به گزارش خبرگزاری شبستان، در نوشتاری از دکتر عبدالوهاب فراتی عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی آمده است:
ساعاتی پس از تشدید اختلافات امارات با اوپک پلاس بر سر سهمیه تولید نفت (نه خروج از اوپک)، و همزمان با گمانهزنیها درباره طرح جدید آمریکا برای «آزادی دریانوردی در هرمز»، بندر الفجیره مجدداً کانون توجهات ژئوپلیتیکی شد. اگرچه گزارش دقیقی از میزان خسارت به الفجیره وجود ندارد، اما تشدید تهدیدات لفظی و مانورهای نظامی ایران در تنگه هرمز، این پرسش را ایجاد کرده که آیا امارات توانسته است راهبردی جایگزین برای کاهش وابستگی به هرمز طراحی کند؟ و ایران چگونه به این راهبرد پاسخ داده است؟
۱- الفجیره؛ رویای جایگزین هرمز در برابر واقعیت جغرافیا
بندر الفجیره به دلیل قرارگیری در ساحل دریای عمان و خروج از محدوده تنگه هرمز، همواره به عنوان «پشتیبان انرژی امارات» در صورت بسته شدن تنگه معرفی میشده است. این بندر سومین پایانه بزرگ سوخترسانی جهان است و خط لوله «حبشان – الفجیره» با ظرفیت حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز، امکان صادرات نفت را بدون عبور از هرمز فراهم میکند. الفجیره نه فقط یک بندر، بلکه شهری است که تمام صنعت، جمعیت و زیرساخت آن حول محور «خروج اضطراری از هرمز» طراحی شده است. خط لوله مذکور ۳۶۰ کیلومتر طول دارد و ساخت آن بیش از ۴ میلیارد دلار هزینه برده است؛ هزینهای که نشان میدهد امارات تا چه حد به تهدید ایران باور داشته است. اما واقعیت میدانی سه نقطه ضعف اساسی دارد: ۱) خط لوله موجود تنها حدود یکسوم صادرات روزانه امارات (کمتر از ۴ میلیون بشکه) را پوشش میدهد. در عمل، الفجیره نمیتواند جایگزین هرمز شود، تنها میتواند نفسگیری کوتاه مدت را ممکن کند. ۲) خط لوله در مسیر خود از مناطق کوهستانی و نزدیک به آبهای تحت نظارت ایران (فاصله کمتر از ۵۰ کیلومتر) عبور میکند و در صورت تشدید تنش، هدفی آسان برای حملات پهپادی یا موشکی است. ۳) الفجیره عمدتاً مخزن ذخیره سوخت است، نه پایانه صادراتی عظیم. در بحران واقعی، حداکثر چند هفته میتواند دوام آورد. با این حال ایران با گسترش تفسیر منطقه نفوذ امنیتی خود در آبهای پیرامون تنگه هرمز، عملاً پیام داد که الفجیره پشتوانه امنیتی امارات نخواهد بود و هر کشتی که از این بندر خارج شود، به محض ورود به آبهای تحت نظارت ایران، قابل توقیف یا هدف قرار دادن است.
۲- ایران چه پاسخی به «طرح ترامپ» و «محاصره آمریکا» داد؟
ترامپ مرتب از طرح آزادی تنگه هرمز سخن میگوید اما عملاً نتوانست تردد کشتیها را در هرمز عادی کند. در مقابل، ابتکار ایران در گسترش دامنه تنگه یک تهدید معتبر بود نه یک تغییر مرز رسمی. این ابتکار دو هدف داشت: نخست، خنثیسازی محاصره بنادر ایران توسط آمریکا که عمدتاً بر نظارت بر تردد نفتکشهای ایرانی متمرکز بود. دوم، هشدار به امارات که هرگونه همکاری نظامی با آمریکا یا اسرائیل در قبال الفجیره، با پاسخ متقابل مواجه خواهد شد.
۳- آینده مواجهه ایران و امارات؛ از تقابل تا همزیستی پرتنش
آینده روابط تهران-ابوظبی در دو سناریو قابل تعریف است:
۱) سناریوی اول که محتملترین گزینه است، تنش کنترلشده و دیپلماسی اجباری نام دارد. امارات به این نتیجه رسیده که هزینه تقابل نظامی با ایران از منافع آن بیشتر است. از سوی دیگر، ایران نیز در شرایط تحریمهای حداکثری، گشودن جبهه جدید با امارات را به صلاح نمیداند. در این سناریو، دو طرف از طریق میانجیهایی مثل عمان یا عراق، اختلافات جزیرهای (تنب و ابوموسی) را به حال خود رها میکنند، از تشدید لفاظیهای رسمی پرهیز میکنند و رقابت را به عرصههای اقتصادی و فناورانه مانند هاب انرژی، هوش مصنوعی و لجستیک منتقل میکنند.
۲) سناریوی دوم که کماحتمال اما خطرناک است، جنگ نیابتی گسترده است. در صورت بمباران تأسیسات هستهای ایران توسط اسرائیل با هماهنگی ضمنی امارات یا ارائه تسهیلات لجستیکی از خاک امارات، ایران احتمالاً الفجیره و خطوط لوله آن را به عنوان هدف موشکی قرار خواهد داد. در این حالت، امارات توان نظامی برای تلافی مؤثر ندارد و به حمایت هوایی آمریکا متکی خواهد بود که منطقه را وارد یک جنگ فرسایشی تمامعیار میکند. در چنین سناریویی، الفجیره به جای آنکه پشتیبان امنیت انرژی امارات باشد، به بزرگترین نقطه آسیبپذیر آن تبدیل خواهد شد.
نتیجهگیری
آنچه در الفجیره رخ داد، صرفاً یک هشدار نظامی یا اقدام تلافیجویانه محدود بوده، نه آغاز یک جنگ تمامعیار. پیروزی واقعی ایران در این میدان، نه انهدام الفجیره، که اثبات ناتوانی امارات در بیاثر کردن تنگه هرمز است. امارات امروز میداند که هیچ سرمایهگذاری در الفجیره، هیچ خط لوله جایگزین، و هیچ اتحاد با آمریکا و اسرائیل نمیتواند وابستگی حیاتی آن به عبور امن از آبهای تحت نفوذ ایران را نفی کند. از این رو، ابوظبی به ناچار به سمت «مدیریت تنش» در بلندمدت است.
نظر شما