خبرگزاری شبستان ـ استان مازندران ؛هوای ساری از صبح حال و هوای دیگری داشت. عطر پرچم سبزِ منقّش به نام امام مهربانیها، آرامآرام در خیابانها پیچیده بود و نگاه هر رهگذری را به دنبال خود میکشاند؛ کاروان «زیر سایه خورشید» بار دیگر به این شهر رسیده بود؛ کاروانی که هر سال با خود نور و آرامشی عجیب میآورد، گویی نسیمی از صحن رضوی در دل مازندران میوزد.

نخستین مقصد کاروان، دیدار با نماینده ولیفقیه در مازندران بود؛ دیداری صمیمی و سرشار از احترام. پرچم سبز در میان جمع بالا رفت و فضای اتاق لحظهای رنگ مشهد گرفت. چشمان بسیاری از حاضران به این پرچم دوخته شده بود؛ پرچمی که برای مردم این دیار تنها یک نماد نیست، بلکه یادآور پناهی است که همیشه در دلها روشن است.

پس از این دیدار، مسیر کاروان به سوی منزل شهید احمدنژاد ادامه یافت؛ خانهای ساده اما آکنده از خاطره.

مادر شهید با همان لبخند آرام و چشمهایی پر از روشنای صبر، میزبان پرچم رضوی بود. لحظهای که پرچم بر دستان او نشست، سکوتی سراسر احترام حیاط کوچک خانه را فراگرفت.

اشکهای بیصدای چند نفر و زمزمههایی که از ته دل برمیآمد، صحنه را معنویتر کرده بود. گویی حضور شهید در کنار مادرش حس میشد و عطر بارگاه رضوی با عطر ایثار در هم آمیخته بود.

در ادامه، کاروان وارد دادگستری استان مازندران شد؛ جایی که کارکنان با شوقی صمیمانه در انتظار بودند. پرچم از میان صف استقبالکنندگان عبور کرد و بر قلبهای خسته از روزمرگی، نسیمی از امید پاشید.
فضای اداری و رسمی دادگستری، چند دقیقهای رنگ معنویت گرفت؛ همه با احترام ایستادند و زیر لب ذکر گفتند. دهه کرامت در این لحظات، نه یک عنوان تقویمی، که یک تجربه زنده و جاری بود.

حضور کاروان «زیر سایه خورشید» در ساری امسال نیز همچون همیشه، مشهد را برای لحظاتی تا شمال کشور کشاند؛ لحظاتی که در آن شهر، خانههای شهدا و دلهای مردم با هم همنفس شدند و زیر سایه نام امام رئوف آرام گرفتند.
نظر شما