به گزارش خبرگزاری شبستان، نشست تبیینی پیرامون کتاب «استغاثه؛ کلید ظهور» در روز پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ساعت ۱۱:۰۰ در استیج ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، محمد شجاعی نویسنده کتاب حضور داشت.
محمد شجاعی در آغاز نشست بیان کرد: خداوند در قرآن کریم این نکته را بارها به انسان تذکر میدهد که هر چیزی در نظام خلقت، قدری و اندازهای دارد، چه در نظام مادی و چه در نظام معنوی. انسان هر چه را که میخواهد، اعم از مادیات و معنویات، قدری دارد. آنچه که ما میخواهیم نتیجه مطلوب ماست و هر مطلوبی نیز قدری دارد. نکته دوم این است که اراده خداوند بر آسانی است.
یُریدُ اللهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ
وی با اشاره به آیه ۱۸۵ سوره بقره گفت: خداوند بر شما اراده آسانی دارد و نمیخواهد دچار سختی شوید. لذا احکامی که خداوند برای ما ارائه داده اگر رعایت شود، زندگی انسان پرخیر و برکت و آسان خواهد بود. سختیها، بیبرکتیها، فتنههای زندگی انجایی است که انسان از قاعده خارج میشود. انسان به محض اینکه قواعد یسر را کنار گذاشت، سختیها به سوی او هجوم میآورد. نکته جالب اینجاست که بشر با راحتطلبی از قوانین خدا فرار میکند تا به آسانی برسد و خود را راحت کند؛ در حالی که خروج از قدرها و قواعد یسر دردسرساز است. چیزهایی که در دین ما حلال است، آسانی میآورد و چیزهایی که حرام است، ضرر و صدمه میآورد. امام رضا (ع) فرمود: واجب یعنی مفید و حرام یعنی مضر.
شجاعی ادامه داد: این سختیها علاوه بر اینکه زندگی دنیوی ما را تهدید میکند؛ آخرت ما را نیز تهدید میکند. این که در روایت داریم کلید تمام بدبختیهای انسان در آخرت دو چیز است: تنبلی و بیحوصلگی. انسانهای تنبل و بیحوصله به دلیل راحتطلبی از قوانین خدا فرار میکنند در حالی که همین راحت طلبی، آنها را به سختی میاندازد. مثل قوانین رانندگی، که تنبل از آن فرار میکند ولی زمانی که این قوانین را زیرپا میگذارد، آسیبهای مالی و فیزیکی جدی پیدا میکند. فرد تنبل از مسواک زدن فرار میکند اما به دنداندرد و هزینه زیاد منجر میشود، در حالی که مسواک برای آسانی است. کسی که از همین مقدار فرار میکند به سختیهایی دهها برابر بیشتر از آنچه که از آن فرار میکند دچار میشود. اگر کسی به آسانی، رفاه، شادی و لذت میل داشته باشد به قوانینی تن میدهد که توسط خدایی نوشته شده که به دنبال آسانی بندگان خود است.
نویسنده کتاب «استغاثه؛ کلید ظهور» اضافه کرد: پرداخت خمس و زکات ممکن است کمی به نفس انسان فشار بیاورد، اما وقتی انسان خمس و زکات ندهد، انواع بلایای مادی و معنوی به سراغ او خواهد آمد. اینها همه مثال است. در مرحلهای انسان فکر میکند سخت است که از مادیات خود خرج کند ولی خداوند میفرماید ۷۰۰ برابر آنچه که دادی به تو بازمیگردانم. این فکر غلط در وسوسههای شیطان، به سراغ انسان میآید و آنجایی که قانون را زیر پا میگذارید باید منتظر فاجعه باشید. خدایی که میگوید من آسایش شما را میخواهم چند قاعده برای امنیت شما گذاشته.
لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
شما باید بدانید خیر، برکت، توان، سعادت و ... تنها یک منشا دارد که آن نیز خداست، برای همین میفرماید که از من بخواهید تا به شما بدهم. لذا یکی از ستونهای عبادت روزانه ما در نماز «إیّاکَ نَعبُدُ وَ إِیّاکَ نَستَعِینُ» است، یعنی ما تنها از تو کمک میخواهیم. بشر وقتی که ترک دعا میکند، رابطه خود را با کانون نعمت و پیروزی قطع کرده، به همین دلیل خود را محروم میکند.
«ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»
او با قرائت آیه ۶۰ سوره غافر تصریح کرد: ما مغرورانه تکیه به توانایی خود داریم. موجودی که اصل وجودش برای خود نیست در توهم میگوید من به خدا نیازی ندارم. انسان در اصل هستی خود، فقیر به دعا و فقیر به خدا است، حال چگونه میگوید من به دعا و خدا نیازی ندارم؟ به همین سادگی انسان خود را با یک نگاه غلط، محروم میکند. بشر در توهم مشرکانه استقلال، خود را از خدا محروم میکند و حتی اگر دعا میکند، اعتقادی ندارد. بشر در دعا عین فقر بودن و درخواست خالصانه را ندارد، در حالی که خداوند بارها فرموده «خدا را مخلصانه بخوانید» شما وقتی که از کانون قدرت فاصله میگیرید و استعانت ندارد، باید منتظر گرفتاریهای مادی، روحی، معنوی، نظامی، سیاسی، خانوادگی و ... باشید زیرا خودتان رابطه را با کانون قدرت قطع کردید.
شجاعی افزود: نکتهای که اشاره کردم هر چیزی قدر دارد، استثنا ندارد. خدا برای هر چیزی قدر و اندازهای گذاشته است. در فلسفه میگوییم تخلف معلول از علت محال است. خداوند نیز میفرماید شما علت را ایجاد کنید تا معلولش را من بدهم، من که همه چیز را خلق کردم به شما میگویم نمیتوانید با تخلف از قانون، به جایی برسید. خداوند میفرماید «ما آنها را برای اینکه متوجه شوند و دست از این تخلفات مشرکانه بردارند به انواع بلاها دچارشان کردیم تا با آن، به اخلاص برسند.» فلسفه بلا این است که تو را از شرک و ادعای دروغین استقلال نجات دهد. خداوند میفرماید ما بلا فرستادیم تا به زاری برسند و بگویند هیچ یاریگری جز تو نمیشناسم و اینجاست که بحث فرج مطرح میشود. امام سجاد به خداوند میگوید «چه کسی حالش از من بدتر است؟» یا میگوید «من صاحب هیچچیز از ناحیه خود نیستم» این مسائل عین اتصال به اجابت است. لذا استغاثه کلید ظهور است، اگر جامعه فهمید مصائبی که کره زمین دارد تحمل میکند به دلیل نبود حاکمیت خلیفهالله و دستورات آسانیبخش خدایی است؛ اگر به استغاثه افتاد درمییابیم که دست از باطل برداشته و زمانی که باطل رفت، حق ماندگار میشود. انسانی که دعا و توسل را ترک کند قطعا در دامن باطل میافتد.
فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ
نویسنده با قرائت آیه ۳۲ سوره یونس ادامه داد: شما هر زمان از مسیر درست دور شوید، فرصتهای بیشتری را از دست میدهید، لذا خداوند که آسایش بشر را میخواهد به او میگوید، من در حال آموزش روشهای رسیدن به این هدف هستم. همانند مخترع دستگاهی که برای استفاده درست و بهرهوری بهتر، روش استفاده آن را آموزش میدهد. خداوند نیز میگوید من که تو را خلق کردم و به دنبال رفاه تو هستم، روش و قوانین آن را نیز به تو گفتم. چرا از آن فرار میکنی؟ اینجاست که وسوسه استقلال از سمت شیطان به توهم راحتطلبی ما را به دردسر میاندازد. یعنی فرد به دلیل افزایش سرمایه مادی، راههای رشد سرمایه مثل خمس، زکات و انفاق را از دست میدهد. در هیچ بانکی سود ۷۰۰ برابری به شما داده نمیشود در حالی که خدا وعده آن را به شما داده است. چرا بشر به خدا اعتماد نمیکند ولی به وعدههای شیطان و حماقتهای خود اعتماد میکند؟ «استغاثه، کلید ظهور» همین است. خداوند در مورد بنی اسرائیل میفرماید این قوم ۴۰۰ سال به عذاب گرفتار شدند و ۲۳۰ سال در عذاب بودند. آنقدر هم حماقت داشتند که نیاز بود ۲۳۰ سال در عذاب باشند تا بفهمند باید به تزرع بیفتند و زمانی که به این فهم رسیدند، خداوند، ۱۷۰ سال دیگر را به آنها بخشید.
محمد شجاعی بیان کرد: همه آدمها این اشتباه را میکنند. خدا میفرماید هر چیزی قدر دارد، قضا نیز در آن موجود است. قضا یا همان نتیجه مطلوب امکان ندارد از قدر تخلف کند. حتی چیزهایی که ظاهرا شدنی نیست، حتی چیزهایی که ظاهرا عادی نیست، خدا در این مورد میفرماید «کل شیئ» یعنی هر چیزی. چگونه ارتش پربودجه آمریکا از ارتش کمهزینه ایران شکست خورده؟ همانگونه که او میگوید قدرها دست من است. همانگونه که در سوره انفال در مورد صبر میگوید «اگر ۲۰ صابر داشته باشی، بر ۲۰۰ نفر غلبه خواهی کرد». جایی میگوید «اگر صبور باشی ۱۰۰۰ فرشته به سراغت می فرستم»، در جایی دیگر میگوید «اگر صبرت همراه با تقوا باشد ۵۰۰۰ فرشته میفرستم». لذا میزان قدرت به دست شماست و خداوند میفرماید من تابع بنده خود هستم.
إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
وی با اشاره به رهبر شهید انقلاب عنوان کرد: شما اگر توهم استقلال را در خود تغییر دادید و به استغاثه رسیدید، خدا نیز تغییر میدهد، همانند بنی اسرائیل. حالا چرا انسان باید به فشار برسد که تازه با استغاثه به مرحله اول خود بازگردد. عقلانیت و تقوا جلوی این موضوع را میگیرد. رهبر شهید ما بارها بر اعتماد به وعدههای الهی تاکید داشت. ایمان یکی دیگر از شرایط پیروزی است. وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
شجاعی گفت: جز صبر و تقوا و ایمان، توکل نیز از عوامل پیروزی است. هرچه توکل را بالا ببرید نزول فرشتهها و قوای عالم بیشتر خواهد شد. اینطور است که موسی، فرعون را نابود میکند، این تقابل روح است. این ملت استغاثه و توکل دارند، ۷۰ شب در خیابان است که وحدت دارند، مگر میتوان این ملت را شکست داد؟ استغاثه به تنهایی ۵۰ درصد موفقیت است، چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی. هر کس به دنبال یک زندگی شاد و لذتبخش است، باید به قدرهای شادی و لذت عمل کند. با انجام آنها، شادی و لذت، تخلفناپذیر از قدرهای خود است و به سراغ شما میآید. تنبلی باعث میشود انسان از قواعد خداوند فرار کند و با این اتفاق، تمام بلایا به سراغ انسان میآید. استغاثه یک شاه کلید برای موفقیتهای جمعی و فردی در همه زمینهها است. حالا انسان درمییابد که چگونه معصومین با دعا به شر غالب میشود.
وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ وَلَا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا یَمْلِکُونَ مَوْتًا وَلَا حَیَاةً وَلَا نُشُورًا
انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین المستکین
او در پایان با تفسیر آیه ۳ سوره فرقان تصریح کرد: به سمت تو پناه آوردم در حالی که هیچچیز ندارم، و این اوج قدرت است. اگر با چیزی به سراغ او بروی خطرناک است. چند روز پیش من در پمپ بنزین بودم و مسئول جایگاه گفت من کارت سوخت ندارم. اگر بالای ۵ لیتر داری جلوتر پمپ بنزین است، اما اگر ماشینت خاموش شده با این کارت بنزین بزن. حتی انسان هم این موضوع را میفهمد. اگر گدا با یک لباس تمیز و شیک و اتوکشیده به سراغ کسی رود، کسی به او کمک نمیکند. بشری که توهم دارایی و استقلال دارد نمیتواند جذب کند، این موضوع بخلی از سمت خدا نیست، ذات او جذبناپذیر است. مثل یک ظرف پر از آب که دیگر جایی برای پر شدن ندارد، باید در عین خالی بودن به سراغ خداوند بروی. خدا به قدری مهربان است که در بعضی از قدرها، ایمان را شرط نکرده است. یعنی حتی اگر کافر هم آن را اجرا کند به قضا میرسد، مثل برکت. خدا میفرماید یکی از شرایط برکت مهربانی و همدلی است، اگر خانواده کافری با یکدیگر همدل باشند برکت خواهند داشت و اگر خانواده مومنی همدلی را کنار بگذارند از برکت تهی خواهند شد.
وی در پایان عنوان کرد: پیغمبر به مردی گفت «خدا برای شما ۳۰ سال فقر و ۳۰ سال ثروت گذاشته، کدام را زودتر میخواهید؟» تصمیم به ۳۰ سال ثروت گرفتند و بعد از اتمام ۳۰ سال، فقر به سراغ آنها نیامد. به سراغ پیامبر رفتند و پرسیدند «مگر وعده فقر نداده بودی؟ چرا به سراغ ما نمیآید؟» پیامبر نیز فرمود «شما در زمان ثروت به دیگران کمک کردید و همدل بودید، خداوند چرا باید این ثروت را قطع کند؟» آنجایی که راه خیر و راه خدا را میبندی، در حال بستن روزی خود هستی. اما زمانی که دست از بخل برداشتی، رحمت، رحمانیت و وسعت به سراغ تو آمد، راه باز است. انسان در توهمها، سایه ایجاد میکند و دچار باطلها و موانع میشود. بنابراین اگر ما موفقیت را میخواهیم باید در خود، ظرفیت ایجاد کنیم.
إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ
چیزی که میتواند در فرد ظرفیت ایجاد کند دعا است و در مسائل اجتماعی نیز، استغاثه است. به همین دلیل اسم این کتاب «استغاثه، کلید ظهور» است.
نظر شما