به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی،دکتر پیمان زنگنه، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه بیرجند، در نشست «میز گفتگو؛ دانشگاه و مردم» که در محل میدان مادر بیرجند برگزار شد، با تبیین جایگاه مشارکت سیاسی در نظامهای مختلف، به واکاوی ریشههای تاریخی و مفهومی حضور مردم در عرصههای تصمیمسازی پرداخت.
انتخابات؛ تبلور عینی مشارکت سیاسی
دکتر زنگنه اظهار داشت: هرچند اوایل اردیبهشت، بحث انتخابات داغ بود، اما باید دانست که انتخابات تنها یک زیرمجموعه از مفهومی گستردهتر به نام «مشارکت سیاسی» است. در واقع انتخابات بارزترین نمود و ویترین مشارکت است که در بازه زمانی خاصی به وقوع میپیوندد، اما ریشه در بستری عمیقتر دارد.
وی افزود: پرسش اصلی اینجاست که مشارکت سیاسی در ایرانِ پس از انقلاب چه ویژگیهایی دارد؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا بدانیم که مشارکت تنها زمانی معنا مییابد که یک نظام سیاسی و ساختار حکمرانی، برای مردم «حق» قائل باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بیرجند با مقایسه نظامهای دموکراتیک و استبدادی خاطرنشان کرد: در نظامهای سنتی و پادشاهی، اساساً مفهومی به نام مشارکت وجود نداشت. در آن ساختارها، حاکم مردم را «رعیت» مینامید؛ یعنی کسانی که هیچ حقی ندارند و تنها از سر لطف حاکم، ممکن است امتیازاتی به آنها برسد. اما در ساختارهای مردمسالار، مشارکت از جایگاه «حق» نگریسته میشود.
از خطابه در آتن تا قدرت افکار عمومی در جهان معاصر
این استاد دانشگاه با اشاره به تبارشناسی تاریخی مشارکت، به تجربه یونان باستان اشاره کرد و گفت: در دولتشهر آتن، دموکراسی به صورت مستقیم و چهرهبهچهره اجرا میشد. در آن فضا، کسانی موفق بودند که هنر «خطابه» (رتور) داشتند و میتوانستند افکار عمومی را قانع کنند.
دکتر زنگنه ادامه داد: با ظهور مدرنیته از قرن شانزدهم در غرب، «افکار عمومی» به موضوعی بنیادین تبدیل شد. امروزه حتی در کشورهای توسعهیافته، حکمرانان برای هر تصمیمی ناچار به همراه کردن افکار عمومی هستند.
وی به نمونههای معاصر اشاره کرد و افزود: حتی در رویدادهای اخیر بینالمللی، شاهد بودیم که مقامات آمریکایی برای توجیه سیاستهای خصمانه خود علیه ایران، جلسات متعددی را در کنگره برای اقناع نمایندگان و به تبع آن افکار عمومی برگزار کردند. این نشان میدهد که در دنیای امروز، هیچ تصمیمی بدون دستکاری یا همراه کردن افکار عمومی پیش نمیرود.
دکتر زنگنه در ادامه تصریح کرد: در جامعه ما نیز نمود عینی این جریان را در انتخابات میبینیم؛ جایی که کاندیداها به عنوان خطیب و سخنور، تلاش میکنند با ارائه برنامهها و دیدگاههای خود، نظر عموم را جلب کرده و در این فرآیندِ مشارکت سیاسی، نقشآفرینی کنند.
قدرت اقناع و فن بلاغت؛ از سوفسطائیان تا مبارزات انتخاباتی
دکتر زنگنه در ادامه سخنان خود به نقد ابزارهای جلب آرای عمومی پرداخت و اظهار داشت: در بسیاری از موارد در فرآیند انتخابات، تخصص تنها ملاک انتخاب نیست؛ بلکه کسانی که از «فن بلاغت» و توان سخنوری بالایی برخوردارند، موفقتر عمل میکنند.
وی با اشاره به حکایتی تاریخی از «پروتاگوراس» در یونان باستان، خاطرنشان کرد: این سوفسطائی مدعی بود میتواند با قدرت بیان، فردی را که دهانش تلخ است قانع کند که دهانش شیرین است! او معتقد بود همان کاری را که پزشک با دارو انجام میدهد، وی با کلمات و القای ذهنی انجام میدهد. امروز نیز در فرآیندهای انتخاباتی شاهدیم که برخی کاندیداها با بهرهگیری از فنون بلاغت، افکار عمومی را به سمتی هدایت میکنند که لزوماً با واقعیتها یا توان اجرایی آنها همخوان نیست، اما در جلب آرا موفق عمل میکنند.
دوگانه «حق و تکلیف»؛ ویژگی ممتاز مشارکت در نظام اسلامی
عضو هیئت علمی دانشگاه بیرجند با تبیین تمایز میان مدلهای مشارکت سیاسی در غرب و ایران، تصریح کرد: در جوامع غربی، مردم تنها منبع مشروعیت و کنشگران اصلی هستند؛ اما در ساختار جمهوری اسلامی ایران، ما با یک نظام دینی روبهرو هستیم که مشارکت مردم در آن، ضامن «مقبولیت» ساختار سیاسی است.
دکتر زنگنه افزود: در نگاه اسلامی، مشارکت سیاسی یک مفهوم دوگانه شامل «حق» و «تکلیف» است. مطابق قانون اساسی، شرکت در انتخابات یک حق مدنی است و فرد میتواند از آن استفاده نکند؛ اما از منظر دینی و شرعی، این حضور یک «تکلیف» محسوب میشود. همواره رهبر معظم انقلاب بر این نکته تأکید داشتند که حضور مردم، هم حق قانونی آنها و هم وظیفهای شرعی برای حفظ نظام است؛ تلفیق این دو نگاه، الگویی منحصربهفرد از مشارکت را در ایران پساانقلاب پدید آورده است.
این استاد علوم سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود، احزاب را یکی از سازوکارهای مهم برای تحقق بُعد مدنی و «حقمحور» مشارکت دانست و گفت: احزاب با سازماندهی گروههای مختلف، نقش کلیدی در فعالسازی بدنه اجتماعی در عرصه انتخابات ایفا میکنند.
وی با دستهبندی انواع مشارکت به «ساختاری» و «غیرساختاری»، توضیح داد: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد مشارکت «ضدساختاری» بودیم؛ یعنی فعالیتی که اساسِ ساختار رژیم گذشته را قبول نداشت و حتی در قالب مبارزات قهرآمیز تجلی مییافت تا نظام مستقر را تغییر دهد. اما با پیروزی انقلاب و استقرار نظام اسلامی، امام خمینی (ره) تأکید ویژهای داشتند که از این پس، مشارکت باید در درون ساختار و به شکلی نظاممند صورت گیرد تا به ثبات و بالندگی نظام نوپای اسلامی بینجامد.
از سطوح فردی تا کنشگری جمعی؛ کالبدشکافی ابعاد مشارکت
دکتر زنگنه در ادامه تبیین ابعاد مشارکت سیاسی، به تشریح سطوح مختلف این پدیده پرداخت و اظهار داشت: مشارکت سیاسی هم در سطح فردی و هم در سطح جمعی قابل تحلیل است. در سطح فردی، انگیزهها میتواند از علقههای شرعی و اعتقادی تا اهداف شخصی همچون کسب قدرت و مناصب اجرایی متغیر باشد.
وی به اهمیت مشارکت جمعی در قالب تشکلها اشاره کرد و گفت: در ایام انتخابات، شاهد نقشآفرینی جریانهایی چون «رهپویان»، «شریان»، «آبادگران»، «جامعه اسلامی» و مجموعههای کارگری هستیم. حمایت این گروهها و احزاب در دقایق پایانی از یک کاندیدای خاص، میتواند بهطور کلی مسیر افکار عمومی و نتیجه انتخابات را تغییر دهد که این نشاندهنده قدرت کنشگری جمعی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه بیرجند با بیان اینکه دامنه مشارکت سیاسی بسیار گسترده است، خاطرنشان کرد: از کسی که تنها اخبار را پیگیری میکند یا یک کتاب و روزنامه سیاسی میخواند تا کسی که در مقام استاد دانشگاه به تبیین مسائل میپردازد، کاندیدا میشود یا رای میدهد، همگی در حال مشارکت هستند؛ هرچند این حضور، از نظر شدت و ضعف، سطوح متفاوتی دارد.
دکتر زنگنه با اشاره به اهداف مشارکت در نظام جمهوری اسلامی، تصریح کرد: پس از پیروزی انقلاب، مشارکت مردم اهدافی متعالی همچون استقرار حکومت اسلامی، برقراری عدالت، ظلمزدایی، استکبارستیزی و حق تعیین سرنوشت را دنبال کرده است. برخلاف برخی نظامها که هدف از مشارکت تنها جابجایی قدرت است، در انقلاب اسلامی هدف اصلی این بود که مردم خودشان بر مقدرات و سرنوشت کشور حاکم شوند.
حقوق اقلیتها در ساختار مردمسالاری دینی
این استاد علوم سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود به چالش «اکثریت و اقلیت» در دموکراسیها پرداخت و گفت: یکی از دغدغههای جوامع غربی، نادیده گرفته شدن حقوق اقلیتهاست. اما در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، این مسئله به زیبایی تدبیر شده است. اختصاص صندلی و نماینده در مجلس شورای اسلامی برای اقلیتهای دینی همچون زرتشتیان، کلیمیان و مسیحیان، گواه آن است که ساختار سیاسی ما برای اقلیتها در کنار اکثریت، حق و جایگاه قانونی قائل است.
دکتر زنگنه با ارائه تعریفی جامع از مشارکت سیاسی، اظهار داشت: به تعبیر اندیشمندانی چون «هانتینگتون» و «نلسون»، مشارکت سیاسی یعنی تلاش شهروندان غیردولتی برای تأثیرگذاری بر تصمیمگیریها و خطمشیهای عمومی جامعه.
وی در ادامه تأکید کرد: وجه مشترک تمامی تعاریف این است که مردم باید بتوانند بر سیاستگذاریها اثر بگذارند. در انتخابات نیز جناحهای مختلف با دیدگاههای متفاوت حضور مییابند تا مردم با انتخاب خود، مسیر حرکت و سیاستهای کلان کشور را در باب مسائل مختلف تعیین کنند.
مردم؛ داور نهایی در انتخاب گفتمانهای برتر
دکتر زنگنه در بخش پایانی سخنان خود، بر نقش محوری مردم در تشخیص و گزینش برنامههای اصلح تأکید کرد و گفت: در جریان رقابتهای انتخاباتی، جناحها و کاندیداهای مختلف دیدگاههای متفاوتی را ارائه میدهند، اما این مردم هستند که با سنجش سخنان و برنامهها، تعیین میکنند کدام رویکرد از مقبولیت و کارآمدی بیشتری برخوردار است. در واقع، اقبال عمومی به یک جریان، نشاندهنده پیروزی آن گفتمان در اقناع افکار عمومی است.
عضو هیئت علمی دانشگاه بیرجند با اشاره به لزوم درک عمیق واژه «مشارکت»، خاطرنشان کرد: هدف ما در این نشست، کالبدشکافی تئوریک مفهوم مشارکت سیاسی بود؛ چرا که تا زمانی که مبانی مفهومی و بستر وقوع یک پدیده را بهخوبی درک نکنیم، نمیتوانیم تفاوتهای ظریف میان «مشارکت» و «انتخابات» را بهدرستی تفکیک کنیم. فهم دقیق این بستر، لازمه حضور آگاهانه در عرصههای سیاسی است.
نظر شما