چای داغ؛ دل های‌گرم؛ روایت شبی که بچه‌های مسجد فاطمه الزهرا(س) بروجن شهر را با مهر و ایمان مهمان کردند

این شب‌ها، خیابان‌های شهرهای مختلف چهارمحال‌وبختیاری حال و هوایی متفاوت به خود گرفته است؛ در چنین فضایی، بچه‌های مسجد فاطمه‌الزهرا(س) شهر بروجن با برپایی موکب پذیرایی، شبی متفاوت از میزبانی مردمی را رقم زدند؛ شبی که در آن عطر چای تازه‌دم و صدای خنده و گفت‌وگوی نوجوانان مسجدی با مردم درهم آمیخت و تصویر زیبایی از همکاری و نشاط اجتماعی در دل شهر پدید آورد.

خبرگزاری شبستان_ چهارمحال و بختیاری: موکب پذیرایی مسجد فاطمه‌الزهرا(س) که به همت کانون فرهنگی‌هنری «ضیافت» برپا شده بود، از نخستین لحظات شکل‌گیری جمعیت تا ساعات پایانی برنامه، پذیرای مردم بود؛ موکبی ساده اما صمیمی که گردانندگان اصلی آن نوجوانان و جوانانی بودند که با شور و انگیزه، مسئولیت خدمت‌رسانی به مردم را برعهده گرفته بودند.

در کنار خیابان، سماورهای بزرگ آرام‌آرام می‌جوشیدند و لیوان‌های چای یکی پس از دیگری در دست مردم قرار می‌گرفت. جوانانی که پیش‌بند بسته بودند، با لبخند از مهمانان پذیرایی می‌کردند و هرکس که از کنار موکب عبور می‌کرد، لحظه‌ای مکث می‌کرد تا از مهمان‌نوازی بچه‌های مسجد سهمی ببرد. فضای اطراف موکب بیش از آنکه شبیه یک ایستگاه ساده پذیرایی باشد، به محفلی صمیمی از گفت‌وگو، همدلی و دیدارهای کوتاه مردمی تبدیل شده بود.

چای داغ؛ دل های‌گرم؛ روایت شبی که بچه‌های مسجد فاطمه الزهرا(س) بروجن شهر را با مهر و ایمان مهمان کردند

موکبی که به مدرسه مسئولیت‌پذیری جوانان تبدیل شد

مدیرمسئول کانون فرهنگی‌هنری ضیافت مسجد فاطمه‌الزهرا در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان با اشاره به شکل‌گیری این موکب مردمی گفت: هدف اصلی از برپایی این موکب تنها پذیرایی از مردم نبود، بلکه تلاش کردیم زمینه‌ای فراهم شود تا نوجوانان و جوانان مسجد در میدان عمل تجربه فعالیت فرهنگی و اجتماعی را به دست آورند.

موکبی با بوی چای و خنده‌های نوجوانی

بخار گرم سماورها در هوا می‌پیچید. صدای قل‌قل چای تازه‌دم، هم‌زمان با همهمه جمعیت، فضای خیابان را پر کرده بود. جوان‌هایی با چهره‌هایی خندان، پیش‌بند بسته بودند و با دستانی خسته اما مشتاق، لیوان‌ها را یکی‌یکی میان مردم پخش می‌کردند.

محمد، یکی از نوجوانان مسجد، با شور خاصی گفت: از صبح مشغول آماده‌سازی بودیم، خسته‌ام اما خیلی خوشحال… حس می‌کنم دارم یه کار واقعی برای مردم انجام می‌دم. وقتی مردم تشکر می‌کنن خستگی از تنم درمی‌ره.

کمی آن‌طرف‌تر، علی، نوجوانی که پرچم به دست بود گفت: ما همیشه دوست داشتیم تو مسجد کاری کنیم که مردم ببینن. امشب بالاخره فرصت شد. حسش خیلی قشنگه، مخصوصاً وقتی بچه‌های کوچیک میان خرما می‌گیرن و می‌خندن.

این گفت‌وگوهای ساده اما صمیمی، روح اصلی موکب مسجد فاطمه‌الزهرا را نشان می‌دادند: خدمت با عشق، بی‌هیچ چشم‌داشتی.

حسین مرادی افزود: بخش عمده برنامه‌ریزی و اجرای کار توسط خود جوانان انجام شد؛ از تهیه اقلام پذیرایی و آماده‌سازی موکب گرفته تا نظم‌بخشی به توزیع و پذیرایی از مردم، تجربه نشان داده است هرجا مسئولیت به نسل جوان سپرده شود، شور و خلاقیت بیشتری در کار دیده می‌شود و برنامه‌های فرهنگی نیز با کیفیت بهتر و استقبال بیشتری همراه خواهد شد.

چای داغ؛ دل های‌گرم؛ روایت شبی که بچه‌های مسجد فاطمه الزهرا(س) بروجن شهر را با مهر و ایمان مهمان کردند

کانون ضیافت؛ پاتوقی برای فعالیت‌های فرهنگی نسل جدید

کانون فرهنگی‌هنری ضیافت مسجد فاطمه‌الزهرا طی سال‌های اخیر به یکی از پایگاه‌های فعال فرهنگی در شهر بروجن تبدیل شده است؛ کانونی که با تکیه بر ظرفیت نوجوانان و جوانان محله، برنامه‌های متنوعی در حوزه‌های فرهنگی، هنری و اجتماعی برگزار می‌کند. از نشست‌های قرآنی و برنامه‌های مناسبتی گرفته تا فعالیت‌های آموزشی، هنری و اجتماعی، این کانون تلاش کرده فضایی پویا برای حضور نسل جوان در مسجد ایجاد کند؛ فضایی که در آن جوانان علاوه بر یادگیری مهارت‌های مختلف، فرصت مشارکت در برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی را نیز پیدا می‌کنند.

مسجد زمانی می‌تواند نقش مؤثرتری در جامعه داشته باشد که جوانان در آن حضور فعال داشته باشند و احساس کنند این فضا متعلق به خودشان است.

دست‌های کوچک، دل‌های بزرگ

در میان شلوغی موکب، صحنه‌هایی دیده می‌شد که بیش از هر چیز، روح مشارکت و همدلی را به نمایش می‌گذاشت. نوجوانانی که هنوز سال‌های زیادی تا ورود به دنیای بزرگسالی فاصله دارند، با جدیت مشغول انجام کارها بودند؛ یکی لیوان‌ها را آماده می‌کرد، دیگری بسته‌های خوراکی را میان مردم توزیع می‌کرد و چند نفر دیگر نیز نظم صف را برعهده داشتند.

شوقی که در چهره این نوجوانان دیده می‌شد، نشان می‌داد که خدمت‌رسانی برای آنان تنها یک وظیفه ساده نیست، بلکه تجربه‌ای شیرین از حضور در فعالیت‌های اجتماعی است؛ تجربه‌ای که احساس تعلق به مسجد و محله را در آنان تقویت می‌کند. در کنار آنان، جوانان مسجدی نیز با هماهنگی کامل کارها را مدیریت می‌کردند؛ گاه صدای شوخی و خنده میانشان بلند می‌شد و گاه با دقت و سرعت مشغول آماده‌سازی پذیرایی می‌شدند. همین فضای پرنشاط سبب شده بود موکب حال و هوایی گرم و صمیمی پیدا کند.

مهمان‌نوازی مسجدی در دل خیابان

رهگذران و شرکت‌کنندگان در مراسم نیز با لبخند از کنار موکب عبور می‌کردند و بسیاری از آنان با قدردانی از تلاش جوانان مسجدی، لحظاتی را برای گفت‌وگو با آنان می‌ایستادند. حضور خانواده‌ها در کنار کودکانشان، توقف کوتاه برای نوشیدن چای یا گرفتن بسته‌ای از پذیرایی و نگاه‌های مهربانی که میان مردم رد و بدل می‌شد، همه و همه به این شب جلوه‌ای متفاوت بخشیده بود.

برای بسیاری از مردم، موکب مسجد فاطمه‌الزهرا تنها یک محل پذیرایی نبود؛ بلکه نشانه‌ای از مشارکت مردمی و همکاری نسل‌های مختلف در کنار یکدیگر به شمار می‌آمد.

جوانان؛ محور موفقیت برنامه‌های فرهنگی

مدیرمسئول کانون ضیافت با تأکید بر اهمیت اعتماد به نسل جوان گفت: اگر به جوانان میدان داده شود، آنان با انگیزه و انرژی فراوان می‌توانند برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی را به شکل مؤثری پیش ببرند.

تجربه این موکب نیز نشان داد که حضور نوجوانان و جوانان در فعالیت‌های مسجدی می‌تواند شور و نشاط بیشتری در برنامه‌ها ایجاد کند و ارتباط میان مسجد و جامعه را تقویت سازد.

شبی که با عطر چای و لبخند مردم به یاد ماند آنچه در این شب در بروجن رقم خورد، تنها برپایی یک موکب ساده نبود؛ بلکه روایتی از همدلی، مشارکت اجتماعی و حضور فعال نسل جوان در کنار مردم بود. در میان هیاهوی خیابان و جمعیت، موکب کوچک مسجد فاطمه‌الزهرا به نقطه‌ای از مهربانی تبدیل شده بود؛ جایی که چای گرم، لبخند جوانان و حضور مردم، شبی به‌یادماندنی را در حافظه شهر ثبت کرد.

و شاید مهم‌ترین تصویر این شب، همان لحظه‌هایی بود که نوجوانان مسجدی با دستان کوچک اما دل‌هایی بزرگ، از مردمی پذیرایی می‌کردند که با قدم‌هایشان خیابان‌های شهر را پر از زندگی کرده بودند.

چای داغ؛ دل های‌گرم؛ روایت شبی که بچه‌های مسجد فاطمه الزهرا(س) بروجن شهر را با مهر و ایمان مهمان کردند

شبی که خیابان بروجن پر از نور مهربانی شد

از ابتدای شب تا پایان مراسم، هوای بروجن آغشته به عطر چای، خرما و بوی محبت بود. جمعیت عبور می‌کرد، لبخند هدیه می‌داد، پذیرایی می‌گرفت و می‌رفت. اما چیزی در فضا جا می‌ماند؛ حسِ گرمِ خدمتِ صادقانه.

پایان شب، وقتی آخرین لیوان چای میان مردم پخش شد، جوان‌ها دور هم جمع شدند. یکی خسته روی زمین نشست، اما لبخند از چهره‌اش نرفت: خسته شدم ولی دلم آرومه. انگار یه شب قشنگ ساختیم برای مردم.

و همین جمله، خلاصه‌ی تمام آنچه آن شب رخ داد بود:در شب‌های پرشور مردم بروجن، بچه‌های مسجد فاطمه‌الزهرا با دست‌های کوچک و دل‌های بزرگ، مهر را به خیابان آوردند و نشان دادند که وقتی جوانان میدان‌دار می‌شوند، فرهنگ به زندگی روزمره مردم گره می‌خورد.

چای داغ؛ دل های‌گرم؛ روایت شبی که بچه‌های مسجد فاطمه الزهرا(س) بروجن شهر را با مهر و ایمان مهمان کردند

کد خبر 1878660

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha