خبرگزاری شبستان- خراسان جنوبی: پسرک هر شب از مقابل موکب عبور میکند. چند قدم مانده به غرفه، مکثی کوتاه میکند، ناخودآگاه دستش را روی سینه میگذارد و سر فرود میآورد. نه کسی از او خواسته و نه گفتوگویی میان او و خادمان موکب شکل گرفته است؛ اما حالا نزدیک به ۴۰ شب است که این رسم را تکرار میکند.
بانوان موکب هم انگار چشمانتظار آمدنش هستند. گاهی از دور که پیدایش میشود، با لبخند نشانش میدهند. هیچ سخنی میانشان رد و بدل نشده اما همه او را مثل فرزند یا برادر خود دوست دارند. شاید همین تصویر ساده، خلاصهای از حال و هوای موکبی باشد که در این شبها به یکی از متفاوتترین جلوههای خدمت مردمی در بیرجند تبدیل شده است.
با اختلاف زیباترین غرفهای است که در این شبهای راهپیمایی میتوان دید؛ غرفهای که هر گوشه آن نشانی از عشق، اخلاص و دستان هنرمند بانوان دارد. اینجا همان جایی است که بار دیگر ثابت میشود هر جا بانوان پای کار باشند، نتیجه چیزی فراتر از یک فعالیت معمولی خواهد بود.
یکی از خادمان میگوید: «این غرفه حرمت دارد و برای ما همچون صحن و سرای حضرت است؛ بدون وضو نباید پا به اینجا گذاشت.»
دیگری معتقد است: «خادمی در این غرفه دقیقاً برابر با خادمی در خود حرم امام رئوف است.»
اما این موکب از ابتدا چنین ظاهری نداشت. روزهای نخست تنها چند پارچه ساتن رنگی و چروک در اختیارشان بود. بودجهای برای دکوراسیون وجود نداشت و امکانات چندانی هم فراهم نبود. با این حال کار را آغاز کردند؛ هرچند آن ظاهر ساده دلشان را راضی نمیکرد. تا اینکه یک خیر، بیهیچ مقدمهای، پارچهای سبز رنگ به موکب اهدا کرد و بخشی از غرفه جان گرفت.
بعد از آن جوانترها دست به کار شدند. یک ضلع غرفه به تصاویر شهدای مقاومت اختصاص یافت. ضلع دیگر با پرچم ایران آراسته شد. روبهروی در ورودی، ماکتی از گنبد و گلدستههای امام رضا(ع) قرار گرفت و در گوشهای دیگر تصویری از خادمالرضا، رئیسجمهور شهید، نصب شد.

فاطمه شاد، مسئول کانون تخصصی بانوان و خانواده رضوی خراسان جنوبی در گفتگو با خبرنگار شبستان در بیرجند روایت شکلگیری این موکب را از روزهای آغازین جنگ شروع میکند؛ از همان اوایل جنگ میخواستیم موکب بزنیم اما نه مکان داشتیم و نه پشتیبانی مالی قوی. همه خانم بودیم و امکان تأمین هزینهها را نداشتیم. نمیتوانستیم برنامهریزی کنیم و کاری را جلو ببریم.
به گفته او، چایخانه رضوی از اوایل فروردین در خیابان معلم بیرجند فعالیت خود را آغاز کرده بود و همین موضوع جرقه شکلگیری موکب را زد. به خادمهای رضوی گفتم خیلی دوست دارم در همین خیابان معلم موکب برپا کنیم. چون خودم در این منطقه زندگی میکنم و شرایط اینجا را دیده بودم. حتی در اغتشاشات گذشته هم وضعیت این محدوده را از نزدیک لمس کرده بودم و بیشتر دوست داشتم در خیابان معلم فعالیت کنیم تا نقاط دیگر شهر. اما مسیر آسان نبود. رایزنیهای فراوان برای تهیه داربست و تجهیزات اولیه نتیجهای نداد. همراهیها کمتر از حد انتظار بود. تا اینکه موضوع با کانون جهادی خدمت رضوی مطرح شد.
وی ادامه داد: گفتم اگر مقدمات اولیه را فراهم کنید، بقیه کار را خانمهای خادمیار رضوی انجام میدهند. ۱۲ فروردین خبر رسید که گروه جهادی برای برپایی داربست آماده است. قرار بود صبح داربست نصب شود و عصر کار تزئین آغاز شود اما همه چیز با غروب گره خورد. همان شب، فعالیت موکب رسماً آغاز شد. نخستین برنامه با حضور یکی از روانشناسان شهر برگزار شد و بانوان خادمیار با کمترین امکانات، فضاسازی را آغاز کردند. شبهای بعد، غرفه آرامآرام شکل کاملتری به خود گرفت.
فاطمه شاد میگوید: از همان ابتدا کارها را به جوانها سپردیم. بخش کودک را هم به گروه حال خوش مادری واگذار کردیم تا هر بخش مسئول مشخصی داشته باشد. موکب با کمک خواهران خادمیار شکل گرفت و شبهای فعالیت یکی پس از دیگری آغاز شد. هر شب برنامهها با صلوات خاصه امام رضا(ع) شروع میشود. سپس قرائت سوره فتح، دعای توسل و بخشهایی از صحیفه سجادیه با همکاری دیگر گروههای خادمیاری رضوی برگزار میشود.
در طول این ایام، از استادان دانشگاه برای جهاد تبیین و روشنگری دعوت شد. استقبال مردم از برخی نشستها آنقدر زیاد بود که بعضی استادان برای برگزاری جلسات تکمیلی دوباره به موکب بازگشتند. با وجود همه این فعالیتها، ستون اصلی موکب همچنان کمکهای مردمی است. موکب را با همان کمکهای کوچک مردم میچرخانیم. گاهی رزق و پذیرایی شبانه بدون هیچ هماهنگی قبلی، توسط مردم به درِ موکب آورده میشود.
شاد ادامه می دهد: هر زمان مشکلات مالی سر راه کار قرار میگرفت، در دل این جمله را تکرار میکرد: «کار خوبه، امام رضا درستش میکنه.» همین باور باعث شد هنگام بازدید برخی مسئولان ارشد استان، هیچ درخواست بودجهای مطرح نکند؛ موضوعی که حتی گلایه برخی بانوان را به همراه داشت. اما شب بعد اتفاقی افتاد که بار دیگر این باور را در دل خادمان زنده کرد. فردی با یک پارچه مخمل سبز زیبا به موکب آمد و آن را اهدا کرد. بخشی از نیازهای تزئینی غرفه تأمین شد و لبخند رضایت بر لبان خادمیاران نشست.
به گفته مسئول موکب، این نشانهها بارها و بارها مسیر درست را به آنان یادآوری کرده است.

در روزهایی که خستگی و فشارهای اطرافیان به اوج میرسید، خبر رسید که قرار است کتیبهای متبرک از حرم برای تبرکجویی به موکب آورده شود. خادمان منتظر کتیبه بودند اما ناگهان متوجه شدند پرچم اصلی حرم مطهر امام حسین(ع) به موکب رسیده است. انگار جانی دوباره گرفتیم. آرامشی عجیب بر دل و جان همه حاکم شد.
یکی از بانوان موکب نیز روایت جالبی دارد. او میگوید چند شب که نتوانسته بود در موکب حاضر شود، خوابی دیده است؛ خوابی که در آن خانهای سبز رنگ در نزدیکی مسجد حضرت ولیعصر(عج) قرار داشت و او باید به آنجا میرفت.
شاد معتقد است هر جایی که به عشق امام رضا(ع) خدمت شود، بخشی از حرم آن حضرت خواهد بود. وی میگوید: همیشه گفتهام هر جایی که ما به عشق آقا خدمت میکنیم، آنجا یک قطعه از حرم آقا میشود و من این موکب را همینطور تصور میکنم. با این حال، خدمت برای بانوان آسان نیست. برای ما بانوان خیلی سخت است. صبح در دفتر کانون خدمت رضوی کار میکنیم، بعدازظهر باید به خانه و فرزندان برسیم، کارهای منزل را سامان بدهیم و بعد از غروب تا نیمهشب در موکب حضور داشته باشیم.
فعالیتهای این مجموعه تنها به برگزاری برنامههای فرهنگی محدود نشده است. پس از دستور رهبر معظم انقلاب درباره کاشت نهالهای مثمر، تعداد ۱۶۸ نهال مثمر به ارزش حدود ۲۵ میلیون تومان تهیه و در میان مردم توزیع شد. بخشی از هزینهها نیز از طریق حمایت استانداری تأمین شد.
دختران باشگاه «دختیژن» در رده سنی ۱۲ تا ۱۸ سال نیز بخش مهمی از برنامهها را از صفر تا صد اجرا کردند؛ از طراحی و اجرای برنامهها گرفته تا تهیه و توزیع بستههای فرهنگی میان مردم.
در آستانه اربعین شهادت رهبر معظم انقلاب نیز خیاطخانه موکب فعال شد. بانوان با دوخت ریسه و همکاری با گروه مردمی کفنپوشان، در سیاهپوش شدن معابر و خیابانهای شهر نقشآفرینی کردند. پس از آن نیز دوخت پرچم ادامه یافت و اعلام شد خدمات دوخت و تعمیر لباس با هدف کمک به مناطق جنگزده انجام میشود.
اما شاید یکی از زیباترین ابتکارات این موکب، توزیع بستههای کوچک جمعآوری زباله بود. در هر بسته یک نایلون زباله و یک جفت دستکش قرار داده شد و از مردم خواسته شد در پاکیزگی مسیرها مشارکت کنند؛ اقدامی که با استقبال گسترده شهروندان روبهرو شد.
چند شبی است که بانوان خادمیار، اجرای بخشی از برنامههای موکب را به کانونهای محلی رضوی در مساجد مختلف شهر سپردهاند تا هر محله سهمی در این حرکت مردمی داشته باشد. حرکتی که با چند پارچه ساده آغاز شد و امروز، پس از ۶۰ شب خدمت، برای بسیاری از مردم به قطعهای از حرم در قلب شهر تبدیل شده است؛ جایی که هر شب، پسرکی از مقابل آن عبور میکند، دست بر سینه میگذارد و بیآنکه چیزی بگوید، تمام حرف دلش را با همان تعظیم کوتاه بیان میکند.
نظر شما