به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از ایلام، با گذشت روزها از آغاز درگیریها در منطقه خلیج فارس، تحلیلگران نظامی و سیاسی به تدریج از تغییر در اهداف و راهبردهای جنگ سخن میگویند. آنچه در ابتدای بحران به عنوان تلاش برای ضربه زدن به زیرساختهای نظامی ایران و ایجاد فشار حداکثری تصور میشد، اکنون به مرحلهای رسیده که تمرکز اصلی آن بر یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز قرار گرفته است.
برخی تحلیلها حاکی از آن است که برآوردهای اولیه درباره واکنش ایران با واقعیتهای میدانی تفاوت داشته است. تصور ایجاد فشار سریع از طریق حمله به زیرساختها یا حذف برخی فرماندهان، نتوانست آنگونه که برنامهریزان جنگ انتظار داشتند روند تحولات را تغییر دهد. در مقابل، ادامه درگیریها و واکنشهای متقابل، شرایطی پیچیدهتر برای طرفهای درگیر ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز بیش از هر زمان دیگری به نقطه کانونی توجهات تبدیل شده است. این گذرگاه باریک دریایی که بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور میکند، نقشی تعیینکننده در اقتصاد جهانی دارد و هرگونه تنش یا اختلال در آن میتواند قیمت انرژی را در سطح بینالمللی به سرعت تحت تأثیر قرار دهد.

برخی گزارشها نشان میدهد که افزایش نگرانیها درباره امنیت عبور نفتکشها در این منطقه، به افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی انجامیده است. در کنار این مسئله، کاهش تولید در برخی شرکتهای بزرگ نفتی نیز فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده و نگرانیها درباره آینده عرضه انرژی را افزایش داده است.
کارشناسان معتقدند در چنین شرایطی اهداف نظامی و سیاسی طرفهای درگیر ممکن است دچار تغییر شود. به باور آنان، اکنون یکی از مهمترین اهداف راهبردی در میدان تحولات، کنترل یا تضمین امنیت تردد در تنگه هرمز است؛ موضوعی که میتواند بر روند ادامه یا توقف درگیریها تأثیر مستقیم داشته باشد.
در همین چارچوب، برخی تحلیلها به تحرکات نظامی اخیر در خلیج فارس اشاره میکنند و آن را در راستای تلاش برای تغییر موازنه در این گذرگاه مهم ارزیابی میکنند. جزیره خارک که یکی از مهمترین مراکز صادرات نفت ایران محسوب میشود نیز در این تحلیلها به عنوان نقطهای راهبردی مورد توجه قرار گرفته است.
جزیره خارک سالهاست که به عنوان یکی از مهمترین پایانههای نفتی ایران شناخته میشود و بخش قابل توجهی از صادرات نفت کشور از این مسیر انجام میگیرد. به همین دلیل، هرگونه تحول نظامی در اطراف این جزیره میتواند پیامدهای اقتصادی و امنیتی گستردهای به همراه داشته باشد.
با این حال بسیاری از کارشناسان نظامی بر این باورند که معادلات منطقه تنها به یک نقطه یا یک عملیات محدود نمیشود. ساختار امنیتی خلیج فارس، حضور بازیگران متعدد منطقهای و بینالمللی و همچنین ظرفیتهای دفاعی کشورهای منطقه باعث شده است که هرگونه اقدام نظامی گسترده با پیامدهای غیرقابل پیشبینی همراه باشد.
از سوی دیگر، برخی تحلیلگران به این نکته اشاره میکنند که ایران طی سالهای گذشته راهبردهای متعددی برای دفاع از منافع خود در خلیج فارس و کنترل مسیرهای دریایی طراحی کرده است. این راهبردها شامل ترکیبی از توانمندیهای دریایی، موشکی و پهپادی عنوان میشود که در صورت گسترش درگیریها میتواند نقش مهمی در معادلات نظامی ایفا کند.

کارشناسان همچنین هشدار میدهند که گسترش دامنه درگیریها میتواند پای دیگر بازیگران منطقهای را نیز به میان بکشد. در چنین شرایطی، نه تنها امنیت انرژی بلکه ثبات کلی منطقه خاورمیانه با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
از منظر اقتصادی نیز ادامه تنشها در خلیج فارس میتواند پیامدهای گستردهای برای بازارهای جهانی داشته باشد. افزایش قیمت نفت، اختلال در زنجیره تأمین انرژی و نگرانی سرمایهگذاران از بیثباتی منطقه از جمله پیامدهایی است که اقتصاددانان درباره آن هشدار میدهند.
در نهایت بسیاری از تحلیلگران معتقدند آینده تحولات منطقه تا حد زیادی به سرنوشت تنگه هرمز گره خورده است. این گذرگاه راهبردی نه تنها برای کشورهای منطقه بلکه برای اقتصاد جهانی اهمیت حیاتی دارد و هرگونه تغییر در وضعیت آن میتواند معادلات سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
نظر شما