خبرگزاری شبستان_آران و بیدگل؛ روح اله باقری/ آفتابِ ظهرگاه بهاری بر پهنهی کویر میکوبد و سکوتِ سنگینِ آن، تنها با هیاهوی باد و خشخشِ شنها شکسته میشود. اما در دلِ این سکوتِ کویری، در دهستان «حسینآباد کویر» شهرستان آران و بیدگل، روحی تازه در کالبدِ درس و دانش دمیده شده است؛ روحی که از جنسِ تعهد، عشق و ایثار است. اینجا، کلاسِ درس، دیگر دیوارهایِ آجریِ مدرسه نیست، بلکه خانهی امنِ معلم و آغوشِ گرمِ مسجد است، چرا که شرایطِ جنگی، امکانِ حضورِ ایمنِ دانشآموزان در مدرسه را فراهم نمیکند.
«وقتی دیدیم به دلیلِ شرایطِ پیشآمده و تعطیلیِ مدارس به خاطرِ جنگ، بچهها دلشان برای درس تنگ شده، اما امکانِ رفت و آمد به مدرسه نیست، گفتیم باید کاری کنیم. مدرسه، فقط چهاردیواری نیست؛ مدرسه، جایی است که علم به دانشآموز میرسد.» اینها را خانم «پریسا اکبری»، آموزگار پایه اول مدرسه شهید فلاحی، با لبخندی که خستگی را از چهرهاش ربوده، میگوید. چشمانش برقِ خاصی دارد؛ برقِ امیدی که در دلِ سختترین شرایط، شعلهور مانده است.

کویرِ تعطیل، اما ذهنهای بیدار
با توجه به تعطیلیِ مدارس شهرستان به علتِ شرایطِ جنگی ناشی از تجاوز امریکایی صهیونی به کشور، و نبودِ امکانِ برگزاریِ کلاسها در محیطِ آموزشی، معلمانِ این روستا، راهی خلاقانه و ایثارگرانه برای استمرارِ آموزش اندیشیدهاند. خانم «فاطمه محمدیخو»، آموزگار پایه دوم، با لحنی صمیمی ادامه میدهد: «بعضی بچهها، پدر و مادرشان کشاورز هستند، در این فصلِ کار، پیگیری درس و کلاس آنلاین برایشان سخت است. بچهها مدام میپرسیدند آموزش آنلاین جای کلاس حضوری را نمی گیرد کی مدرسه باز میشود؟ از طرفی، خودِ فضایِ مدرسه هم که به دلیلِ جنگ تعطیل شده بود. همین اشتیاقِ آنها، انگیزهی اصلی ما شد.»
تصور کنید؛ صبحِ سهشنبه است. به جایِ صدایِ زنگِ مدرسه، صدایِ دلنشینِ تلاوتِ آیاتی از کلامالله مجید در مسجدِ حضرت موسی ابنجعفر (ع) به گوش میرسد. بچهها، با همان لباسهایِ سادهی روستایی، با کولهپشتیهایی که شاید تنها دفتر و مدادشان در آن باشد، دورِ معلمشان حلقه زدهاند. نورِ ملایمِ مسجد، فضا را روحانیتر کرده و سکوتِ حاکم بر آن، تمرکزِ بچهها را دوچندان.
«اینجا، مسجدِ ماست، خونهی خداست. وقتی توی مسجد درس میخونیم، انگار یه حسِ قشنگتر و متفاوتی داریم. خانم اکبری و خانم محمدیخو هم خیلی با حوصله درس میدن. انگار نه انگار که اینجا کلاس درس نیست!» این را «علی»، دانشآموز پایه اول، با ذوق و هیجان میگوید و به دفترِ نقاشیاش که پر از طرحهایِ رنگارنگ از کویر و آفتاب است، اشاره میکند.

خانه، دومین کلاسِ درس
اما تنها مسجد نیست که به کلاسِ درس تبدیل شده. در خانهی خانم اکبری و خانم محمدیخو نیز، بخشی از بعدازظهرها به آموزش اختصاص یافته است. میزِ ناهارخوریِ خانه، تبدیل به سکویِ پرتابِ دانش شده و حیاطِ کوچکِ خانه، زمینِ بازیِ خلاقیت. این خانهها، پناهگاهی امن برای یادگیریِ فرزندانِ این مرز و بوم در شرایطِ ناامنِ فعلی شدهاند.
آقای «علی مزرعتی»، مدیرِ دلسوزِ آموزشگاه شهید فلاحی، که خود در این فرآیند نقشی کلیدی ایفا میکند، با افتخار میگوید: «این معلمها، فراتر از وظیفه عمل کردهاند. آنها نشان دادند که تعهد به تعلیم و تربیت، در هیچ شرایطی، حتی با وجودِ تمامِ سختیها، کمرنگ نمیشود. این ابتکار، نه تنها مانعِ عقبماندگیِ تحصیلیِ دانشآموزان در این شرایطِ جنگی شده، بلکه درسِ بزرگی از ایثار و مسئولیتپذیری به آنها داده است.»
فضایِ خانه، گرم و صمیمی است. بچهها با اشتیاقِ بیشتری در این محیطِ خانوادگی، سؤال میپرسند و مشارکت میکنند. حسِ تعلقِ بیشتری به کلاس درس پیدا کردهاند، گویی درس خواندن، دیگر وظیفهای خشک و خالی نیست، بلکه بخشی از زندگیِ روزمرهشان شده است.
یادگارِ معلم، ماندگارتر از بنا
این اقدامِ شایستهی معلمانِ حسینآباد کویر، نه تنها لبخندِ رضایت را بر لبانِ دانشآموزان و خانوادههایشان نشانده، بلکه الگویی ارزشمند از عشق به تعلیم و تربیت در دلِ محرومیت است. در عصری که شاید گاهی ابزارهایِ پیشرفتهی آموزشی، جایِ ارتباطِ عمیقِ انسانی را گرفتهاند، این معلمانِ فداکار، با دستانِ خالی اما دلی سرشار از عشق، کلاسِ درسی ساختهاند که ماندگارتر از هر بنایی، در ذهن و جانِ این کودکان حک خواهد شد.
شاید این همان معنایِ واقعیِ «مدرسه» باشد؛ مکانی که در آن، عشق، تعهد و فداکاری، چراغِ راهِ دانش میشود، حتی در دورافتادهترین نقاطِ این مرز و بوم، به ویژه هنگامی که سایهی ناامنی و جنگ، بر سرِ آموزشِ آیندهسازانِ کشورمان سنگینی میکند. ابتکارِ این معلمان، نوری تابناک بر آسمانِ کویرِ حسینآباد تاباند و به همگان یادآوری کرد که در هر کجایِ ایران عزیز، ریشههایِ بالنده و آیندهسازِ ایران، آبیاری میشوند.


نظر شما