​​​​شخصیت بزرگوار امام رضا در شعر و ادبیات اقوام مختلف تأثیرگذار بوده است

دبیر محفل ادبی «هاتف» ارومیه گفت: تاریخ و فرهنگ ایران، بیانگر توجه ویژه اهالی فرهنگ و به ویژه شاعران، به امام رضا (ع) بوده است و  شخصیت بزرگوار حضرت، در شعر و ادبیات اقوام مختلف تأثیرگذار بوده  است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان در ارومیه، به مناسبت فرارسیدن ایام دهه مبارک کرامت و ولادت حضرت امام رضا(ع) و با حضور دبیر و اعضای محفل ادبی «هاتف»، اهالی فرهنگ و ادب و هنر، محفل شعر «زمزمه قدسیان» در سالن جلسات کتابخانه مرکزی آذربایجان غربی برگزار شد و  شاعران به شعرخوانی در رثای امام هشتم پرداختند. 

مصطفی قلیزاده علیار، دبیر محفل ادبی «هاتف» این اداره کل ضمن تبریک هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، گفت: تاریخ و فرهنگ ایران، بیانگر توجه ویژه اهالی فرهنگ و به ویژه شاعران، به امام رضا (ع) بوده است و  شخصیت بزرگوار حضرت، در شعر و ادبیات اقوام مختلف تأثیرگذار بوده  است.

در ادامه، حاضرین اشعار خود با محوریت دهه کرامت را قرائت کردند.

​​​​شخصیت بزرگوار امام رضا در شعر و ادبیات اقوام مختلف تأثیرگذار بوده است

بخشی از قصیده مطول  علی حبیبی به تعداد سالهای عمر شریف حضرت ثامن الحجج آقا علی ابن موسی الرضا  (۵۵ بیت) با نام «مهر خراسان»

شبی دل را  سپردم بر کبوترهای رضوانت

زیارتنامه ای خواندم شدم از دور مهمانت 

دلم بگرفت و باریدم همین اذن دخولم شد

سلام آقا ، رسیدم تا،  نمایم بوسه بارانت

شنیدم شاعران را می نوازی شاعرت گشتم

شنیدن بهتر از دیدن بود با شرط احسانت 

به طوست همچو ققنوسی، در آتش آمدم پابوس

که فردوسی شوم من با پر طاووس دربانت

نه تنها شعر" زیرک کار" و تصنیف "کریم خانی" 

دم "انصاریان" گرم از نگاه رحمت افشانت

همیشه زحمت دست شکسته بر گریبان است 

شکسته دست و پاها هم فتاده  بر گریبانت

تو حج مستمندانی و اعمالت صفا دارد

که حاجی در طواف خود شود صد بار قربانت

چنان دلتنگتان بودم هر آنکس دید من را گفت

چرا سرگشته ای هرگز  ندیدم  من بدینسانت 

اگر گل های جنت را نهی یکباره در دستم نبخشم 

برگ خشکی از گلایل های گلدانت

تو خود صیاد آهو با اشارتهای ابرویی

و صیادان آهو هم  شکار  تیر مژگانت...

​​​​شخصیت بزرگوار امام رضا در شعر و ادبیات اقوام مختلف تأثیرگذار بوده است

سروده سعید سلیمان پور

شبی نام رضا (ع) بردم، ز رضوان سر درآوردم 

سحر شد، همچو خورشید از خراسان سردرآوردم 

وزید از مشهدش عطری و من در کنج مهجوری 

میان آتش هجر از گلستان سر درآوردم 

شبی در بزم هشیاران عالم «یا رضا (ع)» گفتم

نمی‌دانم چه شد؛ از جمع مستان سر درآوردم 

هوای وصلت خورشید، امّید محالم بود

ولی چون ذره‌ای از کوی جانان سر درآوردم 

غلام روسیاه و بینوا و مانده‌ای بودم 

چه شد یاران، که از درگاه سلطان سردرآوردم 

سراپا  چشم گشتم، جلوه‌زاری در حرم دیدم 

میان آن‌همه آیینه، حیران سر درآوردم 

دلم  را  تا زلالی‌های سقاخانه‌  پَر دادم

کویری بودم، از آغوش باران سردرآوردم 

نشان حِصنِ حق می‌جُستم از زنجیره‌ای زرّین۱

رسیدم در حرم؛ از راز پنهان سر درآوردم 

تمنای دلی خاموش بودم در خم زلفی

زبان وا کردم از نظمی پریشان سر درآوردم 

۱. حدیث قدسی «سلسلةالذهب»:
لا إلهَ إلّا اللَّه حِصْنی، فَمَن دَخَلَ حِصْنی أمِنَ مِن عَذابی

​​​​شخصیت بزرگوار امام رضا در شعر و ادبیات اقوام مختلف تأثیرگذار بوده است

سروده رحمان جاهدی با عنوان «شهریار شهرِ یار»

شهریارسن شهر یاریده شاه ارتضی یا اباالحسن

اول ملک خدم بارگه ائدوب طوسی با صفا یا ابالحسن 

هاشمی نسب حیدری خصال مجتبی باخیش مصطفی جمال 

بیر آدین علی بیر آدین رضا چون شه ولا صاحب کمال 

جز نبی و اولاد مرتضی بیر نفرده یوخ سنده کی جلال 

اولموسان جگر گوشه احمده سبط لافتی یا اباالحسن

نیّر سپهر مرادی سن بحر لطفیده درۀ بی بدیل 

حجت رئوف الهی سن علم و حلمده وارث خلیل

خلقتونده ای ثامن الحجج محشر ایلیوب خالق جلیل

خلق ائدوب سنی ربّ العالمین قلزم عطا یا ابا الحسن

هیچ دگول روا گون دیم سنه چون غروب اولان وقته گون باتار 

آی دئمم سنه آسمانی چون صبح اولاندا آی شوقینی آتار 

ماورای هر نوریسن سنین سایه سارینده مهر و مه یاتار

گون چیخیب اوپر آستانوی قصد التجا یاابالحسن 

مورم و سلیمان سن منه سندن ایلرم اخذ ابرو 

ماسوائیله من دگیشمرم تار زلفوی شاه خوب رو

یوسفه اولوب اول گوزلّیقیق فاطمه گلی هر دم آرزو

یوسفی سیزون عشقوز ایلیوب چاهیدن رها یا اباالحسن...

سروده علیرضا نیکزاد؛ 

من هر شب  در خلوتِ خاموشِ اتاقم

صحنِ کوچکی از رؤیا می‌سازم؛ 
گنبدی از طلا

که در تاریکیِ خیال  آهسته می‌درخشد،

مثل چراغی دور  در دلِ شب‌های بی‌زائر

چند کبوتر  بر شانه‌های سکوت می‌نشینند

و بال‌هایشان را  به وسعتِ دلتنگیم می گسترند 

و ضریحی  در انتهای این رؤیای روشن،

دست‌های نرسیده‌ام  در پشتِ میله‌هایش  آرام  آرام  به اشک می‌رسند. 

و من  در اتاقی که بوی دوری می‌دهد 

زائری می‌شوم  که راهش  فقط از خیال  می‌گذرد.

کد خبر 1880386

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha