حضور دوباره «پیام آور صلح و آزادی» در کتابفروشی ها/نگاهی فلسفی به زندگی پیامبر (ص)

کتاب «محمد (ص)؛ پیام آور صلح و آزادی» نوشته سید یحیی یثربی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ دوم رسید.

به گزارش خبرنگار شبستان، کتاب «محمد (ص)؛ پیام آور صلح و آزادی» نوشته سید یحیی یثربی به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ دوم رسیده است.
سید یحیی یثربی مولف این کتاب، پژوهشگر و استاد بازنشسته فلسفه و کلام اسلامی متولد ۱۳۲۱ است و با نوشته هایش درباره فلسفه و عرفان اسلامی شناخته می شود. کتاب «محمد (ص)؛ پیام آور صلح و آزادی» او هم با نگاهی فلسفی به زندگی رسول خدا نوشته شده و به گفته خودش، بیش از آن که در این اثر به اصول و مبانی تاریخ نویسی توجه شود، به تحلیل فلسفی حوادث پرداخته شده است. همچنین به جای پرداختن به جزئیاتی مثل روز و ماه و سال اتفاقات و یا تعداد دقیق افراد دخیل در ماجرا، به مسائل سیاسی، اجتماعی و اصول انسان شناسانه اسلام توجه شده است.
مولف کتاب پیش می گوید ۷ هدف از نوشتن این کتاب داشته که به این ترتیب اند:
۱. نشان دادن برخی مبناهای انحصاری دین اسلام که هر یک از آن ها برای همیشه تاریخ معجزه آشکار و برهان روشن صدق و حقانیت این دین مبین است. ۲. گزارش زندگی انسانی رسول خدا و آخرین پیام آور غیب به زبان ساده به عنوان اسوه و سرمشق جوانان مسلمان و همه کسانی که انسان را دوست دارند. ۳. روشنگری در برابر وسوسه ها و تبلیغات ناشی از نادانی و غفلت مسلمانان یا غرض و مرض های سیاسی و دینی غیرمسلمانان در سطح جهانی برای تخریب اسلام و پیامبر (ص). ۴. تکیه و تاکید بر انسان بودن محمد (ص) برای جلوگیری از نفوذ و تاثیر انحراف و تحریف و غلو رایج در ادیان باطل به حوزه معارف اسلامی. ۵. پرهیز از ورود به بحث های اختلاف انگیز میان مذهب های اسلامی و تلاش برای معرفی و ترویج اصول و مبانی فراموش شده اسلام در جهان اسلام. ۶. تاکید بر مسائل سیاسی و اجتماعی بعثت پیامبر اسلام برای جلب توجه جهانیان به ارج و اعتبار اصول و مبانی زندگی اجتماعی انسان در تعالیم اسلام. ۷. تلاش برای نشان دادن سرمشق و اسوه عینی و عملی زندگی رسول خدا به قشرهای مختلف جامعه به ویژه سیاستمداران و دولتمردان.  
چاپ اول این کتاب سال ۱۳۹۱ وارد بازار نشر شد و حالا با طراحی و صفحه بندی جدید دوباره وارد بازار نشر شده است.
عناوین فصول این کتاب که زندگی پیامبر را از ابتدا تا انتها با نگاه فلسفی مرور می کنند، به ترتیب از این قرارند:
نوعروس عزادار، مژده بزرگ، نام گذاری محمد (ص)، محمد را به بادیه می فرستند، محمد در بادیه، مرگ مادر، مرگ غم انگیز دیگر، سفر به شام، بحیرا، جاهلیت و محمد (ص)، جست و جوی کار، ازدواج با خدیجه، با زخم خوردگان، نشانه های بزرگی، خاندان محمد، غار حراء، به نام آفریدگار انسان، ای خدیجه! شنیدم و دیدم، نگرانی محمد از قطع وحی، چه کسی مرا یاری خواهد کرد؟، حقیقت را با هیچ بهایی سودا نمی کنم، اعجازی بالاتر از اینکه من انسانم!؟، گزینش حق نه سازش حق و باطل، اعجاز دیگری از انسان، مرگ ابوطالب، سال اندوه محمد، تلخ ترین خاطره، معراج یا نوازش محمد، بیعت عقبه، گریز از مکه، هجرت، ورود به یثرب، من بشرم نه فرشته و نه شاه، بنای مسجد، روشنگری ها، همگی برادریم، محمد با دیگران و همانند آنان، سرپرست بی سرپرستان منم، چیزی جز کرامت انسان نمی خواهم، آگاهی و انتخاب نه جنگ و تحمیل، مشکلات این جامعه نوپا، اعجاز شخصیت راهگشای وحی، زندگی آزاد در غیاب قدرت، هشدار به کفار، از هشدار تا جنگ، شکست قریش، دو ازدواج مهم، انتقام بدر، اگر محمد می مرد!، اعتبار انسان، تجلیلم نکنید مرا بشناسید!، خندق و ضربه کارساز علی (ع)، از رهبانیت تا جهاد، همسران پیامبر، آزمونی بزرگ، معجزه دیگر، بیعت با خدا، فتح و توبه، هدف های والا، ای شاهان، اباذر نگرانم!، مسلمانان و امپراتوری روم، جهاد اکبر!، پیمان شکنان، اعجاز در رفتار رسول خدا، آزادی و برابری، اعجاز انسانیت، رسول عدالت و امنیت، بازگشت به سنت باطل، فتنه و ابتلا، نه نه! محمد شاه نیست!، نگرانی رسول خدا، کو آن لبخندها، راهنمایی همسران، غزوه تبوک، محمد را بشناسیم!، کوثر، باطل رفتنی است! بنده شکرگزار، دانایی با دنیادوستی نمی سازد، هدایت مردم نه اجبار آنان، حج وداع، دیدار یار بزرگ، مرگ پیامبر، چرا مسلمانم؟، دین زندگی ساز نه زندگی سوز.  
در قسمتی از این کتاب می خوانیم:
هرقل (هراکلیوس) مرد دانایی بود. او به زیارت بیت المقدس آمده بود که فرستاد رسول خدا در شهر حمص، نامه را به او داد. هرقل، به جای نگرانی و خشم و تهدید، به تحقیق پرداخت. کاروان مکه از آنجا می گذشت. قیصر روم دستور داد رئیس کاروان به حضور او بیاید. ابوسفیان ریاست کاروان را بر عهده داشت و به حضورش آمد. هراکلیوس به وی گفت:
- در این کاروان چه کسی از همه به محمد نزدیک است؟
ابوسفیان گفت: 
- من.
قیصر گفت:
- تو او را قبول داری یا دشمن او هستی؟
- ما با او دشمنیم و او را قبول نداریم.
هراکلیوس تاکید کرد چون تو دشمن او هستی، باید پاسخت به پرسش های من دروغ نباشد و مرا نفریبی. سپس شروع کرد به مطرح کردن پرسش هایش:
- اینکه می گوید پیامبر است، اصل و نسبی هم دارد؟
- آری.
- از آبا و اجدادش کسی پادشاه بوده است؟
- نه.
- کسی از شما، پیش از وی چنین ادعایی کرده است؟
- نخیر!
- دعوت او را، بیشتر اشراف شما می پذیرند یا طبقه های پایین اجتماع؟
- معلوم است که طبقه های پایین.  
- روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود یا از آنان کم می شود؟
- متاسفانه افزوده می شود.
چاپ دوم این کتاب با ۵۵۸ صفحه و شمارگان ۱۰۰ نسخه عرضه شده است.

کد خبر 1877762

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha