آرمان فلسطین و صادقترین منتقد رژیم صهیونیستی میدانست، چنین تجمعات عظیمی صورت نگرفت.
مطلبی پور دلیل این سکوت را «آموزش منفی» به مردم دانست و افزود: سالهاست که به مردم گفته شده تشخیص روزهای مهم و لزوم حضور در خیابان، بر عهده شورای هماهنگی تبلیغات، سازمان تبلیغات یا صداوسیماست. در نتیجه، زمانی که نیاز به یک حرکت مردمی واقعی بود، جامعه فاقد توانایی خودجوشی بود.
این فعال رسانهای با اشاره به پیامهای امام خامنهای (مدظلهالعالی) و امام شهید (ره)، گفت: کسانی که در ایام جنگ دوازدهروزه یا سایر ایام، نقش مردم را کمرنگ میبینند یا آنها را از صحنه خارج میکنند، در تفسیر پیامهای رهبری دچار اشتباه فاحش هستند.
وی افزود: امام (ره) صراحتاً تأکید کردهاند که دعوای جناحی مال مردم نیست و حدود ۸۰ درصد مردم درگیر تعصبات سیاسی نیستند. بنابراین، هر تفسیری که مردم را به جناحها تعلق دهد یا آنها را از فرآیند تصمیمگیری محروم کند، با آموزههای بنیانگذار جمهوری اسلامی در تضاد است.
مطلبی پور در پایان خاطرهای را از ایام نخستین تهدیدات علیه رهبری در جنگ تحمیلی یا پس از آن نقل کرد و گفت: زمانی که گروههای تروریستی یا افراد پلید تهدیدات تروریستی میکردند، جمعیتی از مردمی که واقعاً مردمی فکر میکردند، پیشنهاد دادند که مبلغی به عنوان جایزه برای هر کس که عامل تهدید را به قید نحس برساند، جمعآوری شود؛ همانطور که گروههای غربی یا رژیم صهیونیستی برای ترورها جایزه تعیین میکنند. اما اینگونه ابتکارات مردمی و این روحیه مسئولیتپذیری اجتماعی در طول زمان سرکوب شد و جای خود را به انفعال داد.
مطلبی پور خوشبختیهای اخیر را در بازگشت این انرژی توصیف کرد: در ۸۹ شب گذشته، با وجود پالسهای منفی از سوی برخی مسئولین که مردم را تنها به تأییدکننده تبدیل میکردند، مردم با هوشیاری و همت بالا وارد صحنه شدند.
وی تأکید کرد: اعتماد جادهای دوطرفه است. مردم با وجود مشکلات اقتصادی و تبعیضها، باز هم به محض نیاز، چه با فراخوان و چه بدون آن (مانند جنگ چهلروزه)، پای کار میآیند.
این فعال رسانهای ویژگیهای مردم مبعوثشده را «حضور پایکار» و «هوشیاری نظارتی» دانست و گفت: مردم دیگر میفهمند که بر چه چیزی نظارت کنند و انتظار دارند مسئولین نیز با اعتماد متقابل به آنان نگاه کنند، نه با نگاه به حاشیه و جزئیات فنی.
مطلبی پور در ادامه به مقایسه جنگ هشتساله دفاع مقدس با جنگ وجودی فعلی پرداخت و گفت: در جنگ هشتساله، ماهیت جنگ حیاتی و وجودی به شکل امروز نبود و حتی صدای توپ در بسیاری از نقاط شنیده نمیشد. اما در جنگ فعلی، هدف دشمن از هم پاشیدن شیرازه ایران است.
وی افزود: در چنین شرایطی، اگر سرمایه اجتماعی و انسانی ایجادشده در کمال حالت «انبارگردانی» شود (یعنی برای آینده ذخیره گردد) به جای «سرمایهگذاری فعال» در صحنه، خسارتی جبرانناپذیر خواهد بود.
این پژوهشگر با اشاره به هزینههای شخصی مردم در این تظاهرات (پرداختهای میلیونی در دستگاههای کارتخوان و...) خاطرنشان کرد: در کشورهای دیگر برای ایجاد همین حجم تحرک، صدها میلیارد دلار هزینه میشود، اما مردم ایران با هزینههای شخصی و انگیزههای درونی، این صحنه را شکل دادهاند.
مطلبی پور خاطرنشان کرد: اگر سپاه پاسداران مانند سایر نهادها یکپارچه و حذف میشد، امروز با چالش وجودی مواجه میشدیم. سپاه، تجسم انرژی اجتماعی سازمانیافته است که به عنوان بازوی اجرایی، کارهای سنگین انقلاب را بر عهده میگیرد. حفظ این نهاد، به معنای حفظ توانایی انقلاب برای پاسخگویی عملی و بیسروصدا به دشمنان است.
نظر شما