از خیابان تا سفره همسایه، چطور حضور را به شبکه تبیین تبدیل کنیم

امام محله‌ای که حضور مردم در خیابان‌ها را تبدیل به شبکه کند، در عمل مسجدش را از یک نقطه ثابت روی نقشه تبدیل می‌کند به یک شبکه سیّال تبیین که تا درون خانه‌ها و محل‌های کار نفوذ می‌کند. و این دقیقاً همان کاری است که دشمن با رسانه‌هایش می‌کند — فقط ما داریم با زبان صمیمیت و رابطه انسانی انجامش می‌دهیم.

به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدناصر میرمحمدیان، مدیرعامل بنیاد هدایت در یادداشتی به برخی بایدهای حضور این شب‌ها در خیابان‌ها و میادین پرداخته است.

وقتی تریبون، دشمن می‌سازد
یک اتفاق تکراری در تجمعات خیابانی این روزها هست که معمولاً از چشم‌مان پنهان می‌ماند: سخنران پشت تریبون، با نیت خوب و برای بالا بردن شور جمعیت، جمله‌ای می‌گوید در مایه‌های «آن‌هایی که امشب خانه نشستند...» یا «کسانی که هنوز نفهمیدند...». جمعیت هم هیجان‌زده تکرار می‌کند و کف می‌زند. اما بیایید یک لحظه از زاویه آن آدمی نگاه کنیم که خانه نشسته و صدای این شعارها را از پنجره یا از فضای مجازی می‌شنود.
این آدم لزوماً دشمن نیست. شاید پدری است که از فرط خستگی روزانه حوصله هیچ تجمعی را ندارد. شاید جوانی است که سال‌ها تبلیغات رسانه‌ای و جنگ شناختی دشمن ذهنش را نسبت به همه چیز بدبین کرده. شاید زنی است که دلش با این جمع است ولی فضا را مردانه و ناآشنا می‌بیند. حالا ما داریم از پشت تریبون به این آدم‌ها می‌گوییم «تو از ما نیستی». و او هم کم‌کم باور می‌کند که واقعاً نیست.
اینجاست که مسأله جدی می‌شود: ما با دست خودمان، از انسان‌هایی که قربانی جنگ شناختی دشمن هستند، یک «جبهه مقابل» داخلی می‌سازیم. دشمن سال‌ها تلاش کرده شکاف اجتماعی ایجاد کند؛ ما نباید با بی‌دقتی در تریبون‌هایمان، کار او را تکمیل کنیم. تریبون ما باید ابزار پل زدن باشد نه خط‌کشی. باید مخاطب واقعی سخنران نه فقط آن‌هایی باشند که جلوی تریبون ایستاده‌اند، بلکه آن‌هایی باشند که پشت پنجره‌های خانه‌شان گوش می‌دهند و تردید دارند.
پیشنهاد مشخص: قبل از هر مراسم، با سخنران و مداح جلسه‌ای داشته باشید. از او بخواهید حواسش باشد که هیچ جمله‌ای نگوید که بین «ما» و «بقیه مردم» دیوار بکشد. شعارها و سرودها را قبل از مراسم مرور کنید. اگر شعاری بوی تحقیر یا تقابل با بخشی از مردم می‌دهد، جایگزینش کنید با شعاری که دعوت‌کننده باشد.
فرض کنید امشب ۱۰ هزار نفر در یک شهر به خیابان آمده‌اند. فردا صبح چه اتفاقی می‌افتد؟ معمولاً هیچ. همه برمی‌گردند سر زندگی عادی‌شان و اثر آن حضور محدود می‌شود به چند عکس و ویدیو در فضای مجازی که فقط خودمان می‌بینیم و خودمان لایک می‌کنیم.
اما تصور کنید اگر فقط نیمی از این ۱۰ هزار نفر، فردای آن شب با یک نفر از آشنایان‌شان که در تجمع نبوده یک گفت‌وگوی ساده داشته باشند. نه سخنرانی، نه موعظه، فقط یک گفت‌وگوی صمیمی: «دیشب رفته بودم، می‌خواهم برایت بگویم چه حسی داشت و چرا رفتم.» ما یک‌شبه پنج هزار نقطه تماس انسانی ساخته‌ایم با بخشی از جامعه که معمولاً صدای ما به آن‌ها نمی‌رسد. این یعنی تبدیل حضور خیابانی به یک شبکه تبیین مردمی.
اما این اتفاق خودش نمی‌افتد. باید طراحی شود. سخنران مراسم باید در پایان صحبتش صریحاً از مردم بخواهد که فردا با یک نفر صحبت کنند. مداح می‌تواند در لابه‌لای مدح و مرثیه‌اش این پیام را جا بدهد. حتی می‌شود کارت‌های کوچکی چاپ کرد با چند نکته ساده درباره «چطور با کسی که نیامده صحبت کنم» و بین جمعیت پخش کرد. نکته مهم این است: به مردم بگوییم که هدف از این گفت‌وگو متهم کردن طرف مقابل نیست، هدف گوش دادن به نگرانی‌های اوست و سپس توضیح دادن نگرانی‌های خودمان.
امام محله‌ای که این کار را بکند، در عمل دارد مسجدش را از یک نقطه ثابت روی نقشه تبدیل می‌کند به یک شبکه سیّال تبیین که تا درون خانه‌ها و محل‌های کار نفوذ می‌کند. و این دقیقاً همان کاری است که دشمن با رسانه‌هایش می‌کند — فقط ما داریم با زبان صمیمیت و رابطه انسانی انجامش می‌دهیم.
کد خبر 1874299

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha