راز بندگی در عصر ثروت‌محوری

فقر، در نگاه دین، اگرچه در عرصه اجتماع زخمی آزاردهنده است، اما در پیشگاه خدا معنایی متفاوت دارد؛ معنایی که انسان را از غرور تهی و به سرچشمه رحمت نزدیک‌تر می‌کند.

به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، در روزگار هیاهوی حساب و اعداد، که ارزش انسان را با دارایی، موقعیت و حتی سبک زندگی می‌سنجند، گاهی فراموش می‌شود که ثروتِ حقیقی در جای دیگری نهفته است. هر روز در کوچه‌پس‌کوچه‌های زندگی، نگاه‌ها به سمت «داشتن» می‌رود، نه «بودن». اما در میان این جریان سنگین دنیاگرایی، صدای دین و وحی نغمه‌ای دیگر دارد؛ نغمه‌ای آرام و در عین حال بیدارکننده: «شما نیازمند خدایید، و تنها اوست که بی‌نیاز است.»

در این نگاه، فقر معنایی متفاوت می‌یابد؛ فقر نه به معنای نداشتن، که به معنای درکِ وابستگی است. وابستگی به منبعی که سرچشمه‌ی همه‌ی خیرات است، و افتخار به این‌که انسان هرچه دارد از لطف و بخشش او دارد. این همان درسی است که از زبان انبیا و اولیا، قرن‌هاست در گوش جان مؤمنان طنین‌انداز است؛ فقر، نشانه‌ی بندگی است.


حجت‌الاسلام محمدحسین مدبر با نگاهی عمیق به آیه‌ی «یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» و روایات نورانی پیامبران و امامان، ما را به تماشای معنای حقیقی بی‌نیازی و فقر دعوت می‌کند. او با بیانی نرم و روشن از دو چهره‌ی فقر می‌گوید: فقر اجتماعی زخم جامعه و فقر الهی زینت روح انسانی است. از نگاهی سخن می‌گوید که انسان را نه متکبر می‌خواهد نه مأیوس؛ بلکه بنده‌ای آگاه، رها از غرور، و آرام در سایه‌سار لطف اوست.

از همین نگاه است که مفهومی چنان دشوار و فلسفی، در قالبی ملموس و انسانی جان می‌گیرد. فقر دیگر ناتوانی نیست؛ راهی است برای رسیدن به یقین، برای درک این حقیقت ساده اما عمیق که: غنا از اوست، و فقر، راه شناخت او.

 فقر، نگاهی از زمین تا ملکوت
 
آیه ۱۵ سوره مبارکه فاطر نقطه‌ی آغاز یکی از بزرگ‌ترین درس‌های معنوی انسان است؛ اینکه همه‌ی قدرت‌ها و ثروت‌ها در برابر او ناپایدارند. حجت‌الاسلام مدبر در تبیین این نگاه می‌گوید: خداوند «غنی» مطلق است و ما هرچه داریم، تنها امانتی در اختیار ماست.

از دید او، فقر در برابر خداوند ناتوانی نیست، بلکه «هویت بندگی» است؛ یعنی پذیرش اینکه انسان به ذات خود محتاج است و از نیاز خویش شرم ندارد، بلکه آن را افتخاری می‌داند. نقل حدیثی از پیامبر اعظم(ص) نیز این نگاه را روشن‌تر می‌کند: «الفقر فخری»؛ فقر، افتخار من است.

راز بندگی در عصر ثروت‌محوری

مرز میان فقر اجتماعی و فقر معنوی

مدبر همچنین به تفاوت میان فقر اقتصادی و فقر الهی اشاره می‌کند و می‌گوید: از نگاه اسلام، فقر اقتصادی و محرومیت اجتماعی پدیده‌ای دردناک و ناپسند است. چنان‌که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «لو تمثل لی الفقر رجلاً لقتلته». یعنی اگر فقر به شکل انسانی در می‌آمد، او را می‌کشتم؛ نشانه‌ای از شدت ناراحتی نسبت به محرومیت مردم.

اما فقر الی‌الله معنایی کاملاً متفاوت دارد: آن‌که در برابر خدا خود را فقیر می‌بیند، در حقیقت از غرور تهی شده و به آرامش نزدیک‌تر است. این فقر، رهایی از وابستگی به مال و مقام است؛ دانستن اینکه همه‌چیز از اوست و بازگشت همه به سوی او خواهد بود.

آن‌که در برابر خدا خود را فقیر می‌بیند، در حقیقت از غرور تهی شده و به آرامش نزدیک‌تر است. این فقر، رهایی از وابستگی به مال و مقام است؛ دانستن اینکه همه‌چیز از اوست و بازگشت همه به سوی او خواهد بود.از شب‌های مناجات تا فهم امروز

مدبر از روایتی لطیف یاد می‌کند؛ حکایت طاووس یمانی که نیمه‌شب صوتی حزین از مسجدالحرام شنید و صاحب آن را در حالت سجده یافت: او علی‌بن‌الحسین زین‌العابدین(ع) بود که در مناجات می‌گفت: «الهی عبیدک بفنائک، فقیرک بفنائک، مسکینک بفنائک...»  خدایا فقیر و مسکین و گدایت به درگاهت آمده و خود را نیازمند مطلق و محض بلکه عین فقر می داند.

این مناجات راوی روحی است که خود را نیازمند مطلق می‌بیند؛ انسانی که همه چیز را در برابر خالقش کوچک می‌داند. چنین شناختی، غرور را می‌شکند و زمینه‌ی عشق و انفاق را فراهم می‌سازد.

ثروتمندانِ محتاج‌تر

نکته‌ای جالب در سخنان مدبر، وارونه‌نمایی مفهومی فقر است. او با یادآوری ابیاتی از ادب فارسی توضیح می‌دهد که گاه ثروتمندان محتاج‌ترند، زیرا دارایی آنان وابستگی و دغدغه بیشتری می‌آورد. کسی که باغی بزرگ دارد، بیش از پیش محتاج دعای خدا برای سلامت و ثمر آن است؛ پس دارایی بیشتر، نیاز بیشتر می‌آورد.

به تعبیر او، اگر انسان خود را «امانت‌دار» بداند نه «مالک»، آنگاه خرج کردن، انفاق و کمک در راه خدا برایش آسان می‌شود. زیرا باور دارد آنچه دارد، از آنِ خداست و می‌تواند هر زمان پس گرفته شود.

 ایمان به بی‌نیاز مطلق

پیام نهایی این نگاه معنوی روشن است: در جهان، تنها یک بی‌نیاز وجود دارد—«والله هو الغنی». همه‌ی هستی، از پیامبر تا کوچک‌ترین مخلوق، وابسته به اویند. این باور اگر در جان انسان بنشیند، او را هم از حرص رها می‌کند و هم از غرور. چنین انسانی نه اسیر دارایی خویش است و نه در فقر خویش سرزنش‌گر تقدیر؛ بلکه در هر حال، خود را فقیر الی‌الله می‌بیند، و این همان افتخار بزرگ بندگی است که به آرامش دنیا و سعادت آخرت می‌انجامد.

کد خبر 1881983

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha