به گزارش خبرگزاری شبستان؛ سید رضا موسوی، کارشناس موسسه دینپژوهی در یادداشتی درباره حمله به مدرسه دخترانه شجره طیبه میناب، آورده است:
حمله متجاوزانه و ددمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی که به شهادت رهبر معظم انقلاب (ره) و جمعی از کودکان بیگناه در میناب و سایر هموطنان عزیزمان انجامید، بار دیگر چهره واقعی ضدانسانی و ضدحقوقبشر آنان را آشکار ساخت. این جنایت، ادامه همان کارنامه سیاه آنها در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق و دیگر کشورهای مظلوم است؛ کارنامهای که نشان میدهد برای صاحبان قدرت در واشنگتن و تلآویو، جان انسانها هیچ ارزشی ندارد.
در حقیقت امروز، مرز میان حق و باطل بیش از هر زمان دیگری روشن و آشکار است. ملت بصیر ایران بهخوبی میداند دشمنان واقعی این سرزمین همان کسانیاند که سالها با تحریمهای ظالمانه، فشار اقتصادی، و القای تفرقه در میان مردم کوشیدهاند اراده ملت را تضعیف کنند. آنان حتی از تحریم دارو، تحریک اغتشاش، و دروغهای رسانهای برای آزار مردم ایران فروگذار نکردند.
اما در این میان نقش فرقه های انحرافی از جمله مسیحیت صهیونیستی، بهاییت، عرفان های نوظهور، دراویش صهیونیستی در حمایت از این تجاوزات بسیار پررنگ و قابل توجه است. این فرقه ها که نقش پیادهنظام دشمن در برابر انقلاب اسلامی را دارند تلاش می کنند با روش های مختلف به حمایت از این تجاوزات پرداخته و به تخریب نظام مقدس جمهوری اسلامی اقدام نمایند.
شاهد اینکه این روزها در رسانه های فرقه ای تلاش گسترده ای برای مشروعیت بخشی رژیم آمریکا و اسرائیل به کودک کشی ها صورت می گیرد و تلاش می شود این تجاوزات را در راستای حقوق بشر و دفاع مشروع جلوه دهند.
در حقیقت رسانه های فرقه ای ضمن دروغپراکنی و شایعه سازی در این زمینه تلاش می کنند تا با راه اندازی یک جنگ شناختی اذهان ملت ایران را از حقیقت دور سازند.
بر این اساس باید گفت ابزار دشمن تنها ماشین جنگی و تحریمهای ظالمانه نیست. در کنار این حملات آشکار، شاهد یک جنگ شناختی (Cognitive Warfare)) تمامعیار هستیم که توسط فرقههای انحرافی و رسانههای وابسته به دشمنان ملت ایران هدایت میشود. این فرقهها با بهرهگیری از ترفندهای روانی و با وارونهسازی جای جلاد و شهید، تلاش میکنند تا افکار عمومی را منحرف کرده و ضمن متهم کردن نظام اسلامی ایران، به طرحهای خصمانه دشمنان مشروعیت ببخشند.
آنها با روایتهای جهتدار و دروغین، سعی دارند واقعیت را تحریف کنند؛ گویی خودشان قربانی بودهاند و ایران اسلامی، متجاوز! این در حالی است که سابقه جنایات آمریکا و اسرائیل در اقصی نقاط جهان، به ویژه در فلسطین، بر کسی پوشیده نیست. اما فرقههای انحرافی با جعل روایت و تولید اخبار جعلی، حقیقت را وارونه جلوه میدهند تا بتوانند خصومت خود را با نظام اسلامی توجیه کنند.
آنچه مشخص است جنگهای مدرن، به ویژه در حوزه نفوذ، نیازمند نیروهایی در خط مقدم عملیات روانی هستند که بتوانند بهطور پنهان و غیرمستقیم اهداف استراتژیک دشمنان اصلی (آمریکا و رژیم صهیونیستی) را پیش ببرند.
فرقهها، با توجه به ساختار متمرکز، نفوذ عاطفی و توانایی بسیج پیروان خود در زیر پوست جامعه، بهترین ابزار برای این منظور هستند. آنها اغلب با ظاهری مذهبی یا فکری، اما با عقاید و اهداف کاملاً همسو با منافع قدرتهای مداخلهگر خارجی عمل میکنند. وظیفه اصلی آنها، ایجاد شکافهای هویتی، اجتماعی و سیاسی در داخل کشور است. در حقیقت آنها هدایت یافته از سوی غرب و رژیم صهیونیستی هستند. نقش فرقهها در جنگ اخیر، فراتر از یک اختلاف نظر مذهبی یا عقیدتی است؛ آنها بدل به ابزارهای فعال در ماشین جنگی اطلاعاتی دشمن شدهاند.
در واقع جنگ شناختی که این فرقه ها به راه می اندازند هدفش تسخیر ذهن مردم است. این فرقهها با بهرهگیری از شبکههای ارتباطی و فضای مجازی، عملیات روانی گستردهای را به راه انداختهاند و تلاش می کنند به تحریف واقعیت و دلسرد کردن مردم برای از بین بردن اتحاد و انسجام ملی اقدام کنند. در حقیقت این عملیات روانی با هدف قوی نشان دادن دشمن و مشروعیت بخشی به اقداماتش و از سویی ضعیف نشان دادن نظام اسلامی و از بین بردن مشروعیش مورد استفاده قرار می گیرد.
در یک جمله میتوان گفت در جنگ شناختی که این روزها رسانه های فرقه ای به راه انداخته اند دشمن از سلاح اعتمادزدایی، ناامیدسازی جامعه، ناکارآمد و ضعیف نشان دادن حاکمیت و به ویژه نیروهای نظامی، از بین بردن مشروعیتهای جامعه و زیر سوال بردن اعتبار نظام و حاکمیت در رأس یک کشور استفاده میکند و در همه این زمینهها فرقهها فعال عمل کردند؛ بنابراین باید بدانیم امروزه بسیاری از فرقههای انحرافی یکی از ابزارهای غرب برای مبارزه با ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار میروند.
اکنون می بایست با بصیرت و همدلی کامل از بازی رسانه های معاند از جمله رسانه های فرقه ای غفلت نکرد و با روشنگری و تبیین مسایل در جامعه به خنثی سازی اهداف رسانه های فرقه ای پرداخت. مقابله با این پدیده نیازمند روشنگری جامع، تقویت سواد رسانهای و هوشیاری عمومی است تا مردم بتوانند فیلتر لازم برای تشخیص روایتهای سازنده از روایتهای مخرب و تضعیفکننده را درونی کنند. این نبرد، نبرد برای قلب و ذهن است و پیروزی در آن، وابسته به حفظ انسجام درونی و اعتماد عمومی به اصالت اهداف نظام اسلامی است.
نظر شما