خبرگزاری شبستان_هرمزگان؛ آن روز مدرسه قرار بود فقط مدرسه باشد؛ جایی برای یادگیری، برای دویدن در زنگ تفریح، برای رؤیاهای سادهای که کودکان در دفترهای مشقشان مینوشتند، اما آسمان، ناگهان به میدان جنگ بدل شد و حیاط مدرسه به صحنهای از اندوهی بیپایان.
کودکانی که هنوز الفبا را کامل نیاموخته بودند، قربانی خشونتی شدند که هیچ منطق انسانی آن را توجیه نمیکند.
کودکانی که رؤیای پزشک شدن، معلم شدن، حافط کل قرآن شدن یا شاید فقط بزرگ شدن را در دل داشتند، پیش از آنکه زندگی فرصت شکوفایی به آنان بدهد، به آسمان رفتند.
شهادت ۱۶۸ دانشآموز دبستان شجرهطیبه میناب تنها یک حادثه نیست؛ زخمی است که بر وجدان بشریت نشسته است.
در جهانی که مدام از حقوق بشر و حمایت از کودکان سخن گفته میشود، آنچه در میناب رخ داد، پرسشی جدی پیش روی افکار عمومی جهان قرار میدهد: چگونه میتوان سکوت کرد وقتی هدف، مدرسهای پر از کودک است؟
چهل روز گذشته، اما برای خانوادههایی که هر صبح جای خالی فرزندشان را پشت میز صبحانه میبینند، زمان متوقف شده است.
برای مادری که هنوز دفتر مشق خونآلود فرزندش را در آغوش میگیرد، یا پدری که کیف مدرسهای را به یادگار نگه داشته، چهل روز نه پایان اندوه، که آغاز داغی است که با هیچ تقویمی سنجیده نمیشود.
میناب در این چهل روز، فقط یک شهر عزادار نبوده است؛ به نمادی از مظلومیت کودکان و یادآور مسئولیتی بزرگ برای جامعه جهانی تبدیل شده است.
نام «شجرهطیبه» دیگر فقط نام یک دبستان نیست؛ به نشانهای از مظلومیت و در عین حال ایستادگی بدل شده است.
تاریخ نشان داده است که خون بیگناهان هرگز در سکوت فراموش نمیشود؛ همانگونه که بسیاری از فجایع انسانی در حافظه ملتها ماندگار شد، نام ۱۶۸ کودک شهید دبستان شجرهطیبه میناب نیز در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد؛ کودکانی که قربانی جنایت ددمنشانه شقی ترین دشمنان بشریت شدند، اما یادشان به صدایی برای مطالبه عدالت تبدیل خواهد شد.
اکنون در چهلمین روز این فاجعه، میناب دوباره به یاد آنان ایستاده است؛ شهری که با اشک و صبوری، نام فرزندان از دسترفتهاش را زمزمه میکند. کودکانی که کلاس درسشان ناتمام ماند، اما روایت مظلومیتشان تا همیشه در تاریخ این سرزمین ادامه خواهد داشت.
چهل روز گذشته است؛ اما زنگ مدرسه شجرهطیبه اینبار نه برای آغاز کلاس، که برای بیدار نگه داشتن وجدان انسانها در سراسر جهان به صدا درآمده است.
مصیب رجایی-فعال رسانهای
نظر شما