به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، «اردیبهشت»، در تقویم فرهنگی ایران، فقط یک ماه نیست؛ فصل دیدار با کتاب است. ماهی که با بوی کاغذ، جلدهای تازه، صفهای طولانی کتابدوستان و راهروهای شلوغ نمایشگاه کتاب تهران معنا پیدا میکرد. سالها، مصلی تهران در روزهای اردیبهشت، به پاتوق بزرگ عاشقان کتاب تبدیل میشد؛ جایی که از هر گوشهاش صدای ورق خوردن کتاب، گفتوگو درباره تازههای نشر و شوق خرید و کشف به گوش میرسید. اما امسال، حال و هوای آشنای سالهای پیش در کار نیست. نمایشگاه کتاب در قالب مجازی برگزار میشود و شور و شوق حضوری، جای خود را به مرور صفحههای اینترنتی داده است؛ تغییری که هرچند ناگزیر، اما برای بسیاری از کتابدوستان، چیزی از جنس دلتنگی به همراه دارد. در این میان، نبود یک چهره بیش از همیشه حس میشود؛ چهرهای که سالها با کتاب زیست، با نویسندگان نشست و برخاست داشت، کتاب را نه یک سرگرمی، بلکه یک ضرورت میدانست و هر سال، وقتی نمایشگاه کتاب برپا میشد، بخشی از وقت خود را به بازدید از آن اختصاص میداد. آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای(ره)، رهبر شهید انقلاب اسلامی، از جمله شخصیتهایی بود که نامش با کتاب، مطالعه و کتابشناسی گره خورده بود؛ شخصیتی که فراتر از جایگاه سیاسی و دینی، در حافظه فرهنگی ایرانیان به عنوان یک کتابخوان حرفهای و اهل معرفت شناخته میشود.
رهبری که با کتاب زندگی میکرد
آیتالله خامنهای(ره) از همان نوجوانی و جوانی، با کتاب پیوندی عمیق داشت. در سالهایی که دسترسی به منابع و کتابهای متنوع آسان نبود، ایشان همواره وقت خود را برای مطالعه و یادگیری صرف میکردند و این عادت، نه تنها در سالهای مبارزه، بلکه در دوران مسئولیتهای سنگین سیاسی و اجتماعی نیز ادامه یافت. دامنه مطالعات ایشان بسیار گسترده بود؛ از تاریخ و ادبیات گرفته تا فلسفه، علوم انسانی، قرآن، فقه، کلام و معارف اسلامی.
این تنوع مطالعات، از یک سو نشاندهنده ذهنی جستوجوگر و تحلیلگر بود و از سوی دیگر، از این حقیقت خبر میداد که کتاب در منظومه فکری ایشان، فقط ابزاری برای اطلاع نیست، بلکه مسیری برای فهم عمیقتر انسان، جامعه، دین و تاریخ است. از همین رو، ارتباط مستمر با اهل قلم، نویسندگان، شاعران و پژوهشگران، بخشی از سلوک فرهنگی ایشان بود. نشستها و دیدارهای متعدد با اصحاب فرهنگ و هنر، تنها جنبه تشریفاتی نداشت، بلکه نشان میداد که رهبری در نگاه ایشان با شناخت و حمایت از جریان کتاب و اندیشه پیوندی مستقیم دارد.
نمایشگاه کتاب؛ آیینهای از دغدغه فرهنگی
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، برای سالها یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی کشور بود. این نمایشگاه فقط محلی برای خرید کتاب نبود؛ بلکه جایی برای دیدن جریانهای فکری، شناخت ناشران، رصد تحولات نشر، و یافتن نسبت تازه میان مخاطب و کتاب به شمار میرفت. در این میان، حضور رهبر انقلاب در نمایشگاه، برای بسیاری از اهالی نشر و بازدیدکنندگان، رخدادی معنادار بود. ایشان در بازدیدهای خود، نه صرفاً به عنوان یک مقام رسمی، بلکه به عنوان یک خواننده دقیق و آگاه با غرفهها و کتابها برخورد میکردند؛ کتابها را ورق میزدند، درباره موضوعات پرسش میکردند و از کیفیت تولیدات نشر خبر میگرفتند.
همین حضور، پیام روشنی داشت: کتاب در نظام فکری و فرهنگی این کشور، حاشیهای نیست. وقتی بالاترین مقام کشور برای دیدن کتابها وقت میگذارد، یعنی کتاب هنوز میتواند در مرکز توجه بماند. این نگاه، برای ناشران، نویسندگان و فعالان فرهنگی، هم دلگرمکننده بود و هم مسئولیتآور. در واقع، نمایشگاه کتاب در آن سالها، تنها بازار کتاب نبود؛ صحنهای بود برای دیده شدن دغدغههای فرهنگی و سنجش میزان حیات کتاب در جامعه.

از نهجالبلاغه تا قرآن؛ کتاب به مثابه راه
آنچه آیتالله خامنهای(ره) را در زمره چهرههای ممتاز فرهنگی قرار میدهد، صرفاً حجم مطالعه یا گستره دانش ایشان نیست؛ بلکه نوع مواجههشان با متن و کتاب است. در آثار و سخنان ایشان، کتاب همواره با فهم، تحلیل و هدایت همراه بوده است.
این رویکرد را میتوان به روشنی در آثار مکتوب و درسگفتارهای ایشان دید؛ آثاری که بسیاری از آنها سالها بعد از ایراد سخنرانیها، به صورت کتاب تدوین و منتشر شدهاند.
در صدر این آثار، مجموعه «شرح نهجالبلاغه رهبری» جای دارد؛ مجموعهای از بیانات و تدریسهایی که بر کلمات و مفاهیم امیرالمؤمنین(ع) تمرکز دارد. نهجالبلاغه در این نگاه، فقط متن ادبی یا تاریخی نیست؛ کتابی است زنده، راهگشا و بهروز که میتواند در فهم عدالت، حکومت، اخلاق، مسئولیت اجتماعی و سیاست دینی راهنمای مخاطب باشد. آیتالله خامنهای در این شرحها، نهجالبلاغه را از قاب سنتی بیرون میآورند و آن را به زمانه امروز پیوند میزنند؛ پیوندی که نشان میدهد چگونه میتوان از متن کهن، زبان حل مسائل امروز را استخراج کرد.
کتابهایی مانند «راه و روش مدیران»، «منشور حکومت علوی»، «نبوتها در نهجالبلاغه» و «گنجینه بیپایان» نیز در همین امتداد شکل گرفتهاند؛ آثاری که نهجالبلاغه را به عنوان منبعی برای تربیت فرد، اداره جامعه و تبیین اصول حکومتداری در اسلام معرفی میکنند. این آثار، در واقع نشان میدهند که اندیشه دینی، اگر با کتاب و مطالعه و تحلیل همراه شود، میتواند از سطح شعار فراتر رود و به برنامهای برای عمل بدل شود.
تاریخ اسلام، نه روایت گذشته، که درس امروز
یکی دیگر از محورهای مهم در آثار آیتالله خامنهای(ره)، بازخوانی تاریخ اسلام، بهویژه زندگی امامان معصوم(ع) است. در نگاه ایشان، تاریخ اهلبیت(ع) مجموعهای از رویدادهای جداگانه و پراکنده نیست، بلکه جریانی ممتد و هدفمند است که هر امام، بخشی از یک مأموریت واحد را بر عهده دارد. این نگاه، در آثاری چون «حماسه امام سجاد(ع)»، «همرزمان حسین(ع)»، «دو امام مجاهد»، «صلح امام حسن(ع)» و مجموعه «انسان ۲۵۰ ساله» بهخوبی دیده میشود.
مفهوم «انسان ۲۵۰ ساله» یکی از کلیدیترین ایدههای تحلیلی در آثار ایشان است. بر اساس این نظریه، ائمه اطهار(ع) در طول حدود ۲۵۰ سال، یک حرکت واحد را در شرایط مختلف ادامه دادهاند؛ حرکتی که گاه به صورت قیام، گاه به صورت صلح، گاه در قالب آموزش، و گاه در هیئت صبر و روشنگری بروز کرده است. این نگاه، تاریخ را از سطح گزارشهای پراکنده فراتر میبرد و آن را به یک منظومه معنادار تبدیل میکند؛ منظومهای که برای مخاطب امروز، بهویژه نسل جوان، میتواند الهامبخش و راهگشا باشد.
کتاب «همرزمان حسین(ع)» با همین منطق نوشته شده است؛ اثری که مبارزات ائمه پس از عاشورا را در امتداد نهضت حسینی تحلیل میکند. در این روایت، امام سجاد(ع)، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و دیگر امامان، نه شخصیتهایی منفعل، بلکه مجاهدانیاند که در هر دوره، با ابزارهای متناسب با شرایط زمانه، مسیر مبارزه را ادامه دادهاند. این نوع بازخوانی، بهویژه در روزگاری که روایتهای سطحی از دین و تاریخ فراوان است، اهمیت مضاعف دارد.

«خون دلی که لعل شد»؛ روایت رنج و پایداری
در میان آثار آیتالله خامنهای، کتاب «خون دلی که لعل شد» جایگاهی خاص دارد. این کتاب، خاطرات زندان، تبعید و روزهای مبارزه ایشان علیه رژیم پهلوی را در بر میگیرد و از این جهت، تنها یک متن تاریخی نیست؛ بلکه سندی انسانی و عاطفی از زیستن در میانه رنج و مقاومت است. عنوان کتاب، خود گویای مسیری است که در آن درد، به لعل بدل میشود؛ یعنی رنج، اگر با ایمان و صبر همراه شود، به تجربهای ارزشمند و سازنده تبدیل میگردد.
این کتاب برای مخاطب امروز، بهویژه جوانانی که از نزدیک با فضای مبارزه پیش از انقلاب آشنا نیستند، دریچهای تازه باز میکند. در این اثر، خواننده فقط با شرح وقایع روبهرو نیست؛ بلکه با نوعی نگاه به زندگی مواجه میشود که در آن ایستادگی، امید، سختی و معنا در هم تنیدهاند. همین ویژگی است که «خون دلی که لعل شد» را از خاطرهنگاریهای معمول متمایز میکند.
قرآن و حدیث؛ ریشههای یک منظومه فکری
در آثار مکتوب رهبر فقید انقلاب، قرآن و حدیث نیز جایگاهی محوری دارند. مجموعه «بیان قرآن» حاصل سالها تدریس و تفسیر آیات الهی است و نشان میدهد که قرآن برای ایشان، نه فقط کتابی برای تلاوت، بلکه منبعی زنده برای فهم جهان و انسان بوده است. در این مجموعه، سورههایی مانند تغابن، مجادله، ممتحنه، جمعه، حشر، حمد، بقره، برائت، منافقون و صف مورد تفسیر قرار گرفتهاند؛ هر یک با رویکردی که هم جنبه آموزشی دارد و هم جنبه اجتماعی و تربیتی.
از سوی دیگر، «مجموعه حدیث زندگی» نیز حاصل توجه ایشان به متون حدیثی و اخلاقی است. گزینش و شرح احادیث از کتابهایی مانند النوادر، مکارمالاخلاق، امالی صدوق، الخصال و بحارالانوار، نشان میدهد که در نگاه ایشان، حدیث فقط نقل قولی از گذشته نیست، بلکه ابزاری برای تربیت، تزکیه و اصلاح سبک زندگی است. این مجموعه، بهویژه برای طلاب، پژوهشگران و علاقهمندان به اخلاق اسلامی، اهمیت فراوانی دارد.
عدالت؛ یک ضرورت عملی
از دیگر آثار قابل توجه ایشان، «کتاب عدالت» است؛ کتابی که نه به صورت انتزاعی، بلکه به شکل کاربردی به عدالت اجتماعی میپردازد. این کتاب تلاش میکند به پرسشهای اساسی درباره ضرورت عدالتخواهی، راههای تحقق آن و بایدها و نبایدهای کنش عدالتطلبانه پاسخ دهد. در واقع، عدالت در این اثر، نه یک مفهوم تزئینی، بلکه یک مطالبه عملی و اجتماعی است که باید در رفتار فردی و ساختارهای جمعی دنبال شود.
این رویکرد، با آنچه در دیگر آثار ایشان دیده میشود، کاملاً همخوان است؛ یعنی اندیشهای که همواره میکوشد مفاهیم دینی را از سطح نظر به عرصه عمل بیاورد. به همین دلیل است که بسیاری از کتابهای منتسب به بیانات ایشان، نه صرفاً برای مطالعه، بلکه برای فهم یک دستگاه فکری کامل اهمیت دارند.
کتاب، میراثی که میماند
امروز که نمایشگاه کتاب در قالب مجازی برگزار میشود، شاید شور همیشگی راهروهای مصلی و صفهای بلند غرفهها کمتر دیده شود، اما حقیقتی بنیادی همچنان پابرجاست: کتاب زنده است، اگر خواننده زنده باشد. و در این میان، یاد آیتالله خامنهای(ره)، یادآور این حقیقت است که کتابخوانی فقط یک عادت شخصی نیست؛ یک زیست فرهنگی است، یک روش فهم جهان است و گاه یک مسئولیت اجتماعی.او از آندست شخصیتهایی بود که کتاب را نه برای انباشتن اطلاعات، بلکه برای ساختن فهم، جهت دادن به اندیشه و گشودن راه در برابر جامعه میخواست. از همین رو، آثار برجایمانده از او، فقط کتابهایی برای قفسهها نیستند؛ بخشی از میراث فکری و فرهنگی معاصر ایراناند.
اردیبهشت هر سال، با نمایشگاه کتاب شناخته میشود؛ اما برای بسیاری از کتابدوستان، این ماه با یاد مردی معنا میگیرد که کتاب را دوست داشت، میخواند، میفهمید و از آن برای ساختن جهان بهتر سخن میگفت. امروز اگر مصلی تهران دیگر بهشت کتابخوانها نباشد، صفحات همین کتابها هنوز میتوانند آن بهشت را در ذهن و دل مخاطبان زنده نگه دارند.
نظر شما