روایت مادر از معلم شهیدی که در مدرسه ماند؛ «فقط قرص صورت دخترم را پیدا کردیم»

هنوز صدایش در گوش مادر زنده است؛ صدای دختری که هم معلم بود، هم هنرمند، هم مادری جوان؛ اما اکنون از مهسا رنجبری، مربی پرورشی و عکاس دبستان شهدای رهپویان خلیج فارس میناب که در حمله هوایی دشمن آمریکایی_صهیونیستی در نهم اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید، تنها خاطراتی مانده و مادری که با بغض از او روایت می‌کند.

مریم صادقی، مادر این معلم شهید در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری شبستان در میناب با اشاره به زندگی کوتاه اما پربار دخترش می‌گوید: مهسا متولد سال ۱۳۷۶  و در رشته مهندسی صنایع تحصیل کرده بود و چهار سال پیش ازدواج کرد و یک پسر دو سال و نیمه دارد. 

وی می افزاید: امسال نخستین سالی بود که به‌عنوان مربی پرورشی در مدرسه شهدای رهپویان خلیج فارس مشغول به کار شد؛ آن هم در حالی که از میان سه داوطلب برای این مسئولیت انتخاب شده بود.

مادر این شهید از ویژگی‌های شخصیتی دخترش چنین یاد می‌کند: مهسا فرزند بزرگ خانواده بود؛ یک دختر و یک پسر دیگر هم دارم، اما از نظر اخلاقی مهسا ویژگی‌های خاصی داشت و بسیار اجتماعی بود و با خانواده پدری و مادری ارتباط نزدیکی داشت و از هر انگشتش هنری می‌بارید؛ سیاه‌قلم کار می‌کرد، در عروسک‌سازی مهارت داشت و شیرینی‌پزی‌اش هم زبانزد بود.

به گفته این مادر داغدار، شهیده رنجبری روحیه‌ای پرتلاش و چندوجهی داشت: در کنار معلمی، آرایشگری هم انجام می‌داد و حتی از کارهای سخت هم ابایی نداشت؛ زمانی که پدرش مشغول ساخت خانه بود، کنار او دیوارها را رنگ‌آمیزی می‌کرد و چون پدرش مغازه کامپیوتری داشت، مهسا در آن کار هم به او کمک می‌کرد.

صادقی با اشاره به ساده‌زیستی دخترش ادامه می‌دهد: آدم ساده‌زیستی بود و هیچ‌وقت دنبال تجملات نرفت و وقتی ازدواج کرد با یک مراسم ساده راهی خانه بخت شد؛ در زندگی کم‌توقع بود و هرجا می‌توانست به اطرافیان کمک می‌کرد، اما خودش توقعی از کسی نداشت.

او می‌گوید: مهسا برای آینده نیز برنامه‌های بزرگی در ذهن داشت و همیشه می‌گفت می‌خواهم یک کارگاه خیاطی راه‌اندازی کنم تا زنان فامیل و آشنایانی که خیاطی بلدند بتوانند کار کنند و وضعیت اقتصادی‌شان بهتر شود.

اما روایت مادر، وقتی به روزهای پس از حادثه می‌رسد، رنگی از اندوهی عمیق به خود می‌گیرد و می گوید: شب سالگرد ازدواجش، همزمان با زمان خاکسپاری او شد؛ اتفاقی که برای ما بسیار سنگین و دردناک بود.

صادقی با اشاره به روزهای پس از حادثه، از دشواری یافتن پیکر دخترش سخن گفت و اذعان کرد: پس از حمله دشمن به مدرسه، چهار روز سخت و نفس‌گیر را پشت سر گذاشتیم تا در نهایت تنها قرص صورت دخترم در محل حادثه پیدا شد و حسرت اینکه حتی نتوانستم برایش غسل یا تیمم انجام دهم، همیشه در دلم ماند.

او ادامه داد: روز حادثه فقط از دور مدرسه را دیدم، اما امروز که به مناسبت روز معلم وارد مدرسه شدم، تازه عمق فاجعه را درک کردم. گودال قتلگاه بزرگی که در اثر حمله ایجاد شده بود، صحنه بسیار تلخی بود؛ همان جایی که قرص صورت دخترم پیدا شد.

این مادر داغدار با اشاره به آخرین جستجوی خود گفت: امروز هرچه به دنبال لنگه کفش دخترم گشتم، چیزی پیدا نکردم.

 دبستان شهدای رهپویان خلیج فارس ویژه پسران در طبقه اول و دبستان شجره طیبه ویژه دختران در طبقه دوم ساختمان این مدرسه قرار داشت؛ مدرسه‌ای که در حمله هوایی دشمن آمریکایی_صهیونیستی هدف قرار گرفت و در پی آن ۱۶۸ نفر از دانش‌آموزان، معلمان و والدین به شهادت رسیدند.

کد خبر 1880964

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha