خبرگزاری شبستان-کرمان؛ طاهره بادامچی
حدود ۴ سال قبل وقتی برای اولین بار نامش را شنیدم و توجهم را جلب کرد؛ میشد حدس زد که هیئتی سنگین و وزین است.
نخستین مواجهه با خیمه هنر و گیرایی آثار فاخر هنرمندان متعهد
یکسال قبلتر از آن، نخستین مواجهه من با هسته اصلی شکلگیری هیئت در خیمهای بود که در فضایی متفاوت برپا کرده بودند؛ خیمه هنر در پارک مادر کرمان! هنرمندان رشتههای مختلف در کارگاههای هنری، آثار زنده خلق میکردند.
همانجا بود که روحم با زیباییها و لطافتهای هنرهای فاخری که هنرمندان به عشق امام حسین جان به نمایش میگذاشتند، گره میخورد.
هنوز هم جانماز و سربند "ما ملت شهادتیم" را که از خیمه هنر هدیه گرفتم، نگه داشتم. بعدها که هیئت شکل گرفت تا همین دیشب که تازهترین برنامه را اجرا کردند، همیشه به توفیق الهی و لطف حوزه هنری استان به مراسم دعوت شدم.

صحبت از هیئتی متفاوت است؛ "هیئت هنر" که همیشه برنامههایش را دوست داشتم؛ برای منِ خبرنگار "هیئت هنر" جایی است که فارغ از خستگیها و روزمرگیها، هم حظ معنوی میبرم و هم یافتههای جدیدی میآموزم.
منظم بودن، تنوع برنامهها، کوتاه و موجز و مفید بودن، شلوغبازی نکردن، سر ساعت شروع شدن و به موقع خاتمه دادن و... از ویژگیهایی است که باعث میشود همیشه با اشتیاق که جای خود، برای بازسازی روحی هم که شده برنامههای هیئت هنر را شرکت کنم.
این بار هم از چند روز قبل از میلاد امام رضا علیهالسلام برای برنامه هیئت هنر در شام ولادت دعوت شدم.
برنامه در نمازخانه اداره کل تبلیغات اسلامی برپا شد؛ از همان بدو ورود که فضاسازی ساده اما جذابی را انجام داده بودند و بوی خوش کُندر در فضا پیچیده بود، دلم گفت حتماً شب متفاوتی خواهد شد.
بلافاصله بعد از نماز جماعتی که به آن نرسیدیم، رحل و قرآن جلویمان قرار دادند، آقا مجتبی یداللهی از قاریان و حافظان استان گفت که سوره فتح را با هم میخوانیم؛ نمیدانم چه شد وقتی به آیه ۴۸ رسید و واژه "شهید" را دیدم، اشکهایم بر گونه لغزید "اوست که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز کند، و کافی است که خدا [بر وقوع این حقیقت] گواه باشد"
در صلوات خاصه امام رضا علیهالسلام اما وقتی "شهید" را بیش از حد معمول کشید، به پهنای صورت گریستم؛ در چند سال اخیر که هر صبح صلوات خاصه را میخوانم در عبارت "الصدیق الشهید" جور دیگری با امام رضا جان ارتباط میگیرم.
مجتبی یداللهی از سفرش به هند گفت که پس از اجرای تلاوت قرآن؛ صلوات خاصه چه غوغایی در دل شیعیان هندی به پا کرده، تا آنجا که از او قول گرفتند وقت برگشت به ایران قبل از کرمان به مشهد برود و نائبالزیاره آنان باشد؛ برای همین وقتی رو به مشهد ایستادیم صلوات خاصه را به نیابت از همه آن هندیهای مشتاق و به یاد آن دختر پاکستانی که چند سال پیش در حرم امام علی علیهالسلام از من قول گرفت نائبالزیاره او در مشهد باشم؛ قرائت کردم.
جانمان را که با صلوات خاصه مصفا کردیم؛ پای صحبتهای محسن روحی نشستیم؛ مدیرکل سابق ارشاد و از خادمان فرهنگ و هنر رضوی نشستیم.
او ابتدا از کار بزرگ شهید رئیسی و باز کردن مسیر خدمت به روی همه مشتاقان گفت که چگونه امروز حتی کشیک حرم برای دلباختگان در دورترین نقاط کشور فراهم شده است.
وی افزود: "خادم" میتواند خالق یک اثر هنری باشد و به نیت امام رضا علیهالسلام هنر خود را نذر حضرت کند.
روحی از پیگیری برای جذب هنرمندان بیشتر در این حوزه خبر داد و گفت: این خدمت کاملاً داوطلبانه است و در آغاز کار میتوانند یاور رضوی باشند.

پس از توضیحات تکمیلی روحی؛ برنامه بعدی قرائت دعای توسل توسط آقای رحمانی بود که خیلی خوب فارغ از طول و تفصیلهای رایج و خستهکننده؛ دعا را خیلی خیلی خوب خواند و ۱۰ دقیقهای تمام کرد.
پیش از آنکه فهیمه مجیدی از شاعران آئینی استان شعرش درباره امام حسین علیهالسلام و شهدای میناب را بخواند؛ حجتالاسلام شیروانی سخنان قابل تاملی بیان کرد.

فهیمه مجیدی اما قبل از شعرخوانی از آخرین دیدارش با رهبر شهید گفت که مربوط به سال ۱۴۰۳ و آخرین دیدار آقا با شاعران بوده است.
مجیدی گفت: برنامه این دیدار از حوالی ۵ عصر تا یک بامداد به طول انجامیده، یک رزق معنوی خاص برایش بوده؛ به ویژه وقتی در میان یکصد نفری که قرار شده کتابشان را به رهبری تقدیم کنند او نفر سوم بوده است.
وی ادامه داد: به من گفتند چون وقت کم است فقط کتاب رو تقدیم کنم اما من چون پدرم را از دست دادهام و رهبری حکم پدر برایم داشتند، نزدیک که رفتم مقابل ایشان نشستم و بعد از ابلاغ سلام مادرم، گوشه عبای آقا را بوسیدم؛ آقا لب مبارک را به دندان گرفتند و فرمودند زشت است، گفتم نه آقا چه اشکالی دارد...

فهیمه مجیدی خاطره میگفت و من با تصویرسازی ذهنی، های های گریه میکردم؛ دست آخر برای اینکه دلم را آرام کنم، رفتم صحن آزادی حرم امام رضا علیهالسلام در مرداد ماه ۱۳۸۴ که اردوی حافظان قرآن رفته بودیم و عبای آیتالله بهجت را بوسیدم و نفس عمیقی کشیدم...
عجب شبی است شب هیئت هنر!
حجتالاسلام امید شیروانی، استاد حوزه علمیه فخریه راور به عنوان سخنران اصلی مراسم سنگ تمام گذاشت و از رسالت هنرمند متعهد، جایگاه او و ارزش هنری که خلق میکند سخن گفت.
وی ابتدای سخن گفت باید تکلیف یک چیز ابتدای کار مشخص شود و آن اینکه هنرمند باید نسبت خود را با حق و باطل مشخص کند؛ این موضوع در برهه کنونی و جنگ تحمیلی سوم آنقدر شفاف و روشن است که جایی برای تردید نیست.

حجتالاسلام شیروانی اظهار کرد: وقتی هیئت هنر شکل میگیرد پیام روشن و شفافی دارد که مدرنیته و امانیسم و رنسانس و... اینجا خریدار ندارد؛ آخرین حرف اروپا و نوزایی او امانیسم بود که خریدار ندارد.
وی یادآور شد: هنر قبل از رنسانس در سرزمین هنرپرور ایران بیش از هزار سال میداندار بوده است و امروز وسط جنگ فهم این موضوع شفافتر است زیرا این جنگ حق و باطل را کاملاً ملموس کرده است.
استاد حوزه با بیان اینکه هنر ما انسانمحور و اومانیستی نبوده که خداباور بوده است؛ تصریح کرد: هنر ما همیشه اوج بندگی را دنبال کرده و همه چیز را در ارتباط با خدا و فهم خداباور از دنیا میداند.
وی در خصوص ارتباط هنر و میدان توضیح داد: اولین کاری که این جنگ کرده تعریف رسانه را تغییر داده و اکنون " پرچم" یک رسانه است؛ امروز در جنگ نامتقارن مدل جنگیدن تغییر کرده است؛ در حالیکه همه اینستا و تلگرام و... را رسانه میدانستند اما امروز پرچمگردانی مردم ایران در خیابانها تعریف دیگری از رسانه ارائه داده که دنیا نیز از آن الگو خواهد گرفت.

حجتالاسلام شیروانی ادامه داد: هنر در دنیای بیخدای غرب فریب و اغوا و کمک به سلطهگران است؛ آنها میگویند "دین افیون ملتها است" افیون یعنی مخدر، مُسکن؛ یعنی دین برای آرام شدن در مشکلات است و ربطی به ساحت مدیریت جامعه ندارد؛ موضوعی که رهبر شهید به شدت با آن مقابله کردند و اسلام را میداندار تعیینکننده در همه عرصهها اعم از سیاسی و اقتصادی و... دانستند.
وی خطاب به هنرمندان متذکر شد: اگر سمتی که ولی جامعه نشان میدهد حرکت کنید در آینده به روشی خواهید رسید که دنیا آن را ندارد؛ همانگونه که شهید طهرانیمقدم ۲۰ سال کار کرد تا در حوزه موشکی به آن برسد و شما امروز جای ایشان در آن سالها ایستادید پس نگران نداشتن امکانات هالیوودی و... نباشید.
این سخنان حُسن ختام برنامه پیش از شعرخوانی بود.
اینجا باید از چهرهای یاد کنم که کمتر اهل صحبت کردن است و بیش از آنکه در هیبت رئیس حوزه هنری استان ظاهر شود، بسان یک خادم متواضع عرصه هنر او را دیدهایم؛ مجتبی اسدی که حضورش در حوزه هنری استان منشأ خیر و تحول است.
برنامه هیئت هنر در شام میلاد امام رضا علیهالسلام یک تجدید قوای روحی بود که با تمسک به قرآن و عترت درآمیخت و انگیزه مضاعفی برای فعالیتهای فرهنگی هنری و رسانهای ساخت؛ چراغ هیئت پرنور و هنرمندانش به عافیت!
نظر شما