سکوت تامل برانگیز برخی طریقت‌های دروایش مقابل تجاوز به ایران!

در روزگاری که فریاد مظلومان از هر سو بلند است، بعضی از مدعیان عرفان، بهانه‌ی «سکوت درویشی» را سپر بی‌عملی خویش کرده‌اند. سکوتی که نه از آگاهی، که از بی‌تفاوتی می‌جوشد، و نه از درد عشق، که از راحت‌طلبی جان. آنچه مشخص است یکی از انحرافات عمیق صوفیه را می بایست همین مساله دانست.

به گزارش خبرگزاری شبستان، یکی از چالش های بزرگ فرقه های صوفیه سکوت و بی عملی برخی از طریقت های آن در برابر ظلم و جنایت است. سکوتی که با ادعای تمرکز بر عالم معنویت و دور نشدن از قرب پروردگار مطرح می شود! در حقیقت آنها  با نام «خلوت عارفانه»، پرده بر بی‌موضعی خود در برابر طغیان ظلم می‌کشند؛ غافل از آن‌که عرفان راستین، آیینه‌ی جهاد است، نه پناهگاه عافیت.
عارف حقیقی در نگاه اسلام، همان انسان کامل است؛ انسانی که هم دل در آسمان دارد و هم قدم بر زمین. او چون امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، عبودیتش را در میدان عدالت معنا می‌کند، و چون سیدالشهدا، عشقش را در فریاد «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی» به نمایش می‌گذارد. عارفِ راستین هرگز در برابر ظلم خاموش نمی‌ماند؛ زیرا سکوت در برابر ستم، خیانت به روح حقیقت است.
در واقع عرفان اگر از درد انسان جدا شود، دیگر عرفان نیست، بلکه بی‌حسی است. سکوتی که در برابر خون مظلومان رخ می‌گیرد، نه «سکوت عارف»، بلکه «سکوت جاهل» است. درویشی اگر از درک لحظه‌های مسئولیت تهی شود، جز سایه‌ای از ظاهر عرفان در خود ندارد.
بله متاسفانه در روزگاری که فریاد مظلومان از هر سو بلند است، بعضی از مدعیان عرفان، بهانه‌ی «سکوت درویشی» را سپر بی‌عملی خویش کرده‌اند. سکوتی که نه از آگاهی، که از بی‌تفاوتی می‌جوشد، و نه از درد عشق، که از راحت‌طلبی جان. آنچه مشخص است یکی از انحرافات عمیق صوفیه را می بایست همین مساله دانست. مساله ای که متاسفانه در میان برخی از طریقت های صوفیه مشاهده شده است و شاهد سکوت و بی عملی آنها بوده ایم.  
متاسفانه، در اتفاقات این روزهای دنیای اسلام به ویژه تجاوز آمریکای جنایتکار و اسرائیل غاصب به ایران اسلامی بار دیگر شاهد سکوت و بیصدایی بخشی از طریقت های صوفیانه در کشور هستیم. سران برخی از گروه‌ها بار دیگر در سکوت تامل برانگیزی فرو رفته و در برابر جنایات زنان و کودکان مسلمان و هموطن خود خاموشی گزیده اند!
آنها علی رغم ایرانی بودن و حضور در جامعه ایران در شهادت رهبر معظم انقلاب و کشتار وحشتناک کودکان مظلوم میناب و جوانان برومند ناو دنا و همچنین کشتار زنان و کودکان مظلوم و مردم غیر نظامی کشور بار دیگر ترجیح دادند که سکوت اختیار نموده و چشمانشان را بر روی این همه ظلم و جنایت ببندند.  
اما آیا به راستی می توان خود را پیرو معصومین علیهم السلام دانست و در برابر این همه ظلم و جنایت سکوت کرد!؟ آیا به راستی رفتارهای ددمنشانه و وحشیانه آمریکای جنایتکار و صهیونیسم تروریست در جهان امروز قابل اغماض است!؟ چگونه می توان باور نمود که به نام دینداری در برابر این هم جنایت سکوت می شود و صدایی رسا از سران برخی از طریقت های صوفیه بلند نمی شود!؟  
سوال جدی اینجاست که آیا اگر امیرالمومنین علی علیه السلام در زمان ما حضور داشتند امروز در برابر این همه جنایت سکوت می کردند!؟ آیا از سخنان و سیره حضرت می توان برداشت کرد که اکنون زمان سکوت و بی صدایی است؟ مگر نه این است که از ویژگی های بارز  امیر المنین  «علیه السلام» مبارزه با ظلم و فریاد زدن بر سر ظالمان است؟
آیا سیدالشهدا علیه السلام اگر امروز حضور داشتند در برابر شمر زمان موضع‌گیری نمی کردند!؟ آیا سیدالشهدا علیه السلام در برابر کشتار زنان و کودکان مظلوم و بیگناه سکوت می کردند!؟ آیا می توان این مساله را از سیره و سخنان سیدالشهدا برداشت کرد!؟
اکنون و در میان این همه تجاوز و جنایت و مظلومیت، از بزرگان برخی از طریقت های صوفیه ساکن در کشور انتظار می رود تا سکوت خود را شکسته و در برابر این رفتارهای ددمنشانه و وحشیانه آمریکا و اسرائیل جنایتکار موضعگیری مناسب داشته باشند و ضمن محکومیت رفتارهای آنها از آنها بیزاری بجویند.
سیدرضا موسوی؛ کارشناس نقد تصوف فرقه‌ای
کد خبر 1880668

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha