خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- نهجالبلاغه، این منشور جاویدان هدایت و بصیرت، فراتر از یک اثر تاریخی، کتابِ راهنمای عمل برای انسانِ محصور در غبارهای فتنه و پیچیدگیهای دنیای معاصر است.
در کلام امیرالمؤمنین (ع)، دشمنشناسی نه یک مهارت سیاسی صرف، بلکه یک ضرورت ایمانی است که ریشه در شناخت عمیقِ روانشناسیِ باطل دارد. حضرت در این کتابِ عظیم، با کالبدشکافیِ دقیقِ نفاق و فریب، به ما میآموزند که چگونه در ورای لبخندهای مصلحتی و صلحهای تاکتیکی، نیتهای شوم و نقشههای پنهان را رصد کنیم.
امروز که ابزارهای رسانهای و فنونِ عملیات روانی، مرز میان حق و باطل را در نگاه ظاهربینان جابجا کردهاند، بازخوانی منطق علوی در مواجهه با حیلههای دشمن، بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است.
حجتالاسلام ابراهیم اسماعیلی، امام جمعه خوسف، در گفتوگو با شبستان به تبیین دیدگاههای روشنگرانه امیرالمؤمنین (ع) در خصوص ضرورت هوشیاری در برابر دشمن پرداخت و بر لزوم بازخوانی منطق نهجالبلاغه در مواجهه با جریانات معارض تأکید کرد.
منطق نهجالبلاغه؛ دشمن هیچگاه صادقانه به شکست اقرار نمیکند
حجتالاسلام ابراهیم اسماعیلی با اشاره به این پرسش که چرا در منطق علوی حتی در زمان صلح و لبخند دشمن نباید آرام و مطمئن شد، اظهار کرد: در منطق والای نهجالبلاغه، دشمن «برای هر حقیقت، یک باطل آماده میکند» و به همین سبب، هیچگاه به صورت صادقانه به شکست خود اقرار نمیکند. در منطق والای نهجالبلاغه، دشمن «برای هر حقیقت، یک باطل آماده میکند» و به همین سبب، هیچگاه به صورت صادقانه به شکست خود اقرار نمیکند. این بدان معناست که حتی چهرۀ صلحآمیز دشمن میتواند تنها «لباسی برای فریب» باشد.
وی به نمونههای تاریخی در این زمینه اشاره کرد و افزود: فرعون پس از آنکه در برابر معجزه حضرت موسی (ع) به طور کامل شکست خورد، بلافاصله یک «بیان باطل» ساخت و با برچسب «کبیرالسحرة» به حضرت موسی، تلاش کرد حتی در لحظه شکست هم وانمود کند که پیروز میدان است.
امام جمعه خوسف در ادامه عنوان کرد: همچنین معاویه در اوج فشار میدان نبرد، قرآنها را بر سر نیزه کرد تا با ظاهر صلح، محاسبات جبهه حق را تغییر داده و نبرد را متوقف کند.
حجت الاسلام اسماعیلی افزود: امام علی (ع) در خطبه ۳۴ به صراحت هشدار میدهند که دشمن «لا ینام عنکم»؛ یعنی دشمن حتی یک لحظه از شما غفلت نمیکند. امام علی (ع) در خطبه ۳۴ به صراحت هشدار میدهند که دشمن «لا ینام عنکم»؛ یعنی دشمن حتی یک لحظه از شما غفلت نمیکند. بنابراین نباید از لبخند دشمن خاطرجمع شد، چرا که او برای هر لحظه نقشه دارد، شکستهایش را با تحریف میپوشاند و ابزار اصلیاش «مصطلحسازی»، «ترساندن» و «غافلگیری» است.
نشانههای فریب در لباس صلح؛ از نزدیکی غیرعادی تا تغییر واژگان
امام جمعه خوسف در ادامه به واکاوی نشانههای فریب در لباس صلح از نگاه عهدنامه مالکاشتر پرداخت و تصریح کرد: امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند: «دشمن گاهی نزدیک میشود تا غافلگیر کند». این الگوی رفتاری در نهجالبلاغه با نشانههای دقیقی معرفی شده است. یکی از این نشانهها «نزدیکی غیرعادی» است؛ یعنی دشمنی که تا دیروز در موضع خصومت مطلق بود، ناگهان آشتیجو میشود.
وی خاطرنشان کرد: لبخندی که در پشت آن نیت حمله نهفته است و سکوت در میدان نبرد که به عنوان یک تاکتیک به کار گرفته میشود، از دیگر علائم فریب است. لبخندی که در پشت آن نیت حمله نهفته است و سکوت در میدان نبرد که به عنوان یک تاکتیک به کار گرفته میشود، از دیگر علائم فریب است. چنانکه حضرت در نامه ۱۶ فرمودند، گاهی عقبنشینی یا سکوت میدان تنها یک «تله» است.
حجت الاسلام اسماعیلی ادامه داد: همچنین تغییر واژگان و برچسبها و دادن امتیازهای ظاهری، از دیگر روشهای دشمن است. بر اساس خطبه ۳۴، دشمن لحظه به لحظه نقشه دارد و امتیازسازیهای او میتواند مقدمهای برای نقشه بعدی باشد. بر اساس خطبه ۳۴، دشمن لحظه به لحظه نقشه دارد و امتیازسازیهای او میتواند مقدمهای برای نقشه بعدی باشد. به طور کلی «فریب در لباس صلح» سه علامت اصلی دارد: نزدیکی غیرطبیعی، به کار بردن واژگان جدید و آرامکننده برای ایجاد غفلت، و همزمانی صلحنمایی با تحرکات پنهان.
بصیرت و تناصح؛ راهکار واکسیناسیون جامعه در برابر حیلههای دشمن
حجتالاسلام اسماعیلی به موضوع واکسینه شدن جامعه در برابر فریب دشمن پرداخت و گفت: امام علی (ع) ویژگیهایی را برای صیانت از جامعه توصیه میکنند که نخستینِ آنها «بصیرت» است؛ یعنی توانایی دیدن باطن در پشتِ ظاهر.
امام جمعه خوسف افزود: برای مثال، قاریان کوفه باید حقیقت را در پشت «قرآنهای بر نیزه» میدیدند که ندیدند. دومین راهکار، «مشورت» است. امام در خطبه ۲۱۶ تأکید میفرمایند که جامعه باید دائم یکدیگر را از فریب دشمن آگاه کرده و روحیه همکاری داشته باشند.
وی «تابآوری و جسارت» را از دیگر ارکان این واکسیناسیون برشمرد و افزود: حضرت علی(ع) در تحلیل شرایطی که دشمن «کرهای از خوف» ایجاد میکند، راه مقابله را «تولید جسارت» معرفی میکنند. همچنین حضرت علی(ع) در تحلیل شرایطی که دشمن «خوف» ایجاد میکند، راه مقابله را «تولید جسارت» معرفی میکنند. داشتن «برنامهریزی دائمی» ضروری است؛ چرا که وقتی دشمن غافل نمیشود، ما نیز نباید بینقشه باشیم.
حجت الاسلام اسماعیلی در ادامه گفت: شناخت نقاط ضعف خودی و هوشیاری نسبت به تاکتیکهای رسانهای دشمن نیز از ضرورتهای قطعی است. در واقع واکسیناسیون فکری جامعه با ترکیبی از بصیرت، مشارکت، شجاعت و تحلیل مداوم محقق میشود.
بهرهگیری دشمن از شکافهای داخلی، طمع اقتصادی و جهل
وی با تبیین نقاط ضعفی که مورد سوءاستفاده دشمن قرار میگیرد، اظهار داشت: دشمن از بسترهایی همچون «اختلافات داخلی» مانند قبیلهگرایی و تعصبات، علیه سپاه حق استفاده میکند. دشمن از بسترهایی همچون «اختلافات داخلی» مانند قبیلهگرایی و تعصبات، علیه سپاه حق استفاده میکند. همچنین «جهل نسبت به تاکتیکها» باعث شد قاریان کوفه فریب ظاهر دینی را بخورند. «طمع اقتصادی» نیز عامل دیگری است؛ چنانکه شخصی مانند عبدالله بن عمرو با هدایا خریده شد.
امام جمعه خوسف در ادامه تأکید کرد: ایجاد «ترس و ناامیدی» برای انفعال جامعه و همچنین «سستی و بیبرنامگی» از دیگر روزنههای نفوذ دشمن است.
وی افزود: امام علی(ع) در خطبه ۳۴ گلهمند هستند که شما نقشه ندارید در حالی که دشمن برایتان نقشه دارد. دشمن از هر ترکیبی از این نقاط ضعف اعم از ترس، طمع، جهل، اختلاف و سستی بهره میگیرد تا به اهداف خود برسد.
سوءظن هوشمندانه به دشمن؛ تفاوت میان تدبیر علوی و بدبینی افراطی
حجتالاسلام اسماعیلی به چگونگی اجرای توصیه امام مبنی بر عدم خوشبینی به دشمن، بدون دچار شدن به بدبینی افراطی پرداخت و اذعان کرد: این مهم با سه اصل کلیدی قابل اجراست؛ نخست، «اعتماد نکردن به ظاهر در عین داوری بر اساس شواهد». امام علی(ع) نمیگوید به همگان بدبین باشید، بلکه میگوید تحلیلگر باشید و لبخند دشمن را بررسی کنید.امام علی(ع) نمیگوید به همگان بدبین باشید، بلکه میگوید تحلیلگر باشید و لبخند دشمن را بررسی کنید.
وی دومین اصل را «استفاده از مشورت و تناصح اجتماعی» خواند و افزود: جامعه باید چشم و گوش یکدیگر باشند. اصل سوم نیز «داشتن نقشه دائمی» است چرا که بدبینی افراطی اغلب از نداشتن برنامه نشأت میگیرد.
امام جمعه خوسف در پایان عنوان کرد: کسی که نقشه دارد، در عین آرامش، نه سادهلوح میشود و نه دچار سوءظن بیمارگونه. لذا جمع میان دو رویکرد «حسنظن حکیمانه به مردم» و «سوءظن هوشمندانه به دشمن» راهبرد اصلی در مکتب امیرالمؤمنین (ع) است.
نظر شما