خبرگزاری شبستان_چهارمحال و بختیاری: داستان حضور پرشور نوجوانان در تجمعات شبانه سورشجان، از صحن همین مساجد محلی آغاز شده است. مساجد این شهر سالهاست که فراتر از یک عبادتگاه، به عنوان «قلب تپنده فعالیتهای اجتماعی» عمل میکنند. مربیان تربیتی و فعالان فرهنگی مساجد با ایجاد حلقههای معرفتی و هنری، بذری را در دل این نوجوانان کاشتهاند که ثمرهاش امروز در میادین شهر دیده میشود.
اینجا، نوجوانان یاد گرفتهاند که «مسجد» نقطه عزیمت برای هر حرکت اصلاحی در جامعه است. از برگزاری کلاسهای تحلیل سیاسی به زبان ساده تا گروههای سرود و تئاتر، همگی باعث شده تا نوجوان سورشجانی، پیش از آنکه وارد فضای پرالتهاب مجازی شود، ریشههای خود را در خاکِ فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی محکم کند. همین عقبه ذهنی است که باعث میشود وقتی فراخوان یک تجمع ملی صادر میشود، بچههای مسجدی اولین کسانی باشند که برای برپایی غرفههای فرهنگی داوطلب میشوند.
پیش از آنکه صدای تکبیر شبانه در کوچهپسکوچههای شهر طنینانداز شود، این صحن و سرای مساجد سورشجان است که به کانون جوشان فعالیتهای فرهنگی بدل گشته. نوجوانان مسجدی این دیار، تنها به عبادت اکتفا نکردهاند؛ آنها در حلقههای معرفتی و هنری، راه و رسم مسئولیتپذیری را میآموزند. فعالیتهای خودجوش فرهنگی، از کتابخوانی گرفته تا گروههای سرود، باعث شده تا نسل نوپای سورشجان، هویت ملی و مذهبی خود را در قلب تپنده مساجد بیابد و برای حضور در عرصههای بزرگتر اجتماعی آماده شود.

کانون «مکتبالاسلام»؛ فراتر از یک نام، یک قرارگاه
وقتی از فعالیتهای فرهنگی در سورشجان سخن به میان میآید، نمیتوان از نام مسجد ۱۴ معصوم (ع) و کانون فعال آن به سادگی گذشت. این مسجد تنها برای اقامه نماز نیست؛ اینجا قرارگاه فرهنگی محله است. کانون «مکتبالاسلام» با درک صحیح از نیازهای روز نوجوانان، توانسته است دیوارهای میان مسجد و نسل جدید را بردارد و فضایی جذاب برای حضور جوانان مهیا کند.
در گفتگو با سکاندار کانون؛ رمز موفقیت در جذب حداکثری
برای درک بهتر این جنبش فرهنگی، به سراغ آقای جعفری، مدیرمسئول کانون فرهنگی هنری مکتبالاسلام مسجد ۱۴ معصوم (ع) شهر سورشجان رفتیم. او که با نگاهی پدرانه و تشکیلاتی، هدایت این نوجوانان را بر عهده دارد، در گفتگویی تفصیلی با خبرنگار خبرگزاری شبستان در استان چهارمحالوبختیاری از جزییات این حرکت بزرگ میگوید.
جعفری با اشاره به فلسفه وجودی کانونهای مساجد اظهار داشت: ما در کانون مکتبالاسلام سورشجان معتقدیم که اگر میخواهیم نوجوان را جذب کنیم، نباید منتظر بمانیم تا او بیاید، بلکه ما باید به سراغ او برویم. هدف ما این است که مسجد را به خانه دوم این بچهها تبدیل کنیم. برای همین، برنامههای ما صرفاً مذهبی نیست؛ ما از کلاسهای تقویتی و علمی گرفته تا تیمهای ورزشی و کارگاههای هنری و رسانهای را در دل مسجد راهاندازی کردیم تا هر نوجوانی با هر سلیقهای، گمشده خود را در مسجد بیابد.
وی در ادامه به فعالیتهای محلهمحور اشاره کرد و افزود: محله باید مسجد را پناهگاه خود بداند. ما در کانون فرهنگیهنری مکتبالاسلام سورشجان، گروههای «همسایهداری» تشکیل دادیم که نوجوانان ما به عیادت سالمندان محله میروند یا در نظافت محله مشارکت میکنند. این یعنی تربیت اجتماعی. وقتی نوجوان حس کند در مسجد هویت پیدا کرده و به او مسئولیت داده میشود، با جان و دل پای کار میآید. همین حضور شبانه در تجمعات که امروز میبینید، نتیجه آن اعتماد به نفس است که در کانون به آنها تزریق شده است.
مدیر کانون فرهنگیهنری مکتبالاسلام شهر سورشجان درباره حضور نوجوانان در اجتماعات اخیر گفت: ما به این بچهها یاد دادیم که «سرباز وطن» بودن فقط به جنگیدن نیست؛ گاهی یک نقاشی، یک شعار یا حتی همین حضور فیزیکی در میان بزرگترها، خودش یک جهاد تبیین است. ما غرفه نقاشی را راه انداختیم تا بچهها با زبان هنر، حرف دلشان را به دنیا بزنند. وقتی نوجوانی پرچم ایران را با آن ظرافت میکشد، در واقع دارد بیعت خودش را با نظام و رهبری امضا میکند.

غرفه نقاشی؛ تبلور بصیرت در میان رنگها با هدایت کانون فرهنگیهنری مکتبالاسلام شهر سورشجان، بخشی از میدان تجمع شبانه به «سنگر هنر» تبدیل شده است. میزهایی که دور تا دور آن را نوجوانانی با پیشانیبندهای «لبیک یا خامنهای» اشغال کردهاند. یکی نقشه ایران را جوری ترسیم کرده که انگار تمام دنیا را در بر گرفته و دیگری شعار «ما تا آخر ایستادهایم» را با خطی حماسی مینگارد.
واگویههای نوجوانانه؛ ما بچههای کانون، پای کار آقامون هستیم
در میان این هیاهو، نوجوانانی که تحت تربیت کانون فرهنگی هنری مکتبالاسلام شهر سورشجان قد کشیدهاند، با زبانی صمیمی از حس و حالشان میگویند:
محمدجواد، ۱۴ ساله، از اعضای فعال کانون، میگوید: راستش رو بگم، قبلاً فکر میکردم مسجد فقط جای پیرمردهاست! ولی از وقتی آقای جعفری پای ما رو به کانون باز کرد، فهمیدم چقدر اشتباه میکردم. ما اینجا کلی رفیق پیدا کردیم، فوتبال میریم، کلاس طراحی میایم. الان هم که اومدیم اینجا، میخوایم بگیم ما بچههای مسجد ۱۴ معصوم، پشت رهبرمون هستیم. آقا جعفری همیشه به ما میگه شما امیدهای آینده هستید، ما هم اومدیم ثابت کنیم که میشه روی ما حساب کرد. این نقاشی که میکشم، فقط رنگ و کاغذ نیست، این عشق منه به وطنم.

محمد امین که با دقت فراوان در حال رنگآمیزی پرچم ایران است، با همان لهجه شیرین سورشجانیاش اضافه میکند: ما تو کانون یاد گرفتیم که ایران مثل خونه خودمونه. آدم از خونهاش دفاع نمیکنه؟ خب ما هم اومدیم اینجا که بگیم کسی حق نداره به خونه ما چپ نگاه کنه. من وقتی شعار حماسی مینویسم، حس میکنم دارم جواب اونایی رو میدم که تو ماهوارهها به ما دروغ میگن. ما گول اونا رو نمیخوریم، چون تو مسجد یاد گرفتیم حقیقت چیه. اومدیم پا به پای باباهامون بگیم: ما هم هستیم، قوی هم هستیم!
پیوند نسلی؛ وقتی مسجد، خانه امید میشود حضور این نوجوانان، اتمسفر تجمعات شبانه سورشجان را دگرگون کرده است. بزرگترهایی که شاهد این صحنهها هستند، با تحسین به این رویشهای انقلاب مینگرند. یکی از والدین میگوید: خیالم راحت است که فرزندم در کانون مکتبالاسلام رشد میکند. آنجا هم سواد رسانهای یاد میگیرد، هم آداب معاشرت و هم بصیرت سیاسی.
نظر شما