دستگاه‌های فرهنگی را دست کم نگیرید

پورباقی در نشست تذکره هنر انقلاب با اشاره به تجربه تولید برنامه تلویزیونی در شرایط جنگ گفت: بسیاری از مواجهه‌های سخت با دستگاه‌های فرهنگی، نه از سر مخالفت، که ناشی از سنگینی و لختی ساختارهای فرسوده است که اگر این سیستم را بفهمیم و درست با آن مواجه شویم، می‌توانیم از همین سنگینی به نفع خود استفاده کنیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از گیلان، رسا پورباقی، سردبیر برنامه تلویزیونی «می‌جان ایران»، در سومین نشست «تذکره هنر انقلاب اسلامی استان گیلان» سال ۱۴۰۵ با اشاره به تجربه تولید این برنامه در بحبوحه جنگ و شرایط خاص کشور، به تحلیل چالش‌ها و فرصت‌های همکاری با دستگاه‌های فرهنگی پرداخت.

پورباقی با طرح یک مثال فیزیکی گفت: در فیزیک، به جسمی که جرم و لختی بالایی دارد می‌گوییم «جسم لخت» و وقتی چنین جسمی را به حرکت درمی‌آورید، ابتدا خیلی سخت حرکت می‌کند، اما وقتی به حرکت افتاد، به همان سختی هم می‌ایستد و انرژی نهفته‌ای آزاد می‌کند که می‌تواند به نفع شما باشد.

وی افزود: من دستگاه‌های فرهنگی را نه از سر خباثت، بلکه به دلیل همین لختی بالا، سنگین و دیرجنبان می‌بینم.

پورباقی ادامه داد: بسیاری از فعالان فرهنگی وقتی با یک برخورد جزئی‌نگرانه یا یک قانون دست و پاگیر مواجه می‌شوند، تصور می‌کنند سیستم با آنها دشمنی دارد، در حالی که واقعیت این است که سیستم صرفاً سنگین بوده و نیازمند شناخت و درایت است.

تجربه «می‌جان ایران»؛ از فرصت جنگی تا چالش‌های ساختاری

سردبیر برنامه «می‌جان ایران» در ادامه به روند شکل‌گیری این برنامه اشاره کرد و گفت: ایده برنامه حدود دو سال قبل در یکی از حلقه‌های فکری جبهه فرهنگی شکل گرفت، اما تا زمان جنگ رمضان طول کشید تا بستر آن فراهم شود و در نهایت، با همکاری جبهه فرهنگی، از اواسط اسفند کار را شروع کردیم و چهل قسمت از این برنامه روی آنتن رفت.

پورباقی با اشاره به نگاه اولیه‌اش به صداوسیما به عنوان یک «زمین سوخته» اظهار کرد: تصور ما این بود که شبکه استانی مثل باران مخاطب ندارد، اما واقعیت خلاف این بود و. برنامه «می‌جان ایران» با وجود همه محدودیت‌ها، بخش قابل توجهی از پیامک‌های شبکه را به خود اختصاص داد و حتی برخی از مهمانان و مجریان برنامه تبدیل به سوژه‌های رسانه‌ای شدند.

تفاوت نگاه سیستمی و جزیره‌ای؛ از تشییع شهید تا صحنه‌سازی

یکی از نقدهای جدی پورباقی به رویکرد برخی مدیران فرهنگی، تفاوت نگاه «سیستمی» در برابر «جزیره‌ای» بود و وی با اشاره به تفاوت مراسم تشییع شهید در تهران و رشت گفت: در تهران، شهرداری از پاکبان‌ها دعوت کرد تا با لباس کار و بدون صحنه‌سازی، پیکر شهید را بدرقه کنند و تصویری ماندگار، صادقانه و تأثیرگذار شکل گرفت.  

وی افزود: اما در رشت، همان مدیر فرهنگی که آن تصویر را دیده، بدون شناخت از اصل ماجرا، پیکر شهید را روی سن می‌برد، چهار پاکبان را کنار تابوت می‌نشاند، و از آنها می‌خواهد گریه کنند و نتیجه‌اش یک صحنه تصنعی، باورنکردنی و حتی مبتذل می‌شود که این تفاوت، ناشی از نگاه جزیره‌ای و بدون شناخت از اکوسیستم فرهنگی است.

لزوم شناخت سیستم و جایگاه‌یابی درست

پورباقی با تأکید بر اهمیت «شناخت سیستم» برای فعالان فرهنگی گفت: کسانی که می‌خواهند در این عرصه تغییر ایجاد کنند، باید اول ساختار را بفهمند، چه بسا در درون همین دستگاه‌ها افرادی هستند که از شما هم جلوتر و پذیراترند، اما نیازمند ارتباط درست و شناسایی هستند.

وی افزود: کار فرهنگی شطرنج پیچیده‌ای است، نه صفحه شطرنجی که مهره‌ها را هر طور خواستید جابه‌جا کنید.

پورباقی بیان کرد: هر کسی در این صحنه کارکردی دارد و این کارکردها در نسبت با هم معنا می‌شوند ازین رو باید استراتژیست بود و بازی را فهمید.

چالش ارزیابی و پایش مستمر

سردبیر «می‌جان ایران» در پایان به نبود پایش و ارزیابی مستمر در صداوسیما اشاره کرد و گفت: برنامه ما چهل قسمت روی آنتن رفت، اما هیچ ارزیابی مداومی از نقاط قوت و ضعف آن نشد، در حالی که اگر این پایش و بازخورد در میانه راه انجام می‌شد، خروجی نهایی بسیار بهتری می‌توانست داشته باشد که این خلأ، یکی از آسیب‌های جدی در مدیریت رسانه‌های کشور است.

دستگاه‌های فرهنگی را دست کم نگیرید

زهرا صفرزاده، فعال فرهنگی و دبیر رسانه فرهنگی «نهضت شهر»، در این نشست با اشاره به کم‌توجهی رسانه‌ها به آثار فرهنگی ارزشمند، از سریال «سوجان» به عنوان یک نمونه یاد کرد و گفت: من در جریان تولید سریال سوجان بودم، بعضی از سکانس‌هایش واقعاً قشنگ درآمده بود، مثل جایی که کاراکتر سهراب در زمین گل‌آلود گیلان زمین می‌خورد و خودش را برای رسیدن به مادرش می‌رساند.  

صفرزاده گفت: من یک کلیپ از آن سکانس گرفتم و منتشر کردم. همان یک ویدیو بیش از ۲۰۰ هزار بازدید خورد، در حالی که هیچ رسانه‌ای به آن توجه نکرده بود.

وی افزود: اگر ما خود سوجان را با چشم خریدار نگاه می‌کردیم، می‌توانستیم ده‌ها ویدیوی اینچنگی منتشر کنیم؛ محتوایی که هم به مخاطب حس بوم‌بودن می‌دهد و هم خود سریال را به عنوان یک سریال گیلانی معرفی می‌کند، اما متأسفانه هیچ کس اعتنایی ندارد.

کتابی که رهبر شهید وعده خواندن داد، اما چاپ اولش تمام نشد

صفرزاده با اشاره به کتاب «خواب مشترک» رضا نیکوکار گفت: رهبر شهید در یک محفل شعری، از شعر «رضا نیکوکار» شاعر گیلانی، خیلی تعریف کرد و وقتی ایشان گفت کتابی دارم به نام «خواب مشترک»، رهبر شهید وعده داد کتاب را از اول تا آخر بخواند، قیمت این کتاب بیست هزار تومان است، اما هنوز چاپ اولش تمام نشده. چرا؟ چون ما در گیلان رسانه‌ای نداریم که فرهنگ عمومی را تقویت کند.

«نهضت شهر»؛ استثنایی موفق در این فضا

دبیر رسانه فرهنگی «نهضت شهر» این رسانه را یک اتفاق مبارک دانست و گفت: خدا را شکر که این فضا توانسته به مخاطب برسد.

وی اضافه کرد: حتی دو سه بار دیدم که «پرواز همای» به صورت تصادفی مطالب نهضت شهر را  منتشر کرده است. این یعنی قدرت دارد، این برای من خیلی دلگرم‌کننده است که مردم و حتی خیلی از هنرمندان ایران، «نهضت شهر» را می‌شناسند.

از هوشنگ ابتهاج تا جک تاجی؛ چرا می‌ترسیم؟

صفرزاده با نقد رویکرد صفر و صدی نسبت به هنرمندان گفت: ما خیلی وقت‌ها در فضای انقلاب اسلامی می‌ترسیم سراغ سوژه‌هایی مثل «احمد هاشم‌پور» برویم، چون صد در صد حزب‌اللهی نیست. یا هوشنگ ابتهاج، یا جک تاجی. در حالی که خیلی از اینها می‌توانند امتیاز ملی داشته باشند و حتماً نقاط اشتراکی با ما دارند.

وی تاکید کرد: ما باید روایت‌ و، لحنمان را پیدا کنیم، اگر صفر و صدی برخورد کنیم، چیزی عایدمان نمی‌شود.

کار فرهنگی با یکی دو سال درست نمی‌شود

صفرزاده خطاب به فعالان رسانه‌ای و هنری گفت: امیدوارم ۱٠_۲٠ سال تمرکز روی موضوع ادبیات گیلکی، فرهنگ گیلکی، هویت گیلکی بگذارید چون با یکی دو سال به نتیجه نمی‌رسید.

وی اضافه کرد: بعد از ده سال کم‌کم نتایج حاصل می‌شود و امیدوارم شما بتوانید این استمرار را داشته باشید، و همه ما حمایت کنیم و حواس جمعی داشته باشیم تا این حرکت مستمر به نتیجه برسد.

کد خبر 1882304

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha