به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، جامعه امروز با تمام جذابیتهایش، گاه به زندانی بدل میشود که شهروندان را در سلولهای «خانه» و «کار» محبوس کرده و از لذت «با هم بودن» و «درد هم را حس کردن» باز میدارد.
شهرهایی که روزگاری قلب تپنده فرهنگ و همبستگی اجتماعی بود، امروز با معضلی عمیق دست و پنجه نرم میکند و آن چیزی نیست جز از هم گسیختگی روابط اجتماعی و گسترش حس تنهایی در میان شهروندان.
معاون فرهنگی شهردار شیراز، این وضعیت را زنگ خطری جدی برای انسجام شهری دانسته و راهکار برونرفت از آن را در احیای «فضاهای سوم» و بازگرداندن نقش تاریخی مسجد به عنوان محور ارتباطی میان مردم و مدیریت شهری جستجو میکند.
چوبینی با ابراز نگرانی از وضعیت فعلی مجتمعهای مسکونی، میگوید: "امروز شاهدیم که حتی دو بلوک مجاور نیز هیچ نسبت اجتماعی با یکدیگر ندارند؛ محلهای که همسایه از همسایه خبر ندارد و حس بیپناهی و تنهایی شهری گسترش یافته است." این مشاهدات، تلنگری است به سبک زندگی مدرن که در آن، سرعت و کارایی جایگزین صمیمیت و همبستگی شده است.

شکافی به نام «فضای سوم»
چوبینی، ریشه این معضل را در حذف "فضای سوم" در زندگی شهری امروز میداند. او توضیح میدهد که شهروندان امروزی عمدتاً میان "فضای خصوصی خانه" و "فضای کاری" در رفتوآمدند و از داشتن فضاهای عمومی و جمعی که بستر ارتباط، تعامل و تجربه زیست مشترک را فراهم کنند، محروم ماندهاند. این در حالی است که در گذشته، مساجد، میدانگاهها و دیگر فضاهای عمومی، نقشی کلیدی در برقراری این پیوندها ایفا میکردند.
چرا مسجد، دیگر آن محور سابق نیست؟
تحلیل چوبینی از دلایل کمرنگ شدن کارکرد تاریخی مساجد، عمیق و قابل تأمل است. او معتقد است که در گذشته، ساختار حکمرانی شهری سادهتر، منسجمتر و مبتنی بر روابط اجتماعی نزدیک بود. مردم یکدیگر را میشناختند، نیازها محدودتر بود و مسجد به صورت طبیعی، نقشی چندوجهی – اجتماعی، حمایتی، آموزشی و هویتی – را بر عهده داشت.
نکته کلیدی در سخنان چوبینی، جایگاه "امام محله" در گذشته است. او تأکید میکند که امام محله، صرفاً یک امام جماعت نبود؛ او مرجع اجتماعی، مشاور خانواده، واسطه حل اختلاف و محور انسجام محله محسوب میشد. زندگی امام مسجد در همان محله، عاملی مهم در این اثرگذاری و ایجاد اعتماد بود.
از اعتماد شخصمحور به اعتماد کارکردی
معاون فرهنگی شهردار شیراز، جامعه امروز را در گذار از "اعتماد شخصمحور" به "اعتماد کارکردی" توصیف میکند. این بدان معناست که مردم دیگر صرفاً بر اساس جایگاه افراد، به آنها اعتماد نمیکنند، بلکه به دنبال شفافیت، کارآمدی و توانایی حل مسئله هستند. این تغییر پارادایم، چالش جدیدی را برای مساجد و نهادهای اجتماعی ایجاد کرده است.

چالش موازیکاری و ضرورت رویکرد مردمی
یکی از چالشهای جدی که چوبینی به آن اشاره میکند، "تعدد ارکان و موازیکاری" در مساجد است. او معتقد است که گاهی نبود انسجام میان ارکان مسجد و نهادهای مختلف، مانع از ایفای نقش محوری مسجد میشود.
در همین راستا، رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری شیراز، میگوید: "هدف ما این است که نظام مسائل محلات از دل خود مردم استخراج شود، نه اینکه نسخهای از بالا برای محلهها پیچیده شود." این جمله، کلید اصلی طرح جدید است؛ طرحی که بر آن است تا با احیای نقش مسجد به عنوان پلی ارتباطی، اعتماد از دست رفته را بازگرداند و با محوریت مردم، به ساختن شهری زنده، پویا و همبسته یاری رساند. این رویکرد، امیدی تازه برای مقابله با تنهایی شهری و تقویت نظارت اجتماعی است.
نظر شما