ایران در آستانه پیری؛ فرصتی ۱۵ ساله که به سرعت می گذرد

دکتر زردموی اوردکلو جمعیت را زیربنای قدرت دفاعی و اقتصادی کشور برشمرد و با اشاره به روند نزولی نرخ باروری گفت: ما تنها ۱۵ سال فرصت داریم تا از پتانسیل نسل جوان فعلی برای پیشرفت جهشی استفاده کنیم؛ چرا که با ورود به فاز پیری، هزینه‌های نگهداری از جمعیت سالخورده، فرصت تولید ثروت و رقابت بین‌المللی را از کشور سلب خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، دکتر شاپور زردموی اوردکلو شامگاه ( ۲۸ اردیبهشت) در نشست «میز گفتگوی دانشگاهیاان و مردم با موضوع جمعیت، ازدواج و خانواده» در محل میدان مادر شهر بیرجند با اشاره به ریشه‌های تاریخی تشکیل خانواده و تغییرات نوین اجتماعی در دهه‌های اخیر، به کالبدشکافی موانع جوانی جمعیت پرداخت.

خانواده؛ کانون هویت‌ساز بشر در گذر هزاره‌ها

دکتر زردموی اوردکلو با تأکید بر اینکه خانواده اساس و پایه تمامی جوامع بشری است، اظهار داشت: بیش از ۲۰۰ هزار سال از زیست انسان هوشمند روی کره زمین می‌گذرد و در تمام این دوران، هیچ جایگزینی برای نهاد خانواده یافت نشده است چراکه بقای نسل و پرورش نسل‌های آتی تنها در بستر این کانون گرم میسر بوده است.

این استاد جامعه‌شناسی با مقایسه سبک زندگی در ۲۰۰ سال اخیر با ادوار گذشته، تصریح کرد: تا پیش از دوران صنعتی‌شدن، خانه و محل کار انسان‌ها یکی بود. اقتصاد خانواده بر پایه دامداری و کشاورزی در محل سکونت استوار بود و فرزندان در کنار والدین، نه‌تنها مهارت‌های شغلی، بلکه زیست اجتماعی را فرا می‌گرفتند. در آن ساختار، انتقال تجربه از پدر به پسر و از مادر به دختر، پیوندی ناگسستنی میان اعضا ایجاد می‌کرد.

وی افزود: با وقوع انقلاب صنعتی، محیط کار به کارخانه‌ها و شرکت‌ها منتقل شد و میان محل زیست و محل تأمین معاش فاصله افتاد. این جدایی، نخستین ضربه بزرگ به انسجام سنتی خانواده بود؛ چراکه حضور والدین در خانه کمرنگ شد و نهادهایی مثل مدارس و مکتب‌خانه‌ها برای پر کردن خلأ آموزشی فرزندان پدید آمدند.

استادیار دانشگاه بیرجند در ادامه تحلیل خود به تغییر الگوی خانواده از «گسترده» به «هسته‌ای» اشاره کرد و گفت: در گذشته، خانواده‌های ۱۵ تا ۲۰ نفره یک ضرورت اقتصادی بودند. آموزش، مذهب و حتی تفریح در درون خانواده تعریف می‌شد. اما با ورود تکنولوژی و صنعتی شدن کشاورزی، نیاز به نیروی انسانیِ انبوه در خانواده‌ها کاهش یافت؛ به‌طوری‌که تراکتور جای چندین نیروی انسانی را گرفت و همین امر خانواده‌ها را به سمت کوچک‌تر شدن سوق داد.

وی خاطرنشان کرد: تحول در شرایط اقتصادی، ناگزیر منجر به تحول در ساختار خانواده شده است. کوچک‌تر شدن خانواده‌ها و واگذاری کارکردهایی نظیر آموزش دینی و مهارتی به نهادهای بیرونی، امروز به یکی از چالش‌های اصلی در مسیر جوانی جمعیت و فرزندآوری تبدیل شده است که نیازمند بازنگری و ارائه راهکارهای متناسب با زیست‌بوم جدید است.

انزوای خانواده‌ها؛ ریشه بیماری‌های نوظهور اجتماعی

این استاد دانشگاه با اشاره به کاهش ارتباطات خویشاوندی در پی کوچک شدن خانواده‌ها، هشدار داد: وقتی ساختار خانواده از "گسترده" به "هسته ای" تغییر یافت، پیوند دایی، خاله، عمه و عمو که همگی در یک فضا زیست می‌کردند، گسسته شد. این کم‌شدن ارتباطات، تنها یک تغییر ساده نبود، بلکه منشأ بسیاری از امراض و اختلالات روانی و اجتماعی است که امروزه خانواده‌ها با آن دست‌به‌گریبان هستند.

دکتر زردموی اوردکلو با نگاهی نقادانه به تاریخ معاصر جهان اظهار داشت: بعد از جنگ جهانی دوم و کشته شدن میلیون‌ها مرد در اروپا، کشورهای غربی با بحران شدید نیروی کار روبرو شدند. آن‌ها برای بازسازی ویرانه‌های جنگ، ناگزیر شدند زنان را به کارخانه‌ها بکشانند. جالب اینجاست که این "اجبار اقتصادی" را امروز تحت عنوان "حقوق بشر" به ما می‌فروشند؛ در حالی که ریشه اصلی آن، نیاز مبرم سیستم سرمایه‌داری به نیروی کار بود که بعدها به مطالبه حق رای و برابری حقوقی منجر شد.

وی به چالش‌های پیش‌روی خانواده‌های امروزی اشاره کرد و گفت: وقتی ساختار اقتصادی به‌گونه‌ای طراحی می‌شود که هم مرد و هم زن مجبور به کار بیرون از خانه هستند، اولین سوالی که قربانی می‌شود این است: "چه کسی باید از فرزند مراقبت کند؟". خانواده یک موجود زنده است که به تغییرات سیاسی و اقتصادی واکنش نشان می‌دهد؛ وقتی دستمزد و آورده مالی زن و مرد برابر می‌شود، مطالبات نیز تغییر کرده و گاهی استقلال مالی لجام‌گسیخته، منجر به کاهش نیاز عاطفی به شریک زندگی و در نهایت افزایش آمار طلاق می‌گردد.

تغییر الگوی همسرگزینی؛ از مصلحت اقتصادی تا احساسات محض

استادیار جامعه‌شناسی دانشگاه بیرجند، به تغییر ماهیت ازدواج اشاره کرد و افزود: تا ۲۰۰ سال پیش، خانواده یک "واحد اقتصادی" بود. انتخاب همسر بر مبنای واقعیت‌های معیشتی صورت می‌گرفت؛ مثلاً مردی که دامدار بود، همسری برمی‌گزید که هنر تبدیل شیر به فرآورده‌های دامی را داشته باشد تا چرخ اقتصاد خانواده بچرخد.

وی افزود: اما با خروجِ کار از خانه و تبدیل شدن مردان به کارگران روزمزدِ کارخانه‌ها، خانواده از یک واحد تولیدی به یک واحد مصرفی تبدیل شد و معیارهای انتخاب همسر از واقع‌گرایی معیشتی به سمت الگوهای دیگری حرکت کرد که مستقیماً بر پایداری خانواده و بحث جوانی جمعیت اثرگذار بوده است.

عاطفه؛ تنها نخ تسبیح خانواده‌های امروزی

این جامعه‌شناس با تبیین تفاوت‌های بنیادین خانواده‌های قدیم و جدید گفت: در گذشته، اقتصاد و معیشت عامل پیوند زن و مرد بود، اما با خروجِ کار از خانه، این زنجیر باز شد. امروز آنچه خانواده را سرپا نگه می‌دارد، نه نیاز مالی، بلکه "عواطف، احساسات و عشق" است. در عصر حاضر که بسیاری از بانوان استقلال مالی دارند، اگر رابطه عاطفی و دلی میان زوجین برقرار نباشد، هیچ الزامی برای تداوم زندگی مشترک نمی‌بینند.

دکتر زردموی اوردکلو با انتقاد از عدم به‌روزرسانی نگاه برخی مردان به مقوله ازدواج، تصریح کرد: بسیاری از جوانان تصور می‌کنند با تأمین مسکن، خودرو و لوازم زندگی، وظیفه خود را تمام کرده‌اند و می‌پرسند: "دیگر چه می‌خواهی؟". پاسخ این است که زنِ امروز برای کالا با کسی ازدواج نمی‌کند؛ خانواده اکنون یک واحد عاطفی است و اگر مردی نتواند "دل" همسرش را مدیریت کند، زندگی‌اش با فروپاشی یا طلاق عاطفی روبرو خواهد شد.

استادیار دانشگاه بیرجند با مقایسه نرخ باروری در دهه‌های گذشته اظهار داشت: در دهه ۴۰ و ۵۰، متوسط فرزندآوری خانواده‌ها بسیار بالا بود. بخشی از این موضوع به "نرخ بالای مرگ‌ومیر کودکان" برمی‌گشت اما امروز به برکت پیشرفت بهداشت، مرگ‌ومیر کودکان نادر است، با این حال نرخ باروری به شدت سقوط کرده است.

هزینه سنگین معیشت و الگوی جهانی پیری جمعیت

وی به چالش‌های اقتصادی اشتغال هم‌زمان زوجین اشاره کرد و افزود: امروز شرایط به‌گونه‌ای است که گاهی درآمد یک مرد به‌تنهایی کفاف زندگی پرجمعیت را نمی‌دهد و حضور زن در بازار کار به یک "اجبار اقتصادی" تبدیل شده است. این روند، فرآیند مراقبت از فرزند را دشوار کرده و ما را با پدیده "پیری جمعیت" روبرو ساخته است.

این استاد دانشگاه با ذکر مثالی از تجربه کشورهای پیشرو در صنعت مانند ژاپن، خاطرنشان کرد: بحران کاهش جمعیت، مسیری است که کشورهای توسعه‌یافته دهه‌ها پیش طی کرده‌اند و امروز با جامعه‌ای پیر روبرو هستند. ما باید از تجربه کشورهایی مثل ژاپن درس بگیریم و بدانیم که اگر ساختارهای اقتصادی و حمایتی برای خانواده‌ها اصلاح نشود، مواجهه با پدیده پیری جمعیت اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

این جامعه‌شناس با اشاره به کاهش شدید نرخ باروری در ایران گفت: امروز آمارها نشان می‌دهد نرخ فرزندآوری به حدود ۱.۴ تا ۱.۵ فرزند برای هر خانواده رسیده است، در حالی که در دهه ۶۰ این رقم ۵ فرزند بود. جالب اینجاست که در سطح کلان، همه معتقدند جامعه باید جوان شود، اما وقتی به سطح خانواده می‌رسیم، کسی اقدام نمی‌کند. این یک تناقض جدی میان نگاه حاکمیتی و تصمیمات فردی است.

چرا پولدارها فرزند کمتری دارند؟

دکتر اوردکلو با رد این فرضیه که «تنها عامل عدم فرزندآوری فقر است»، تصریح کرد: وقتی از مردم علت را می‌پرسیم، سریعاً به مسائل مالی اشاره می‌کنند؛ اما واقعیت میدانی نشان می‌دهد اتفاقاً خانواده‌هایی که تمکن مالی بالاتری دارند، فرزندان کمتری می‌آورند و نرخ باروری در اقشار کم‌درآمدتر بیشتر است. پس مشکل فقط پول نیست، بلکه تغییر "کارکرد فرزند" در ذهن انسان معاصر است.

وی در تحلیل تاریخی این پدیده افزود: در گذشته، فرزند به‌ویژه پسر، حکم "طلا" و سرمایه را داشت؛ او نیروی کار بود، در جنگ‌های طایفه‌ای قدرت محسوب می‌شد و عصای دست دوران پیری بود. اما امروز با حضور ماشین‌آلات و نهادهای قانونی، آن کارکردها از بین رفته است. اکنون بسیاری از زوجین، فرزند را نه به عنوان یک پشتوانه، بلکه به عنوان یک "هزینه" می‌بینند که قرار است وقت و درآمدمان را صرف او کنیم و در نهایت هم دنبال زندگی خودش برود.

لزوم حمایت‌های ساختاری از مادران شاغل

استادیار دانشگاه بیرجند با نقد رویکرد دولتی به مسئله جمعیت، تأکید کرد: دولت در سطح کلان خواهان افزایش جمعیت است، اما باید وظایف خود را در قبال خانواده‌های نوین که هر دو والد شاغل هستند، ایفا کند. در کشوری مثل سوئد یا نروژ، مرخصی زایمان تا ۱۵ ماه است، اما در کشور ما دغدغه امنیت شغلی پس از مرخصی زایمان، یک ترمز بزرگ برای مادران شاغل است.

وی خاطرنشان کرد: یک بانوی متخصص یا کارشناس حق دارد نگران باشد که پس از بازگشت از مرخصی زایمان، جایگاه شغلی‌اش اشغال شده باشد. اگر به دنبال تحقق جوانی جمعیت هستیم، باید ساختارهای اجتماعی و اداری ما به‌گونه‌ای اصلاح شود که فرزندآوری به بهای از دست رفتن هویت اجتماعی و شغلی والدین، به‌ویژه مادران، تمام نشود.

این استاد جامعه‌شناسی با انتقاد از چالش‌های اداری پیش‌روی زنان شاغل گفت: در بسیاری از کشورهای موفق در حوزه فرزندآوری، مرخصی زایمان تا ۱۵ ماه است و ضمانت بازگشت به همان پست سازمانی وجود دارد. اما در کشور ما، یک بانوی متخصص نگران است که پس از ۹ ماه مرخصی، جایگاهش را به دیگری بدهند و او را به کارهای حاشیه‌ای بگمارند. اگر دولت واقعاً به دنبال جوانی جمعیت است، باید امنیت شغلی مادران متخصص را تضمین کند.

پیری جمعیت؛ تهدیدی برای قدرت ملی

دکتر اوردکلو با ارائه آماری از وضعیت جمعیتی کشور هشدار داد: نرخ باروری در کشور به حدود ۱.۴ رسیده است؛ یعنی سالانه حدود ۹۰۰ هزار تولد در برابر ۵۰۰ هزار وفات. با این روند، تا ۲۵ سال آینده رشد جمعیت ما صفر شده و پس از آن با ریزش شدید جمعیت مواجه خواهیم شد. باید بدانیم جمعیت، مؤلفه اصلی قدرت اقتصادی و نظامی هر جامعه است.

وی افزود: ما اکنون در دوره پنجره جمعیتی (اوج جمعیت جوان و آماده به کار) هستیم، اما متأسفانه به دلیل بیکاری و مهاجرت، نتوانسته‌ایم از این پتانسیل مانند کشورهای موفقی چون مالزی و اندونزی برای پیشرفت اقتصادی استفاده کنیم.

استادیار دانشگاه بیرجند با اشاره به اینکه بخش بزرگی از زنان جامعه خانه‌دار هستند، خاطرنشان کرد: چرا خانمی که دغدغه شغل ندارد، باز هم از فرزندآوری پرهیز می‌کند؟ لایه پنهان این ماجرا کاهش ارزش و جایگاه اجتماعی "مادری" است. در گذشته در نانوایی‌ها یا محافل عمومی، مادری که کودک همراه داشت، مورد احترام و اولویت بود؛ اما امروز در اتوبوس، مترو و فروشگاه‌ها، جامعه نسبت به سختی‌های یک مادر بی‌تفاوت شده است.

این جامعه‌شناس در پایان تأکید کرد: تا زمانی که جامعه و همسران، بار سنگین مادری را به رسمیت نشناسند و به آن افتخار نکنند، مشوق‌های اقتصادی مثل خودروی بدون قرعه‌کشی به تنهایی راهگشا نخواهد بود. ما نیازمند یک "انقلاب فرهنگی" در تکریم مقام مادر هستیم؛ از همسران در درون خانه تا شهروندان در صف‌های انتظار، همه باید بدانند که احترام به مادر، احترام به آینده و بقای ایران است.

کد خبر 1883604

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha