به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندرعباس، امشب بندرعباس چهره دیگری داشت و نه از خستگی خبری بود، نه از سکوت؛ برای سیوششمین شب پیاپی، خیابانها شاهد حرکت موج انسانی مردمی بود که در عزای قائد امت و اعلام بیعت با رهبر جدید یکصدا و همقدم، شهر را تا پل قدس به لرزه درآوردند.
از ساعتی پیش از آغاز رسمی برنامه، نشانههای یک شب متفاوت در سهراه برق نمایان بود؛ خانوادهها دستهدسته میآمدند؛ پدران، مادران، نوجوانان و حتی کودکانی که در آغوش والدینشان، کوچکترین حلقه این زنجیره بزرگ را تشکیل میدادند.
پرچمهای سهرنگ جمهوری اسلامی در دست مردم موج میزد و تصاویر قائد امت و رهبر جدید چون پرچمهای عهد و بیعت، بالای سر جمعیت گرفته شده بود.
کمی آنسوتر کودکی که روی شانههای پدر نشسته بود، با دستان کوچک اما محکم، مشتش را گره کرده و تلاش میکرد همصدای جمعیت شعار بدهد؛ تصویر او در میان سیل جمعیت، حکایت نسلی بود که از همان سالهای نخست زندگی، در متن حوادث و همراه با مردم قد میکشد. تقلید از بزرگترها، اینجا فقط یک بازی کودکانه نبود؛ نشانهای بود از پیوند عاطفی و اعتقادی نسلها.
ساعت که به ۲۰ نزدیک شد، اجتماعات کوچک، یکپارچه شدند و سیوهشتمین اجتماع مردمی رسماً از سهراه برق آغاز شد و جمعیت به آرامی اما پیوسته در مسیر تعیینشده به سمت پل قدس به حرکت درآمد.
در این میان، حضور زنان و مردانی با چفیههای بسیجی و جوانانی با سربندهای مزین به نام اهلبیت عصمت و طهارت(ع) فضای حماسی مراسم را پررنگتر کرده بود.
در دست برخی از شرکتکنندگان دستنوشتههایی خودنمایی میکرد؛ جملاتی که در آنها بر «تنبیه دشمن» و «پاسخ قاطع ملت ایران» تأکید شده بود. این نوشتهها، صدای مکتوب مردمی بود که آمده بودند بگویند خونخواهی رهبر شهید و حمایت از نیروهای مسلح برایشان یک خواسته جدی و مطالبه مشترک است.
با نزدیک شدن جمعیت به میانه مسیر، شعارها آهنگ تندتری به خود گرفت؛ «اللهاکبر» همچون ضرباهنگ ثابت جمعیت، در فواصل کوتاه تکرار میشد و در میان آن، شعار «حیدر حیدر» فضا را کاملاً حماسی کرده بود. گروهی از جوانان، با شور خاصی شعار مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر منافق، الله الله مددی، تو رستم تهمتنی، بزن که خوب میزنی، تو شیر پیلافکنی، بزن که خوب میزنی» و ... سر می دادند.
این شعارها تنها جملههایی در هوا نبود؛ گویی روایت مردمی بود که در برابر تهدید، به جای عقبنشینی، بر ایستادگی و مقاومت تأکید میکردند.
در حاشیه مسیر، صحنههایی دیده میشد که بر جنبه مردمی و خودجوش این حرکت تأکید میکرد؛ در مقابل برخی منازل، میزهای سادهای چیده شده بود و روی آنها استکانهای چای، لیوانهای شربت، بشقابهای خرما و ظرفهای کوچک حلوا قرار داشت و اهالی محلهها با آغوش باز از راهپیمایان پذیرایی میکردند؛ انگار که این خیابان، خانه مشترک همه آنهاست و هر کسی سهم خود را در این میزبانی ادا میکند.
مشاهدات میدانی حاکی از آن است که هر شب بر تعداد شرکتکنندگان در این تجمعات شبانه افزوده میشود؛ نه فقط در بندرعباس، که در شهرها و بخشهای مختلف استان هرمزگان؛ اما بندرعباس امشب تابلوی روشنی از این حضور فزاینده بود.
چهرههای خسته کمتر به چشم میآمد؛ گویی در قاموس این مردم، برای این شبها، نه خستگی معنا دارد و نه ترس.
با رسیدن جمعیت به انتهای مسیر، فضا رنگ و بوی کاملتری از عزاداری به خود گرفت و حلقههای سینهزنی شکل گرفت و مداحیها در وصف شهدا و امام شهید طنینانداز شد.
مردمی که لحظاتی قبل با شعارهای حماسی، حمایت از نیروهای مسلح و بیعت با رهبر جدید را فریاد میزدند، اکنون در فضایی معنوی، در سوگ رهبر شهید و یاد شهیدان، اشک و شعور را در کنار یکدیگر به نمایش گذاشتند.
سیوهشتمین اجتماع مردم بندرعباس، تنها یک گردهمایی نبود؛ روایتی زنده از پیوند عزاداری، بیعت، مطالبهگری و همبستگی مردمی بود که با حضور خود میگویند این قصه هنوز ادامه دارد و شهر همچنان بیدار است.
دشمن آمریکایی_صهیونیستی در حالی که تیم دیپلماسی کشورمان پشت میز مذاکره نشته بود با حمله ناجوانمردانه به بیت، رهبر معظم انقلاب اسلامی و با بمباران دبستان شجره طیبه میناب ۱۶۸ کودک دانشآموز را به شهادت رساند و جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرد.
نظر شما