به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از ستاد خبری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، صفحه اینستاگرام حاج قاسم سلیمانی در فروردین سال ۱۳۹۵ عکسی را منتشر کرد که سردار را در هواپیما و در حال مطالعه یک کتاب و نگارش یادداشتی به تصویر کشیده بود. تصویری که در توضیح آن نوشته شده بود: «در حال پرواز و مطالعه کتاب گابریل گارسیا مارکز.» این تصویر همان سال در خبرگزاریهای مختلف بازنشر شد. تصویری که مطالعه «صد سال تنهایی» و به طور کل امر مطالعه را ترویج میکرد.
اما چرا سردار به «صد سال تنهایی» توجه نشان داده بود؟ به نظر میرسد وجه ضداستعماری این شاهکار تاریخ ادبیات جهان دلیل برای این امر باشد. مارکز که پیش از شهرت جهانی به عنوان رماننویس، سالها به کار روزنامهنگاری مشغول بود و از نزدیک فقر، بیعدالتی و مداخلات خارجی در کشورهای آمریکای لاتین را دید، با نگارش «صد سال تنهایی» نشان داد که کشورهای جنوب جهانی با مدرنیسم ترویج شده توسط غرب به میدانی وسیع برای رقابت کشورهای استعمارگر تبدیل شدهاند.
«صد سال تنهایی» که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد، داستان هفت نسل از خاندان بوئندیا را در روستای خیالی ماکوندو روایت میکند. تقابل سنت و مدرنیته هسته مرکزی این رمان را تشکیل میدهد. با ورود مدرنیته به ماکوندو که در نمادهایی چون راهآهن، تلگراف و مهمتر از همه شرکت موز تجسم مییابد، زندگی ساکنان ماکوندو دگرگون میشود. شرکت موز در رمان، نماینده روشن امپریالیسم اقتصادی است. این شرکت با وعده اشتغال و آبادانی پا به ماکوندو میگذارد، اما به تدریج زمینها را تصرف و نیروی کار را استثمار میکند و ساختار اجتماعی سنتی را از هم میگسلد.

تصویرسازی مارکز از جامعه سنتی در حال زوال، چنان ماندگار از کار درآمده که ماکوندو به نمادی برای تمام جوامعی بدل شده است که در برابر هجوم مدرنیته استعماری، هویت خود را از دست دادند. پایان رمان که در آن طوفان سراسر ماکوندو را با خود میبرد، استعارهای است از سرنوشت جوامعی که در مسیر توسعه تحمیلی، چیزی جز تنهایی و نیستی نصیبشان نشده است.
نخستین تلاش برای آشنایی ایرانیان با «صد سال تنهایی» به سال ۱۳۵۳ بازمیگردد. در آن سال ترجمه بهمن فرزانه از این شاهکار گابریل گارسیا مارکز توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شد. اگرچه خود فرزانه اذعان داشت که این کتاب را از روی نسخه فرانسوی به فارسی برگردانده، اما ترجمه او آنچنان روان و همینطور وفادار به فضای داستان بود که برای دههها، اصلیترین و محبوبترین ترجمه موجود از این اثر باقی ماند. بعدها مترجمان دیگری چون کاوه میرعباسی نیز سراغ بازترجمه این اثر رفتند.
در ادامه ترجمههای موجود از این اثر که تاریخ بازنشرشان از سال ۱۴۰۰ به بعد است، معرفی میشوند:
ترجمه بهمن فرزانه در نشر امیرکبیر.
ترجمه کاوه میرعباسی در انتشارات کتابسرای نیک.
ترجمه بیتا حکمی در بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه.
ترجمه کیومرث پارسای در نشر آریابان.
ترجمه زهره روشنفکر در انتشارات مجید.
ترجمه سیدحبیب گوهری راد در انتشارات جمهوری.
ترجمه ناهید وکیل در انتشارات قدیانی.
ترجمه محمدرضا سحابی در نشر مصدق.
هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از بیستوششم اردیبهشت تا دوم خرداد (۱۴۰۵) با شعار «بخوانیم برای ایران» در نشانی book.icfi.ir برگزار میشود.
نظر شما