خبرگزاری شبستان-کرمان؛ طاهره بادامچی
جمعه روز مخصوص یاد یار است؛ از زیارت مخصوص حضرت در روز جمعه و ندبه دلتنگی سر صبح تا زیارت آلیاسین و حالا هم استغاثههای لیالی قدر انقلاب.
ندبه اما از جهاتی یک آزمون است؛ آزمونی برای سنجش پایکار بودن، که چقدر حاضریم از خواب و استراحت سرِ صبح بگذریم و دلمان را با ندبه، همراه چشمهای بیدارِ منتظر کنیم؛ همانهایی که سالها است پیش از روشن شدن کامل شهر، در گوشهای از مسجد یا حسینیه، ندبه سر میدهند و با "أینَ الحسنُ أینَ الحسین" سحر را به آفتاب گره میزنند.
دل مرا اما "لیت شعری ایناستقرت بک النوی" آتش میزند و "متی ترانا و نراک" امید میبخشد؛ میشود آیا؟ اما سوال اینجاست که آیا هنوز برای یادت، از رختخواب گرم دل میکنیم؟ آیا هنوز صدای «العجل یابنالحسن» فقط یک نوحه است یا یک مسئولیت؟ آیا ندبه قعود را به قیام تبدیل کردیم؟
و احوال ما در این میان متفاوت است؛ یکی جمعه صبح را به خواب از دسترفته هفته میبخشد، دیگری اما آن را خرج اشک و دعا و عهد میکند.

یکی میگوید: خستهام، بگذار این هفته نروم؛ دیگری میگوید: شرم دارم از تو که قرنها است در غربتِ غیبت ایستادهای و من حتی از یک ساعت بیداری دریغ میکنم.
پس ندبهها فقط زمزمههای احساسی یک جمع کوچک در گوشهای از شهر نیست؛ کارنامهای هفتگی برای هر کسی که میخواهد بسنجد چقدر هنوز در "جبهه انتظار" سرِ صف ایستاده است؛ آنجا که لیست "یارانِ آماده" لحظه به لحظه نوشته میشود، نه با امضا و اثر انگشت که با اشکِ سحر، با قدمهای لرزان اما مصمم تا میعادگاه ندبه، با چشمهایی بارانی اما روشن و با زمزمهای که در دل تکرار میکند: اگر نیامدی، مقصر تو نیستی؛ من باید ببینم که آیا واقعاً برای آمدنت جا باز کردهام یا نه…
و شاید به همین دلیل است که جمعه، برای اهلش، فقط یک تعطیلی رسمی نیست، روز حضور در آزمون هفتگی انتظار است؛ آزمونی که هر ندبه، نمرهاش را در سکوت به دل انسان میدهد.
بیست دقیقهای به اذان صبح مانده است؛ برخی مساجد برگزار کننده نمازجماعت صبح در مسیر چهارراه قائم تا خیابان ۲۴ آذر هنوز باز نشدند، اما مسجد ولیعصر(عج) در خیابان ۲۴ آذر روشن و آماده است.

در حالیکه جمعی از نمازگزاران در سکوت سپیدهدم عبادت میکنند، پارچهنوشتهای مخملی در ورودی مسجد توجه را جلب میکند: «جلسه دعای ندبه سیار این هفته در این مسجد برگزار میشود؛ تأسیس ۱۳۴۲؛ که نشان میدهد این مراسم بیش از ۶ دهه قدمت دارد؛ سنتی که همچنان با همت گروهی از پیشکسوتان و اهالی قدیمی کرمان ادامه یافته است.
پس از پایان نماز صبح، چند نفر از مردان حاضر بیدرنگ مشغول آمادهسازی صبحانه ویژه مراسم دعای ندبه میشوند.

در گوشهای از مسجد، چمدانی فلزی کوچک حاوی کتابچههای دعای ندبه روی چهارپایه قرار گرفته تا مداحان و حاضران از آن استفاده کنند؛ نظم و هماهنگی فضا حاکی از تجربهای طولانی در برگزاری این مراسم است.
برای آگاهی از پیشینه این آیین، اکبر مروت، بازنشسته بانک صادرات و از پیشکسوتان مراسم، توضیح میدهد: این جلسه در اوایل دهه ۴۰ به همت جمعی از بازاریان کرمان راهاندازی شد؛ آقایان توفیق (لباسفروش)، مهرابی (کارمند بانک ملی) و رحمانی بنیانگذاران اصلی آن بودند.
وی میافزاید: توفیق از مرحوم کافی دعوت میکرد تا برای قرائت دعای ندبه به کرمان بیاید و این برنامه با همکاری رحمانی –که همراه و کمککار وی بود– و مهرابی از اعضای هیئت امنا برگزار میشد.

به گفته مروت، پاتوق اصلی برگزارکنندگان مسجد جوادالأئمه در کوچه یخسازی بوده است؛ هرچند برخی دورهها مراسم در تکیه محله شهر نیز برگزار میشد.
وی نام چند نفر از نخستین مداحان این آیین را نیز ذکر میکند: فرقانی، توحیدی، گلچین و کریمی.

این پیشکسوت مراسم با اشاره به استقبال پرشور مردم در سالهای گذشته میگوید: دعای ندبه در آن دوران جمعیت بسیار بیشتری داشت. دوام هر کار خیری به عقیده و پیگیری برگزارکنندگان بستگی دارد و ما سعی کردهایم این مسیر را زنده نگه داریم.
مروت تأکید میکند که نخستین بار دعای ندبه در مسجد جامع کرمان برگزار شد و دعوت نخست برای حضور مرحوم کافی نیز توسط کرمانیها صورت گرفت.

او که از ۱۲ سالگی در این مراسم شرکت کرده، از افراد دیگری همچون محمود فدایی و مختاری نیز یاد میکند که در استمرار این برنامه مذهبی نقش داشتهاند.
وی همچنین به فعالیتهای خیریهای شکلگرفته پیرامون این مراسم اشاره میکند و میگوید: کامیابی، از کسبه لاستیکفروش کرمان، خیریه دعای ندبه را راهاندازی کرد و امروز نیز در حد توان به مراجعان نیازمند کمکرسانی میشود.
نظر شما