خبرگزاری شبستان- البرز؛ مهدیه دانائی: همزمان با اعلام میدان اصلی تجمع، فوج فوج مردم از پیر و جوان، از زن و مرد به میدان خیابان آمدند. اینجا کرج، بیست و نهمین شب از تجمع راهپیمایی حماسی با هدف بیعت با رهبرمعظم انقلاب حضرت آیت الله مجتبی خامنه ای است.
موکب ها برپا شده اند. از هر کوی و برزن، عده ای با در دست داشتن پرچم ایران به جمعیت می پیوندند. این شب هم مانند بیست و نه شب گذشته، می رود که حماسه ای را در تاریخ حضور پرشکوه مردم البرز ثبت کند. عطر بوی چای و گلاب. بوی اسپند و خنده مستانه کودکان که پرچم ایران را در دست گرفته اند، فضایی آکنده از ایمان را ایجاد کرده است.

آری! در هنگامهای که آسمان از طنین غرورآفرین پاسداران وطن میلرزد و افقها با نور عزم مردانی بیدار روشن میشود، نام ایران دوباره چونان پرچمی برافراشته بر قله تاریخ میایستد. این سرزمین آموخته است که صلح، میراث ملتی است که در برابر طوفانها خم نمیشود.

اقتدار ایران نه تنها در ابزار و تجهیزات، که در اراده مردمانی ریشه دارد که قرنها ایستادن را تمرین کردهاند؛ مردمانی که خاک وطن را با شرافت نگاه داشتهاند. جمعیت حماسه آفرین با گام های با صلابت از میدان شهداء کرج به سمت بلوار مولانا در حرکت است، که ناگهان صدای ِ موشک به گوش می رسد.
برق ها قطع می شود. بوی باروت در فضا جاری می شود. امّا ذره ای از صلابت این مردم نمی شکند. در ظلمات عمیقی نور ستاره ها پیدا می شود. مردم فریاد بر می آورند: « الله اکبر، الله اکبر». نگاه می چرخانم، مادری با دو طفل خردسال که یکی در کالسکه آرمیده است و دیگر دست های مادر را گرفته است، محکم تر از قبل فریاد بر می آورد: « هیهات من الذله، هیهات من الذله». و باز هم نجوای یا حسین(ع) از میانه تاریخ ایثار و شهادت به گوش می رسد.

در این سرزمین، واژه «سرباز» تنها یک عنوان نیست؛ قصیدهای است از وفاداری. آنان که شب را پاس میدارند تا صبح در آرامش بر خانههای مردم بتابد، همان دلیرانیاند که نامشان شاید بر زبانها نیفتد، اما امنیت این خاک با نفسهای آنان پیوند خورده است.
در سکوت سنگرها و در میان گردباد حوادث، چشمشان به یک افق دوخته شده است: سربلندی ایران. مردم آمده اند از پیر و جوان. آن قدر این حماسه شکوهمند است که زبان برای بیان آن عاجز است. چه طور می شود این جمعیت شکوهمند ذره ای ترس و دلهره به خود راه نمی دهند. این تاب آوری از کجا در میان آنان ریشه دوانده است! آیا جز از مکتب سیدالشهداء است. آری اینان ملت امام حسین(ع) هستند.

تاریخ ایران بارها نشان داده است که در پیچیدهترین لحظات، این همدلی مردم بوده که کشتی کشور را از میان امواج سهمگین عبور داده است.
هنگامی که دلها به یک ریسمان گره میخورد، دشمنان درمییابند که قدرت یک ملت تنها در میدان نبرد سنجیده نمیشود؛ بلکه در اتحاد دلهایی است که برای یک نام میتپد. همین پیوند ناگسستنی است که نقشههای تفرقه را به خاکستر بدل میکند.
ایران، سرزمین شیران و مهد دلدادگان است. هرچند تاریخ این سرزمین گاه با داغ فراق و تلخی حوادث همراه بوده، اما از دل همین رنجها، حماسههای تازهای زاده شده است.
مردمانی که ریشه در ایمان دارند، از شکست واژهای نمیسازند؛ بلکه از هر زخم، پلی برای برخاستن دوباره میسازند. پیرزنی با عصا تمام سعی خود را می کند تا با جمعیت حرکت کند. جوانی مشت های گره کرده خود را با صلابت بالا می برد. تاریکی هوا باعث شده تا بیشتر هوایِ هم را داشته باشند. دوش به دوش یکدیگر حرکت می کنند. شعارها در آسمان گل واژه ایمان می شود. این ملت امام حسین(ع) است که نه از تاریکی ناشی از اصابت موشک ترس به دل راه می دهد و نه از احتمال دوباره حمله.
امروز نیز در میان گردوغبار دشمنیها و آتشافروزی بدخواهان، حقیقتی روشنتر از همیشه در برابر جهان ایستاده است: اراده ملتی که از مکتب ایثار جان گرفته است. حضور پرصلابت مردم در میدانها و خیابانها تنها یک تجمع نیست؛ فریاد زنده بودن آرمانی است که در قلب تاریخ این سرزمین میتپد.
هر گامی که بر سنگفرش شهرها برداشته میشود، پژواکی است از پیام وحدت؛ پیامی که به گوش جهان میرسد و میگوید ایران، تنها مرزی روی نقشه نیست. ایران روحی است جاری در رگهای مردمانی که سرنوشت خویش را با ایمان و همبستگی مینویسند.
و چنین است که این سرزمین، همچون ققنوسی که از میان آتش برمیخیزد، بار دیگر قامت میافرازد؛ با مردمی استوار، با دلهایی امیدوار و با نامی که در تاریخ همچنان خواهد درخشید: ایران.
نظر شما