به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از خبرگزاری بینالمللی اهلبیت(ع)، جنگ در منطقه از مرحله شوک امنیتی برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس عبور کرده و به سرعت به آزمونی برای مدل اقتصادی این کشور تبدیل شده است که طی دو دهه گذشته بر پایه ثبات امنیتی، انرژی نسبتاً ارزان، سهولت تجارت، گسترش گردشگری، هوانوردی، خدمات مالی و لجستیکی بنا شده بود.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، حملاتی که تأسیسات انرژی، فرودگاهها، هتلها، بنادر و مراکز فناوری در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را هدف قرار دادهاند، تنها خسارتهای مستقیم بر جای نگذاشتهاند، بلکه اساس ایدهای را که برنامههای تنوعبخشی اقتصادی این کشورها بر آن استوار بود، نیز متزلزل کردهاند. این ایده که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتوانند حتی در میان تنشهای خاورمیانه، مقصدی امن برای سرمایهگذاری، کسبوکار و گردشگری باشند.
این موضوع در کنار پیامد اصلی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز قرار میگیرد. گذرگاهی که بخش عمده توان صادرات نفت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به آن وابسته است.
بر اساس گزارش مرکز «استیمسون»، بازسازی تأسیسات آسیبدیده در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به منابع مالی عظیمی نیاز دارد که احتمالاً بخشی از آن از صندوقهای ثروت ملی این کشورها یا خطوط اعتباری تأمین خواهد شد. با این حال، این مرکز تأکید میکند که بازسازی تصویر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به عنوان مقصدی باثبات برای سرمایهگذاری، شاید از بازسازی زیرساختها دشوارتر باشد.
این گزارش هزینه کلی خسارتهای تحمیلشده به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را حدود ۲۰۰ میلیارد دلار برآورد میکند، در حالی که تنها هزینه بازسازی تأسیسات انرژی آسیبدیده به حدود ۵۸ میلیارد دلار میرسد.
تنگه هرمز؛ گلوگاه اقتصاد منطقه
مشکل از تنگه هرمز آغاز میشود. بسته شدن یا اختلال در عبور و مرور از این آبراه، مهمترین گلوگاه اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و بازار جهانی انرژی را هدف قرار داده است.
مرکز استیمسون میگوید حدود ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت خام جهان و نزدیک به ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده که بخش عمده آن از قطر صادر میشود، از این تنگه عبور میکند.
به همین دلیل، میزان آسیب در میان کشورهای منطقه یکسان نبوده است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به دلیل برخورداری از خطوط لوله جایگزین توانستهاند بخشی از صادرات خود را از مسیرهایی خارج از تنگه هرمز منتقل کنند، اما قطر، کویت و بحرین به دلیل نداشتن گزینههای جایگزین، آسیبپذیری بیشتری داشتهاند.
گزارش «امیلی راتلج» پژوهشگر در نشریه «دِ کانورسیشن» نیز همین موضوع را تأیید میکند. او مینویسد جنگ علیه ایران، تفاوتهای بزرگی را در میزان تابآوری اقتصادهای خلیج فارس آشکار کرده است.
عربستان روزانه حدود ۷ میلیون بشکه نفت را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کرده و امارات نیز از خط لوله حبشان ـ فجیره برای صادرات روزانه تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت از دریای عمان بهره گرفته است. در مقابل، صادرات قطر و کویت به دلیل وابستگی شدید به تنگه هرمز آسیب جدی دیده است.
بانک جهانی نیز پیشبینی رشد اقتصادی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در سال ۲۰۲۶ را از ۴.۴ درصد به ۱.۳ درصد کاهش داده است. برخی مؤسسات از جمله «آکسفورد اکونومیکس» حتی احتمال رکود اقتصادی در برخی کشورهای این منطقه طی نیمه دوم سال جاری میلادی را مطرح کردهاند.
ضربه سنگین به صنعت انرژی
مرکز استیمسون گزارش میدهد که بیش از ۸۰ تأسیسات انرژی در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از جمله پالایشگاهها، میادین نفتی، مجتمعهای گازی و تأسیسات گاز مایع، آسیب دیدهاند.
در عربستان، تأسیسات مهمی مانند رأس تنوره، مجتمع خریص، میدان دریایی منیفه و ایستگاه پمپاژ مرتبط با خط لوله ینبع هدف حملات قرار گرفتهاند.
این آسیبها باعث کاهش حدود ۱۰ درصدی تولید نفت خام عربستان شده است. در نتیجه، این کشور ناچار شده بخش عمده صادرات دریایی خود را از طریق خط لوله ینبع انجام دهد و صادرات خود را در سطح حدود ۵ میلیون بشکه در روز حفظ کند، در حالی که پیش از جنگ این رقم به حدود ۷ میلیون بشکه میرسید.
قطر؛ بیشترین آسیب در حوزه گاز
قطر به دلیل وابستگی گسترده به صادرات گاز طبیعی مایع از مسیر تنگه هرمز بیش از دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آسیب دیده است.
طبق گزارش استیمسون، بازسازی مجتمع عظیم «راس لفان» که مسئول تولید حدود ۵ درصد گاز طبیعی جهان و ۲۰ درصد گاز مایع جهان است، ممکن است تا پنج سال زمان ببرد. دلیل این موضوع کمبود شرکتهای توانمند در ساخت توربینهای عظیم مورد نیاز برای بازسازی این مجتمع عنوان شده است.
برآوردها نشان میدهد که قطر ممکن است سالانه تا ۲۰ میلیارد دلار از درآمدهای صادراتی خود را از دست بدهد.
همچنین تأسیسات «پرل» برای مایعسازی گاز در قطر و برخی پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی در کویت و عربستان نیز آسیب دیدهاند.
خسارت به صنعت آلومینیوم و فناوری
تأسیسات بزرگ تولید آلومینیوم در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از جمله شرکت آلومینیوم جهانی امارات و شرکت آلومینیوم بحرین هدف حملات قرار گرفتهاند. قطر نیز به صورت پیشگیرانه فعالیت مجتمع «قطلوم» را متوقف کرده است.
این مجموعهها در مجموع حدود ۹ درصد تولید آلومینیوم اولیه جهان را در اختیار دارند. موضوعی که نشان میدهد آثار جنگ فراتر از مرزهای منطقه رفته و زنجیرههای تأمین جهانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در کنار این موضوع، مراکز داده در امارات و بحرین نیز آسیب دیدهاند که موجب اختلال در خدمات مالی، خرید اینترنتی و سامانههای تحویل کالا شده است. این مسئله برخی شرکتهای فناوری را به بررسی انتقال بخشی از فعالیتهای خود به مناطق دیگر واداشته است.
سقوط گردشگری و هوانوردی
یکی از مهمترین ضربههای جنگ به بخش گردشگری کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس وارد شده است. بخشی که ستون اصلی برنامههای تنوعبخشی اقتصادی این کشورها، محسوب میشود.
بر اساس گزارش استیمسون، تعداد پروازها در منطقه از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تاکنون حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است.
همچنین تعداد گردشگران ورودی نسبت به مدت مشابه سال ۲۰۲۵ به ترتیب ۳۵ درصد در عربستان، ۳۰ درصد در امارات، ۲۵ درصد در قطر و کویت و ۲۰ درصد در عمان کاهش یافته است.
هزینه بیمه شرکتهای هواپیمایی نیز از حدود ۲۰ تا ۳۵ هزار دلار به ۷۵ هزار دلار افزایش یافته و بسیاری از خطوط هوایی مجبور به تغییر مسیر پروازهای خود شدهاند.
ادامه این روند باعث افزایش هزینه سفرها، طولانیتر شدن زمان پروازها و کاهش درآمد فرودگاههای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است.
دهها میلیارد دلار زیان در گردشگری
در سال ۲۰۲۵، گردشگری حدود ۱۷۸ میلیارد دلار به اقتصاد عربستان، ۷۰ میلیارد دلار به اقتصاد امارات، ۱۶ میلیارد دلار به اقتصاد قطر و بیش از ۳ میلیارد دلار به اقتصاد عمان کمک کرده بود.
اما اکنون پیشبینی میشود که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با کاهش ۲۳ تا ۳۸ میلیون گردشگر و زیانی بین ۳۴ تا ۵۶ میلیارد دلار در درآمدهای گردشگری مواجه شوند.
در دبی، نرخ اشغال هتلها از ۸۱.۱ درصد به ۲۲.۸ درصد سقوط کرده و دولت این امارت، بسته حمایتی ۲۷۲ میلیون دلاری برای صنعت گردشگری اختصاص داده است.
همچنین میزان اشغال هتلها در بحرین حدود ۷۰ درصد کاهش یافته و بسیاری از رویدادهای بزرگ اقتصادی و ورزشی در عربستان، بحرین، قطر و امارات لغو یا به تعویق افتادهاند.
امنیت غذایی و بحران اجتماعی
بنیاد کارنگی این جنگ را آزمون فشار برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس توصیف میکند. زیرا نه تنها ضعف زیرساختهای اقتصادی، بلکه شکنندگی برخی مؤلفههای حکمرانی و انسجام اجتماعی این کشورها را نیز آشکار ساخته است.
حملات موشکی و پهپادی به فرودگاهها، هتلها و تأسیسات انرژی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، شوک شدیدی به بازار نفت وارد کرده و صنعت گردشگری و هوانوردی این کشورها را تقریباً فلج کرده است.
همچنین حملات به تأسیسات آبشیرینکن، نگرانیهای انسانی جدی برای کشورهای عربی خلیج فارس ایجاد کرده و تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز بیش از ۷۰ درصد واردات غذایی این منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.
اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به واردات مواد غذایی، آب شیرینشده و نیروی کار مهاجر وابستگی بالایی دارد. به همین دلیل، کارگران مهاجر در این کشورها بیش از دیگران در معرض آسیب قرار گرفتهاند.
بازار کار؛ بحرانی شدیدتر از کرونا
بحران فعلی تنها در آمار رشد اقتصادی یا صادرات نفت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دیده نمیشود، بلکه بازار کار این کشورها را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
بسیاری از شرکتها در عربستان، امارات و کویت اقدام به تعدیل نیرو، کاهش حقوق یا کاهش ساعات کاری کارکنان کردهاند، روندی که بیش از همه کارگران خارجی را هدف قرار داده است.
سازمان بینالمللی کار هشدار داده که در صورت فروکش سریع بحران، ساعات کاری در کشورهای عربی خلیج فارس ۱.۳ درصد کاهش خواهد یافت. اما اگر تنشها ادامه یابد این رقم به ۳.۷ درصد و در صورت تشدید گسترده جنگ به ۱۰.۲ درصد خواهد رسید.
این میزان کاهش حتی بیش از دو برابر افت ساعات کاری ثبتشده در دوران همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ است.
حدود ۴۰ درصد نیروی کار در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در بخشهایی مانند ساختوساز، صنعت، حملونقل، تجارت، هتلها و رستورانها مشغول فعالیت هستند، بخشهایی که بیشترین آسیب را از جنگ متحمل شدهاند.
در نتیجه، آثار این بحران تنها در شاخصهای کلان اقتصادی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دیده نمیشود، بلکه مستقیماً بر معیشت صدها هزار کارگر و خانوادههای وابسته به درآمد و حوالههای آنان در کشورهای مختلف آسیایی تأثیر گذاشته است.
نظر شما