حجت الاسلام «علیاصغر ظهیری»، محقق و پژوهشگر دینی و خطیب حرم مطهر کریمه اهل بیت علیهم السلام در گفتگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان در رابطه با سیره سیاسی و اجتماعی حضرت صادق علیه السلام اظهار کرد: وجود مبارک اهل بیت علیهم السلام فراتر از آن چیزی است که در ذهن عموم ما تداعی می شود. ما معمولاً ابعاد عرفانی و یا ابعاد معنوی آنها را می بینیم و می شناسیم مانند ارتباطشان با پروردگار و مسائل عبادی و ... اما وقتی در رابطه با مسائل اجتماعی و سیاسی نکته یا جمله ای از اهل بیت(ع) گفته شود، معمولاً برای ما تازگی دارد و گاهی حتی از خود سوال می کنیم که آیا واقعاً اهل بیت(ع) تا این حدّ نسبت به مباحث سیاسی و اجتماعی واکنش نشان می دادند؟
وی با اشاره با خاطره ای از رهبر شهید گفت: رضوان و رحمت خداوند بر رهبر عظیم الشان شهیدمان. ایشان در سال ۱۳۷۰ در کرمانشاه، یک سخنرانی عجیبی در جمع فرهیختگان استان داشتند. موضوع فرمایشات حضرتشان، درباره سیاسی بودن ائمه و اهل بیت بود، مقدماتی را فرمودند و سپس از چند نفر از اکابر و بزرگان پیشین نام بردند که تمایل داشتند در موضوعات و مباحث سیاسی ورود کنند.
اهل بیت(ع)، سیاسی ترین زندگی ها را در زمان خود را داشتند
حجت الاسلام ظهیری تصریح کرد: یکی از شخصیت هایی که قائد شهید امت در آن سخنرانی از او نام بردند «سید بن طاووس» است. حضرت آقا فرمودند ایشان(سید بن طاووس) در کتاب «کشف المُحَجَّه» خطاب به فرزندش می گوید: «من شنیده ام در روزگاری که مسائل سیاسی در رأس امور قرار می گیرد علما و بزرگان شیعه در مسائل سیاسی ورود می کنند و پرچم حکومت سیاسی اسلام را بالا می برند و امیدوارم آن کسی که آن پرچم را بالا می برد من باشم» رهبر عزیز شهیدمان در ادامه از «سید رضی» نام می برند (همان که نهج البلاغه را جمع آوری کرده) و می فرمایند: «سید رضی آرزو داشت که یک رهبر سیاسی باشد» می دانید من چنین چیزی را از کجا از ایشان سراغ دارم؟ چون اشعاری دارد که در آنها به این مسئله اشاره کرده است.
محقق و پژوهشگر دینی خاطرنشان کرد: یکی از سخنرانان معروف کشور، برای من نقل می کردند که من در جلسه ای در حضور رهبر معظم، در رابطه با ابعاد زندگی سیاسی اهل بیت صحبت کردم. پس از پایان منبر حضرت آقا فرموده بودند که بگویید ایشان بیایند من با ایشان کاری دارم، من به محضرشان رفتم و ایشان فرمودند: اتفاقا اینگونه که شما گفتید نیست، اهل بیت سیاسی ترین زندگی عصر خود را داشتند. همچنان که امام راحل (ره) می فرمودند: پیامبر اسلام(ص) سیاسیترین فرد زمان خودشان بودند.
سیاست مذموم و سیاست ممدوح/ مکر و حیله سیاست نیست
حجت الاسلام ظهیری با تأکید بر اینکه در اینحا یک نکته قابل توجه و قابل تامل وجود دارد، گفت: سیاست دو بُعد دارد یک بعد بسیار مذموم و یک بعد بسیار ممدوح. بعد مذموم همان است که معمولا با شنیدن این واژه به ذهن متبادر می شود یعنی «مکر»، «حیله»، «دغل» امیرالمومنین علیه السلام در نهج البلاغه به همین حقیقت اشاره کرده اند در جنگ صفین و در خلال نامه هایی که میان ایشان و معاویه لعنت الله علیه رد و بدل می شد، حضرت فرمودند: کارهایی که معاویه می کند، مکر است نه سیاست و اگر بنا بر مکر و حیله باشد من از او بیشتر می دانم.
وی یادآور شد: همچنین در زیارت جامعه کبیره که منشور جاوید شخصیت شناسی اهل بیت(ع) است می خوانیم «وساسه العباد و ارکان البلاد» یعنی سیاسی ترین بندگان خداوند، وجود مبارک اهل بیت علیهم السلام بودند. این بعد مثبت مسئله سیاست است.
زندگی امام صادق علیه السلام فقط درس و بحث و تدریس نبود
محقق و پژوهشگر دینی تصریح کرد: اگر کسی وجود مبارک امام صادق علیه السلام را از دور ببیند تصور می کند زندگی حضرت فقط یک کرسی درس و بحث بوده که تدریس و نهضت علمی را که امام باقر علیه السلام پایه گذاری کرد ایشان ادامه می داد. در حالی که اینگونه نبود. فعالیت های حضرت امام صادق فقط در درس و بحث و مباحث علمی خلاصه نمی شد. بلکه حضرت شاگردانی را تربیت کرده بودند که بخش عمده ای از آنها در زمینه مباحث سیاسی و پرداختن به این موضوعات تربیت شده بودند. یک نمونه «هشام بن حکم» که یک جوان و از شاگردان امام بود. حضرت ایشان را برای مسائل کلامی در رابطه با توحید و خداشناسی تربیت کرده بود. برخی شاگردان نیز به صورت خاص برای مسائل و مباحث سیاسی تربیت شده بودند. نقل است که مردم کوفه به امام نامه نوشتند و گفتند ما به شما دسترسی نداریم و مشکلات فراوان داریم امام فرمودند: مگر محمد بن مسلم در میان شما نیست؟ عرض کردند چرا! حضرت فرمودند: هر چه او بگوید گویا من گفته ام. یعنی شاگردان خود را بدین شکل تربیت کرده بودند.
امام صادق علیه السلام و مصائب اعتقادی مردم
ظهیری در ادامه به برخی مسائل و مشکلات مسلمانان در آن روزگار اشاره کرد و افزود: یکی از مشکلات بسیار مهم سیاسی مردم در زمان حضرت صادق علیه السلام این بود که سیاستگذاران در مسائل اعتقادی مردم ورود می کردند و این باعث شده بود فرقه ها و نحله های انحرافی بسیاری ایجاد شود از جمله غالیان. نقل است که روزی گروهی از آنها(غالیان) در رَهبه کوفه (میدانگاهی جلوی مسجد کوفه) پرچم به دست گرفته بودند و «لا الاه الّا جعفر» می گفتند. وقتی خبر به گوش امام رسید فرمودند همه آنها را بگیرید و مجازات کنید؛ یکی از آنها «مفضل بن عمر» بود که بعدها توبه کرد و به محضر امام آمد و از شاگردان ایشان شد و کتاب «توحید مفضل» او معروف است. مُفَضَّل به قدری از نظر سیاسی و اجتماعی دارای رفعت درجه و مقام بود که هرگاه وارد مجلس می شد به پای او برمی خاستند و امام همواره می فرمودند: آرزو داشتم چند یار مانند تو داشتم.»
امام و پیش بینی آشوبی بزرگ در دوران پس از شهادت
خطیب آستان مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها تصریح کرد: از جمله مهمترین وقایع سیاسی که در زمان آن حضرت رخ داد ۲ مسئله مهم بود یکی «قیام زید بن علی بن حسین» که امام به او پیام داده و فرمودند: این قیام به نتیجه نمی رسد و چنین شد و زید به شهادت رسید و امام بر او گریستند. مسئله دیگر وفات «اسماعیل بن جعفر» یعنی پسر امام صادق علیه السلام، که فرقه اسماعیلیه طرفداران او هستند.
وی در ادامه گفت: اسماعیل بیمار شد و وقتی از دنیا رفت بدن او را محضر امام آوردند امام گریستند سپس ۳۰ نفر از افراد سرشناس مدینه را خبر کردند پس از حضور آنها حضرت روپوشی را که بر صورت اسماعیل بود برداشتند و فرمودند: به او بنگرید. سپس سوال کردند که آیا زنده است یا فوت کرده؟ آنها شهادت دادند که او از دنیا رفته است. حضرت خود او را غسل داده و کفن کردند. نقل شده که در مسیر به سمت قبرستان سه بار بدن او را بر زمین گذاشته و باز از حاضران سوال کردند که آیا او زنده است یا از دنیا رفته؟ حتی وقتی بدن اسماعیل را داخل قبر قرار دادند دوباره حضرت فرمودند: بیایید بنگرید که آیا او زنده است؟ یا از دنیا رفته؟ یک نفر از میان جمع سوال کرد که آقا چرا تا این حد تاکید می کنید ما می دانیم که فرزند شما اسماعیل از دنیا رفته است. حضرت فرمودند: به دلیل فتنه و آشوبی که بعد از من رخ می دهد و عده ای به امامت او معتقد می شوند و تصور می کنند که او زنده است و همان موعود است.
نهضت حضرت صادق علیه السلام در فضای خفقان
حجت الاسلام ظهیری تأکید کرد: امام صادق علیه السلام شیواترین نکات در رابطه با ظهور و غیبت امام عصر علیه السلام را در همین ماجرای مرگ فرزندشان اسماعیل برای مردم بیان کردند که از سیاسی ترین مسائل و مباحث اجتماعی مردم است.
وی تصریح کرد: ائمه ما به دلیل شرایط سخت و خفقان موجود معمولا عمرهای طولانی نداشتند اکثر آنها در سنین جوانی به شهادت رسیدند. چرا؟ به دلیل مسائل سیاسی. گاه حتی حاکمان، پایتخت ها را تغییر می دادند تا بتوانند مانع فعالیت های اهل بیت علیهم السلام شوند. منتقل کردن پایتخت کار آسانی نیست اما خلفای عباسی به دفعات این کار را انجام دادند تا جلوی سیاست های اهل بیت را بگیرند.
وی با بیان این که شیخ الائمه امام صادق علیه السلام ۶۵ سال عمر شریفشان را به سه کار مهم اختصاص داده بودند اولین مورد را «پایه ریزی اعتقادات مردم» برشمرد و گفت: تا زمان حضرت صادق علیه السلام مردم گرفتار بودند علامه طباطبایی می فرمایند: امام حسین علیه السلام ۱۰ سال مدت امامتشان بوده اما ما فقط روز عاشورا را از ایشان می دانیم. در این ۱۰ سال حتی ۱۰ سوال از ایشان نشده است. چرا؟؟ به دلیل شدت خفقان. یعنی اهل بیت تا این حد در فشار و انزوا قرار می گرفتند.
اخلاق از ارکان سیره عملی امام صادق علیه السلام بود
ظهیری افزود: امام صادق(ع) در چنین شرایطی سعی کردند که از هر فرصتی برای پرداختن به مسائل اعتقادی مردم استفاده کنند.علت معروف شدن شیعه به شیعه جعفری نیز از همین جهت است.
وی خاطرنشان کرد: از دیگر ارکان سیره عملی امام صادق علیه السلام، آماده کردن مردم برای غیبت امام عصر بود که اهمیت فوق العاده ای داشت و سومین مسئله، بحث اخلاقیات. موضوع اخلاق به قدری برای وجود مبارک امام صادق علیه السلام اهمیت داشت که فرمودند: «شما شیعیان ما تلاش کنید تا زینت ما اهل بیت(ع) باشید».
نظر شما