به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، در شرایطی که جامعه با تهدیدهای بیرونی و فشارهای درونی مواجه است، یکی از مهمترین نشانههای پایداری ملی، توانایی آن در حفظ انسجام میان میدانهای مختلف زندگی جمعی است. آنچه در روزهای اخیر در جامعه ایران مشاهده میشود، جلوهای از همین واقعیت است: مردمی که با وجود نارضایتیهای جدی از برخی وضعیتهای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی، در لحظات حساس با نجابت، درایت و وقتشناسی از کشور و منافع ملی خود دفاع میکنند.
این رفتار، حامل یک معنا و پیام عمیق است. جامعه ایران، برخلاف آنچه گاه از بیرون یا حتی از برخی تحلیلهای سطحی تصور میشود، میان نقد به وضعیت موجود و دفاع از وطن تفکیک قائل است.
این تمایز، یک سرمایه اجتماعی ارزشمند است که باید آن را برجسته کرد، نه نادیده گرفت. با این حال، حفظ این سطح از همراهی برای عبور از بحرانها کافی نیست. اگر هدف، گسترش دایره همگرایی ملی و پیوستن گروههای بیشتری از مردم با گرایشها و دغدغههای متفاوت به میدان مشترک ملی است، باید بهطور جدی به دلایل عدم همراهی بخشی از جامعه پرداخت.
نخستین و شاید مهمترین علت، فرسودگی مدیریتی در لایههای میانی است؛ لایهای که در عمل، سیاستها را به تجربه زیسته مردم تبدیل میکند. در بسیاری از موارد، نارضایتی عمومی نه از اصل کشور و وطن، بلکه از کیفیت اداره، نحوه تصمیمسازی، و تداوم الگوهای ناکارآمد ناشی میشود. مدیرانی که سالها در موقعیتهای حساس باقی ماندهاند، اما نه ظرفیت نوآوری دارند، نه اراده اصلاح، نه توان شنیدن نقد و نه شجاعت پاسخگویی، بهتدریج اعتماد عمومی را فرسوده میکنند.
افزون بر این، رفتارهای مزورانه، دوگانهگویی، محافظهکاری افراطی و دگماتیسم نهادی، شکاف میان مردم و ساختار را عمیقتر میسازد. در جامعهای که انتظارات اجتماعی، سطح آگاهی و حساسیت نسبت به ناکارآمدی افزایش یافته است، تداوم چنین شیوههایی نهتنها به همگرایی کمک نمیکند، بلکه به بازتولید بیاعتمادی میانجامد. از همین رو، هر راهبردی برای تقویت انسجام ملی، ناگزیر باید از اصلاح واقعی در لایههای مدیریتی آغاز شود.
در این مسیر، چند اقدام اساسی قابل طرح است: پالایش جدی مدیریت میانی و کنار گذاشتن مدیران فرسوده، مزور، ناکارآمد و دگماتیست؛ میدان دادن به نیروهای متخصص، متعهد و وطندوست؛ شنیدن نقدها و نارضایتیها با رویکردی عالمانه و غیرشعاری؛ و ترجمه همبستگی اجتماعی به تصمیمهای ملموس و عادلانه. تنها در این صورت است که میتوان از همراهی مقطعی به همگرایی پایدار رسید.
به بیان دیگر، اگر انسجام میدان قرار است به سرمایهای ماندگار برای کشور تبدیل شود، باید همزمان دو مسیر را پیش برد: تکریم مردم نجیب و مسئولیتشناس، و اصلاح درونی ساختارهایی که مانع از گسترش اعتماد عمومی شدهاند. آیندهای امیدوارکننده، نه با تکرار الگوهای فرسوده، بلکه با شایستهسالاری، شفافیت، عقلانیت و صداقت ساخته میشود.
الهام صباغ- دکترای تخصصی روابط بینالملل و تحلیلگر مسائل استراتژیک
نظر شما