از بوم نقاشی تا عرشه مقتدر «دنا»؛ حکایت نخبگی و ایثار شهید فرهاد رضایی

پدر شهید فرهاد رضایی گفت: فرهادِ من، پیش از آنکه مردِ دریا باشد، هنرمندِ دل‌ها بود؛ جوانی که رتبه برتر دانشگاه هنر را با نیت خدمت به وطن به لباس نظام بخشید تا ثابت کند نخبگی در میدان عمل معنا می‌شود. او که روزی در میان گل‌ولای سیل کنارک، بی‌ادعا فرشته نجات محرومان شد و از سفره کوچک خود برای سیل‌زدگان ایثار کرد، سرانجام از عرشه مقتدر ناوشکن دنا به بیکران آسمان پرکشید؛ ملوانی که هنر را در اخلاق و تخصص را در شجاعت خلاصه کرد تا امروز به‌عنوان سفیر مقتدر ایران، نامش لرزه بر اندام دشمنان مستکبر بیندازد و افتخار ابدی ما شود.

خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم-برخی انسان‌ها گویی از همان آغاز برای آسمان برگزیده شده‌اند. کسانی که زندگی‌شان ترکیبی از هنر، اخلاق و ایثار است و در نهایت، مزد این بی‌قراری را در امواج متلاطم دریا و در مسیر صیانت از مرزهای ایمان می‌گیرند.

شهید «فرهاد رضایی»، یکی از همین ستاره‌های درخشان است؛ جوانی که از دنیای ظریف هنر به صلابت دریای بیکران پیوست تا ثابت کند مسیر شهادت، از میان کوچه پس‌کوچه‌های خدمت به خلق می‌گذرد.

در ادامه، مشروح گفتگوی خبرگزاری شبستان با علی رضایی، پدر صبور و مقتدر این شهید والامقام را می‌خوانید که پنجره‌ای نو به سبک زندگی این ملوان آسمانی می‌گشاید.

از بوم نقاشی تا عرشه مقتدر «دنا»؛ حکایت نخبگی و ایثار شهید فرهاد رضایی

نخبگی در سایه هنر؛ وقتی تعهد نظام بر مدرک دانشگاهی پیشی می‌گیرد

فرهاد رضایی، زاده بیست و هشتم بهمن‌ماه ۱۳۷۵، از همان دوران کودکی نشانه‌هایی از بلوغ فکری و اخلاقی را بروز می‌داد. او که نخستین فرزند خانواده بود، با صبوری و حجب و حیایی مثال‌زدنی رشد کرد.

پدر شهید با مرور خاطرات دوران تحصیل فرزندش می‌گوید: فرهاد عاشق علم و هنر بود. او با تلاش خستگی‌ناپذیر تواست رتبه‌ای زیر ۱۵۰۰ در کنکور کسب کند و در دانشگاه هنر اصفهان، مهد فرهنگ و تمدن ایران، پذیرفته شود. اما دیری نپایید که ندای وظیفه و عشق به وطن در گوش او طنین‌انداز شد.

وی می افزاید: وقتی در نیروی دریایی پذیرفته شد، بی‌درنگ از صندلی دانشگاه انصراف داد تا لباس خدمت به تن کند. او معتقد بود که تخصص و تعهد باید در کنار هم باشند و می‌گفت در کنار پاسداری از مرزهای آبی، تحصیلاتم را در دانشگاه افسری به سرانجام می‌رسانم تا سربازی کارآمد برای این نظام و رهبری باشم.

از بوم نقاشی تا عرشه مقتدر «دنا»؛ حکایت نخبگی و ایثار شهید فرهاد رضایی

دستان معجزه‌گر؛ جهادگری که هنر را وقف لبخند محرومان کرد

شخصیت شهید رضایی مجمعی از هنرهای گوناگون بود. او تنها یک نظامی کارآزموده نبود، بلکه لنگرگاه امید اطرافیان در سختی‌ها به شمار می‌رفت. دستان او به هر کاری آشنا بود؛ از تراش ظریف سنگ‌های زینتی و ساخت کتابخانه‌های چوبی برای دوستان، تا کارهای سختی چون جوشکاری، تعمیر موتور و نصب سیستم‌های صوتی.

پدرش با افتخار نقل می‌کند: فرهاد هیچ‌گاه از مهارتش برای مال‌اندوزی استفاده نکرد. او آرایشگری می‌کرد، موتور تعمیر می‌کرد و حتی شیشه‌های خودروهای آشنایان را دودی می‌کرد، اما تمام این خدمات را با روی گشاده و به صورت کاملاً رایگان انجام می‌داد.

رضایی در ادامه عنوان می کند: او معتقد بود خدواند این استعدادها را امانتی داده تا گرهی از کار بنده خدا باز کند. صله رحم و رسیدگی به اقوام برای و اصلِ تغییرناپذیر زندگی بود.

از بوم نقاشی تا عرشه مقتدر «دنا»؛ حکایت نخبگی و ایثار شهید فرهاد رضایی

حماسه «کنارک»؛ درس ایستادگی و ایثار در میان گل و لای سیل

یکی از درخشان‌ترین فرازهای زندگی شهید فرهاد رضایی، حضور داوطلبانه و مخلصانه در امدادرسانی به سیل‌زدگان منطقه کنارک بود. در روزهایی که خانه‌های برادران و خواهران بلوچ زیر آوار گل و لای رفته بود، فرهاد با همان روحیه جهادی، بیل به دست گرفت و روزها به شستشوی قالی‌ها و تخلیه خانه‌ها مشغول شد.

پدر شهید خاطره‌ای تکان‌دهنده را بازگو می‌کند: یک شب که با خستگی مفرط از منطقه عملیاتیِ سیل به خانه برگشت، ذهنش درگیر خانواده‌های آسیب‌دیده بود. از همسرش پرسید که از کیفیت اجاق‌گاز منزلشان راضی است یا خیر؟

وی می افزاید: وقتی پاسخ مثبت از همسرش شنید، بی‌سروصدا و با هزینه شخصی، دقیقا همان مدل اجاق‌گاز را تهیه کرد و برای یکی از خانواده‌های سیل‌زده که تمام وسایل زندگی‌شان را از دست داده بودند فرستاد. او با درد محرومان زندگی می‌کرد و این سیره عملی او بود.

از بوم نقاشی تا عرشه مقتدر «دنا»؛ حکایت نخبگی و ایثار شهید فرهاد رضایی

شبی شبیه قدر؛ ماجرای آخرین مأموریت ناوشکن پُر افتخار «دنا»

سرانجام عقربه‌های ساعت به سیزدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴ رسید؛ روزی که نام ناوشکن «دنا» با ایثار ملوانانش گره خورد. با انتشار اخبار اولیه حادثه، خانواده رضایی وارد شبی شدند که خود آن را به «شب قدر» تشبیه می‌کنند.

پدر شهید از آن لحظات ملتهب چنین می‌گوید: تا صبح بیدار ماندیم؛ دست به دعا شدیم و نماز خواندیم تا شاید خبرها نادرست باشد. دلمان می‌خواست مثل مقدرات شب قدر، معجزه‌ای شود و فرزندمان بازگردد. اما در همان لحظات توسل، به یاد غربت امام حسین (ع) و یارانش افتادیم.

وی می افزاید: فرهاد و همرزمانش در واقع "سفیران صلح" بودند که برای صیانت از امنیت منطقه اعزام شده بودند، اما مظلومانه و غریبانه در دور دست‌ها توسط شقی‌ترین افراد به شهادت رسیدند. مصلحت الهی بر این بود که فرهاد به جای صندلی دانشگاه، بر سفره شهادت بنشیند.

از بوم نقاشی تا عرشه مقتدر «دنا»؛ حکایت نخبگی و ایثار شهید فرهاد رضایی

میراث دنا؛ مشت گره‌کرده ملت در برابر جنایت‌های استکبار

شکوه مراسم تشییع پیکر مطهر شهید رضایی، گواهی بر محبوبیت این جوان دریادل بود. مردمی که از گوشه و کنار کشور خود را به مراسم رساندند، ثابت کردند که راه امنیت، هزینه دارد و ملت قدردان این هزینه‌هاست.

پدر شهید در ادامه این گفتگو با صلابتی زینبی تأکید می کند: نباید اجازه داد خون شهیدان دنا پایمال شود. ما از مسئولان می‌خواهیم که نام این ناوشکن و شهدای مظلوم آن هرگز از ذهن تاریخ پاک نشود. امروز که در اقصی نقاط جهان، حتی در بروکسل، مردم از نماد کلاه ملوانان ما برای نشان دادن مظلومیت و مقابله با ظلم استفاده می‌کنند، ما نیز باید استوار بمانیم.

وی در پایان می گوید: پیام ما به دشمنان این است که لرزش دست و شکستن قلب ما را نخواهند دید؛ ما ایستاده‌ ایم تا راه فرهاد را در مسیر رسیدن به اقتدار کامل دریایی و نابودی دشمنان این مرز و بوم، با قدرت ادامه دهیم.

کد خبر 1881736

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha