به گزارش خبرگزاری شبستان، مشروح این یادداشت به شرح ذیل است: برگزاری کنگرهی بزرگداشت علامه ملاعبدالله بهابادی، فرصتی استراتژیک برای عبور از بزرگداشتهای نمادین به سوی «نظامسازی تمدنی» است. علامه بهابادی در قرن دهم هجری، فراتر از یک مدرسِ منطق، «معمارِ حکمرانیِ مقتدر» بود که برای حلِ «پارادوکسِ قدرت» (توازن میان استقلالِ فقهی و اقتدارِ سیاسی)، تکنولوژیِ مدیریتیِ ویژهای طراحی کرد. این کنگره باید میراثِ او را به مثابه یک «نرمافزارِ فکریِ حلِ مسئله» برای عصرِ حاضر بازخوانی کرده و در چهار محورِ بنیادین عملیاتی سازد:
۱. تکنولوژیِ توازنِ استراتژیک: «نظامِ موازنه» در تعامل با قدرت
علامه بهابادی در عصر صفوی، پارادوکسِ نزدیکیِ به قدرت و حفظِ استقلالِ فقهی را با «نظامِ موازنهیِ سهلایه» حل کرد:
مشروعیتبخشیِ مشروط: او دولت را به عنوانِ «کارگزارِ اجرایِ زیرساختها» پذیرفت، اما «جهتگیریهایِ تمدنی» را در انحصارِ مرجعیتِ معرفتیِ خود حفظ کرد. کنگره باید تبیین کند که دولت، بازویِ اجراییِ عقلانیتِ حوزوی است، نه بالادستِ آن.
مدیریتِ نرمِ تعارض: او با تبدیلِ منازعاتِ فکری به «مباحثهیِ منطقی»، از تبدیلِ تنشهایِ اجتماعی به بحرانهایِ سیاسی جلوگیری میکرد. این «مدیریتِ هوشمندِ تکثر»، الگویِ امروزِ ما برایِ تنظیمگریِ اجتماعی بدونِ تکیه بر ابزارهایِ قهری است.
اقتصادِ مستقلِ نهادی: مدیریتِ دقیقِ موقوفات توسط علامه، فراتر از امورِ خیریه، یک «عملیاتِ مالیِ استراتژیک» برای تأمینِ استقلالِ نهادِ دین بود. کنگره باید با واکاویِ این الگو، راهکارِ خروجِ نهادِ دین از وابستگیهایِ بودجهای و تأسیسِ هلدینگهایِ وقفیِ مدرن را ارائه دهد.
۲. چرخشِ پارادایمیک: از «فقیه-مدرس» به «فقیه-مدیر»
سیره علامه نشان میدهد که علمِ عقلیِ محض، بدونِ پیوند با میدانِ اجرا، به انزوا میانجامد.
راهبردِ عملیاتی: ایجاد «پارکهایِ حکمرانیِ دینی» در جوار مراکز حوزوی؛ بستری که در آن طلابِ نخبه، همزمان با تلمذِ علومِ عقلی، به حلِ مسائلِ واقعیِ مدیریتی در حوزههای شهری، اقتصادی،اجتماعی و تربیتی بپردازند تا نهادِ دین از «مصرفکنندهی منابع» به «تولیدکنندهی راهکارهای اجتماعی» ارتقا یابد.
۳. منطقِ دقیق، زبانِ مشترکِ مدیریتِ تکثر
علامه بهابادی در عصری که نحلههایِ فکریِ متعددی در تکاپو بودند، با تکیه بر «منطقِ استدلالی»، به جایِ رویکردِ حذفی، به «داورِ علمی» تبدیل شد.
راهبردِ عملیاتی: در جامعهیِ متکثرِ امروز، نهادِ دین باید نقشِ «میانجیِ عقلانی» را ایفا کند. ترویجِ عقلانیتِ منطقی به عنوانِ «زبانِ مشترک»، راهکاری برای تبدیلِ تقابلهایِ فکری به همافزاییهایِ تمدنی در تعامل با نخبگانِ دانشگاهی است.
۴. حکمرانیِ دادهبنیان: تاریخنگاریِ کیسمحور (Case-Study)
اسنادِ عصرِ صفویه، یک معدنِ طلایِ مدیریتی است که نباید تنها به عنوانِ تاریخِ روایی نگریسته شود.
راهبردِ عملیاتی: تبدیلِ متونِ تراجم و اسنادِ موقوفات به «کیساستادیهایِ مدیریتی»؛ ایجاد «بانکِ دادههایِ حکمرانیِ صفویه» جهت استخراجِ الگوهایِ مدیریتِ بحران، بودجهبندیِ اعتاب مقدسه و مدیریتِ منابعِ انسانی برای مدیرانِ نسلِ جوان.
چشماندازِ نهایی: گذار به «سندِ جامعِ حکمرانیِ دینی»
خروجیِ مطلوبِ این کنگره نباید به تولیدِ مجموعه مقالاتِ تئوریک محدود شود، بلکه باید «منشورِ حکمرانیِ مقتدر» را تدوین نماید. این کنگره باید تبیین کند که چگونه میتوان:
• قدرتِ سیاسی را بدونِ استحاله، به خدمتِ آرمانهایِ دینی درآورد.
• تعارضاتِ اجتماعی را با ابزارِ منطقِ عمومیِ حوزوی مدیریت کرد.
• نهادِ روحانیت را با احیایِ سنتِ موقوفاتِ هدفمند، به لحاظِ مالی خودکفا ساخت.
سخنِ نهایی این است که علامه ملاعبدالله بهابادی، نه یک میراثِ بهجامانده در تاریخ، که «معمارِ اقتدارِ دینی در عصرِ پسامدرن» است. کنگرهی بزرگداشتِ او باید آزمایشگاهی برای طراحیِ ساختارهای آینده باشد؛ جایی که «دقتِ منطقی در تصمیمسازی» با «شجاعتِ مدیریتی در میدان» پیوند میخورد تا تمدنِ نوین اسلامی، نه بر شعار، که بر پایههایِ دقیقِ «نظامِ مدیریتِ اقتدار» بنا شود.
حسن عبدی پور، دبیر علمی کنگره جهانی حکیم بهابادی یزدی یادداشتی را به مناسبت برگزاری کنگره بزرگداشت این علامه به رشته تحریر درآورد.
کد خبر 1884497
نظر شما