مصاحبه اختصاصی شبستان:

روایتی ناگفته از حضور رهبر شهید در جیرفت

جیرفت؛ سرزمینی که قصه کهن مردی الهی را در دل خود زنده نگه داشته است
روایتی ناگفته از حضور رهبر شهید در جیرفت

شهر جیرفت، روزگاری میزبان حضور بزرگمردی بود که نامش با روشنگری و تدبیر گره خورده است. خاطرات او، همچون نوری تابناک در تاریخ این منطقه می‌درخشد و راهنمای نسل‌های پس از خود خواهد بود.

خبرگزاری شبستان ـ جنوب کرمان، مهدیه شعبانی؛

اینجا، خاک جیرفت، عطر حضور بزرگمردی را در خود دارد و هر نسیمش، یادآور روزهایی است که رهبر شهید، در میان مردمی که او را چون خانواده خود می‌دانستند، روزگار گذراند. جیرفت تنها یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه خود بخشی جدایی‌ناپذیر از این روایت پربار است؛ روایتی از استقامت، تدبیر و پیوند عمیق قلبی که حتی سال‌ها پس از عروج او، همچنان در اذهان زنده و پویاست.

این شهر، روزگاری میزبان حضور بزرگمردی بود که نامش با روشنگری و تدبیر گره خورده است. خاطرات او، همچون نوری تابناک در تاریخ این منطقه می‌درخشد و راهنمای نسل‌های پس از خود خواهد بود.

روایتی ناگفته از حضور رهبر شهید در جیرفت

حجت الاسلام میثم تارم در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از جنوب کرمان با اشاره به روزهای تبعید رهبر شهید، گفت: امام شهیدمان فرمودند؛ از افرادی که خیلی در شخصیت من تاثیر گذاشتند، یکی شهید نواب صفوی و دیگری هم شهید مطهری بودند.

 امام جمعه جیرفت بیان کرد: امام شهید به خاطر مبارزات شان زندان های متعددی رفتند و در دو نقطه هم تبعید شدند، یکی در ایرانشهر بود که یک شهر تلفیقی بود، رژیم پهلوی فکر می کرد که یک شهر تلفیقی هست و اهل سنت و شیعه آنجا زندگی می کنند بنابراین امام شهید غریب واقع می شوند و کسی با او رفت و آمد نخواهد کرد.

وی افزود: اما حضرت ایشان با آن دیدگاه تقریبی و بلندی که نسبت به جامعه اسلامی و امت اسلامی داشتند در اندک زمانی در بین اهل سنت آنجا محبوب شدند، امام شهیدمان تعریف می کردند که این محبوبیت به حدی بود اهل سنت آنجا می گفتند ما شما را بیشتر از مولوی های خودمان دوست داریم.

امام شهید مقبولیت وصف ناپذیری در جامعه شیعی و تسنن داشتند

حجت الاسلام تارم ابراز کرد: امام شهید توانستند نه تنها در جامعه شیعی ما بلکه در میان اهل تسنن آنجا نیز یک مقبولیت بسیار وصف ناپذیری کسب کنند و جالب است که ایشان قبل از انقلاب در زمان تبعید که دشمن می خواست ایشان در حاشیه قرار بگیرند، در ایرانشهر برای شیعیان نماز جمعه اقامه کردند، در کنار نماز جمعه ای که اهل سنت داشتند.

امام جمعه جیرفت با بیان اینکه ساواک تا محبوبیت و مقبولیت و نفوذ امام خامنه ای شهید در بین اهل تشیع و تسنن ایرانشهر ترسیده بود، ادامه داد: در مردادماه بود که ساواک به ایشان اطلاع دادند که باید محل تبعیدتان تغییر کند.

وی تصریح کرد: ایشان در زمان تبعید در ایرانشهر کمک های زیادی به مردم کردند به طور مثال در سیل و اینها باعث محبوبیت ایشان شده بود بنابراین رژیم پهلوی امام شهید را به جیرفت تبعید کرد که از مسیر بم و دهبکری می بایست به جیرفت می آمدند، خانواده همسرم که در دهبکری زندگی می کردند ماه رمضان بود حضرت ایشان وارد مسجد جامع دهبکری می شوند و در آنجا نماز می خوانند و چون مسافر بودند با مأمورین به کافه برای صرف ناهار می روند وقتی مردم متوجه می شوند که سیدی بزرگوار در آنجا حضور دارند برای عرض ارادت نزد ایشان می روند سپس ایشان به سمت جیرفت حرکت می کنند.

 حجت الاسلام تارم اظهار کرد: در آن زمان  شخصیت هایی از جمله حضرت آیت الله ربانی شیرازی (رضوان الله تعالی علیه)،  حضرت آیت الله ربانی املشی (رضوان الله تعالی علیه) و حضرت آیت الله گرامی که از مراجع قم بودند، در جیرفت تبعید بودند و امام شهیدمان هم به این تبعیدی ها اضافه شدند.

امام جمعه جیرفت اضافه کرد: طبق معمول مأمورین ساواک ابتدا حضرت ایشان را  به شهربانی برای تشکیل پرونده بردند تا یا مکانی خودشان برای امام شهید در نظر بگیرند و یا حضرت ایشان منزلی را اجاره کنند، وقتی امام شهید متوجه حضور حضرت آیت الله ربانی املشی در جیرفت شدند، بسیار خوشحال شدند.

وی عنوان کرد: حضرت آقا احترام خاص و علاقه عجیبی نسبت به آیت الله ربانی شیرازی قائل بودند چون هم از نظر سن و سال هم از نظر سابقه ای که در حوزه علمیه داشتند، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی وقتی شنیدند آیت الله املشی دادستان انقلاب شده خیلی خوشحال شدند و فرمودند؛ ربانی املشی برادر من هست.

حجت الاسلام تارم یادآور شد: رهبر شهید تا قبل اجاره منزل آقای باقرزاده در جیرفت مهمان آیت الله املشی بودند و با برخی از مردم و جوانان جیرفت در طول روز مخصوصا عصرها دیدار داشتند و معمولا بعد از نماز مغرب و عشاء هم در مسجد جامع که در آن زمان مرحوم مصفی امام جماعت آن بودند، حضور پیدا می کردند.

امام جمعه جیرفت اظهار کرد: آیت‌الله موسوی کرمانی (رضوان الله تعالی علیه) در دوران پیش از انقلاب، اقامه نماز در مسجد جامع را به علمایی که تبعید بودند، سپردند در همین راستا مقام معظم رهبری نیز در این مسجد حضور می یافتند و نماز را اقامه می‌کردند و سپس به سخنرانی می پرداختند.

وی جذابیت، انقلابی بودن و حماسی بودن سخنرانی‌های امام شهید را عامل اصلی جذب جوانان دانست و گفت: ایشان با سخنرانی‌های خود، شور و هیجان انقلابی را در بین جوانان برمی‌انگیختند.

حجت الاسلام تارم به برگزاری نمایشگاه کتاب در مسجد جامع جیرفت اشاره کرد و یادآور شد: حدود یک سال قبل از پیروزی انقلاب، ما نمایشگاهی از کتاب‌ها را پیش از نماز مغرب و عشاء برپا می‌کردیم امام شهید هم معمولاً پیش از نماز تشریف می‌آوردند، کتاب‌ها را نگاه می‌کردند و ما را به تهیه و مطالعه آن‌ها تشویق می‌نمودند.

امام جمعه جیرفت به کتاب «نامه امام موسوی کاشف الغطا» اشاره کرد و گفت: ایشان چند نسخه از این کتاب را به ما دادند تا بفروشیم و مطالعه کنیم بعدها متوجه شدیم که این کتاب همان «ولایت فقیه» حضرت امام (ره) است که خرید و فروش آن ممنوع بود اما با نامی مستعار، یعنی «نامه‌ای از امام موسوی کاشف الغطا»، منتشر شده بود تا بتوانند آن را پخش و توزیع کنند.

وی به حضور نیروهای ساواک در مسجد جامع نیز اشاره کرد و گفت: گاهی اوقات که رهبر شهیدمان در مسجد جامع سخنرانی می کردند خطاب به سلوکی ها با شجاعت، اقتدار و بدون ترس می‌فرمودند؛ 'گزارش بدهید، بنویسید، این چیزی که ما می‌گوییم عقیده ماست حرف ماست، نظر ماست، ما از شما هیچ ترسی نداریم.

حجت الاسلام تارم به یکی از سخنرانی‌های امام شهید در مسجد جامع شهر جیرفت اشاره کرد و افزود: مردم شعارهای بسیار تندی بر علیه رژیم پهلوی سر و مرگ بر شاه سر دادند و البته اول خانم‌ها شروع کردند حضرت آقا هم در یکی از خاطراتشان فرمودند که اولین بار در جیرفت، در مسجد جامع از سمت خانم‌های جیرفتی، شعارهای تند علیه رژیم پهلوی را از پشت پرده شنیدم، شعارهایی که شاید در تهران یا شهرهای بزرگ گفته می‌شد، اما در مسجد جامع جیرفت هم طنین‌انداز شد و از ناحیه خانم‌ها شروع شد و مردها نیز ادامه دادند.

امام جمعه جیرفت عنوان کرد: امام شهید در آن روزها همه را به قرائت دعای ندبه تشویق می کردند و یک روز هم حضرت ایشان تشریف بردند عنبرآباد و دعای ندبه خواندند. یک روز هم تشریف بردند روستای ساغری و کلنگ مسجد را زدند و دعای ندبه را آنجا قرائت کردند آن مسجد هنوز هم پابرجاست و بازسازی شده است.

وی جیرفت در مورد محل سکونت امام شهید در جیرفت گفت: بعد از یک هفته که ایشان به شهر جیرفت تبعید شدند، خانه‌ای را از آقای باقرزاده اجاره کردند، ایشان (آقای باقرزاده) هفت، هشت سال قبل مرحوم شدند رهبر شهید در همان سفری که به جیرفت تشریف آوردند، آقای باقرزاده هم حضور داشتند و آقا در همان ملاقات فرمودند؛ که خانه ای را از ایشان خانه اجاره کردیم.

رهبر شهید ارتباط خیلی خوبی با جوانان جیرفت داشتند و آن‌ها را ترغیب و تشویق به مطالعه می‌کردند

حجت‌الاسلام تارم به ارتباط خوب امام شهید با جوانان و نوجوانان اشاره کرد و افزود: ایشان ارتباط خیلی خوبی با جوانان داشتند و آن‌ها را ترغیب و تشویق به مطالعه می‌کردند، خودشان هم اهل مطالعه بودند و دوست داشتند که جوانان و نوجوانان مطالعه کنند، در آن زمان بیشتر کتاب‌های انقلابی، کتاب‌های حضرت امام (ره)، کتاب‌های شهید مطهری و حتی آثار مرحوم شریعتی را سفارش می‌کردند که مطالعه کنیم.

امام جمعه جیرفت ابراز کرد: در مورد نام خود نیز، حجت‌الاسلام تارم خاطره‌ای را از امام شهید نقل کرد: « قبلاً اسمم طهماسب بود، روزی حضرت ایشان پرسیدند چطور خانواده این اسم را برای شما انتخاب کردند؟ گفتم چون برادرم عباس بود، پدرم اسمم را طهماسب گذاشت، ایشان اشاره کردند به پادشاهان صفوی و گفتند که خوب است.

وی ادامه داد: رهبر شهید فرمودند؛ پادشاهان صفوی خدمات زیادی به اسلام و تشیع کردند، به ویژه شاه عباس صفوی، شاه اسماعیل صفوی و صفی الدین را آقا خیلی تأیید می‌کردند و اقداماتی که انجام داده بودند را مورد تحسین قرار دادند.

حجت‌الاسلام با اشاره به دیدگاه رهبر شهید درباره آثار دکتر علی شریعتی اشاره کرد و گفت: ایشان فرمودند؛ « ایشان شخصیت خوبی دارند، انقلابی و دلسوز هستند، اما رشته تخصصی‌شان جامعه‌شناسی است و در مورد برخی شخصیت‌ها مانند علامه مجلسی و برخی از پادشاهان صفوی، مطالعه کافی ندارند و اظهارنظرهایشان همیشه دقیق نیست».

امام جمعه جیرفت اظهار کرد: رهبر شهید توصیه کردند که آثار شهید مطهری مطالعه شود، اما با این ملاحظه که دکتر شریعتی یک جامعه‌شناس مسلمان روشنفکر و انقلابی است، اما اسلام‌شناس بالتحقیق نیست و کتاب‌های ایشان در مجموع خوب است، اما به دلیل عدم تخصص در حوزه اسلام‌شناسی، اشتباهاتی نیز دارند.

وی با یادآوری ماجرای تغییر نام خود ، ابراز کرد: رهبر شهید از فامیلم پرسیدند، عرض کردم که تارم هستم ایشان فرمودند؛ این نام به میثم تمار نزدیک تر است و میثم نام خوبی است پس از آن، در میان دوستان به میثم مشهور شدم و پس از انقلاب، نامم را در شناسنامه به میثم تغییر دادم.

حجت‌الاسلام تارم به قاطعیت رهبر شهید در برابر ساواک اشاره و خاطره‌ای را از دوران بازداشت ایشان نقل کرد و ادامه داد: در روزهای نخست که خدمت ایشان بودیم، ساواک دستور داد که باید هر روز به شهربانی مراجعه و امضا کند ایشان با قاطعیت پاسخ دادند که «من نیازی به امضا ندارم، اگر شما نیاز دارید، خودتان اینجا بیایید و امضاء بگیرید.

امام جمعه جیرفت یادآور شد: روزی که ساواک خبر آزادی ایشان را آوردند و گفتند که آزاد هستید و می‌توانید تشریف ببرید ایشان فرمودند؛ من عجله‌ای برای رفتن ندارم رفتن از جیرفت برایم سخت است، مردم جیرفت مانند خانواده من هستند و من اینجا احساس غربت نمی‌کنم.

وی عنوان کرد: در روز دوم یا چند روز بعد، ماموران ساواک به دیدن ایشان آمدند و با تعجب و ترس متوجه شدند که هنوز جیرفت را ترک نکرده‌اند گمان می‌کردند شاید قصد فعالیت خاصی دارند اما ایشان چند روز دیگر ماندند و سپس سپس به مشهد یا تهران عزیمت کردند.

کد خبر 1876950

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha