منشور دشمن شناسی در نهج البلاغه/ زمان ترک میز مذاکره در کلام امیرالمومنین (ع)

حجت الاسلام زارعی با تأکید بر اینکه نهج‌البلاغه دقیق‌ترین منشور دشمن‌شناسی در تراز حاکمیت اسلامی است، گفت: بر اساس فرامین صریح امیرالمؤمنین (ع) در عهدنامه مالک اشتر، صلح با دشمن هرگز نباید به معنای پایان هوشیاری و فرورفتن در خواب غفلت تلقی شود چرا که دشمن گاهی با نقاب توافق و دوستی نزدیک می‌شود تا در لحظه آرامشِ کاذب، جبهه حق را غافلگیر کرده و ضربه نهایی را وارد کند.

خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- در تلاطم دنیای امروز که مفاهیم سیاسی بیش از هر زمان دیگری دچار دگردیسی و تفسیرهای به نفع قدرت‌ها شده‌اند، بازگشت به "سرچشمه زلال علوی" و بازخوانی هندسه تقابل با دشمن در مکتب امیرالمؤمنین (ع)، تنها راه برون‌رفت از غبارهای فتنه و تردید است.

نهج‌البلاغه، نه فقط یک کتاب تاریخی، بلکه منشوری زنده و پویاست که مرزهای میان "صلحِ هوشمندانه برای تجدید قوا" و "سازشِ منفعلانه برای پذیرش ذلت" را با دقتی بی‌نظیر ترسیم کرده است. در این میان، سیره امام علی (ع) به ما می‌آموزد که میز مذاکره و میدان نبرد، دو روی یک سکه در صیانت از عزت جامعه اسلامی هستند؛ مشروط بر آنکه نگاه‌ها به "مکر دشمن" پس از هر توافقی، دوچندان شود.

تاریخ اسلام همواره شاهد فراز و فرودهایی در نحوه برخورد با جبهه باطل بوده است؛ جایی که گاه "تیغ ذوالفقار" گره‌گشایی می‌کرد و گاه "صلحی مصلحت‌آمیز" کیان اسلام را از گزند حوادث مصون می‌داشت. اما آنچه در این میان همواره ثابت مانده، اصل "عزت‌مداری" و "هوشیاری مدام" در برابر لبخندهای فریبکارانه دشمن است.

امیرالمؤمنین (ع) در فرازهای درخشان نهج‌البلاغه، به ما هشدار می‌دهند که هرگونه غفلت از تحرکات دشمن، حتی پس از امضای عهدنامه‌ها، می‌تواند به سقوط یک جامعه منتهی شود. بازخوانی سیره سیاسی و نظامی ائمه معصومین (علیهم‌السلام) نشان می‌دهد که برخورد با جبهه باطل، نه بر اساس هیجانات زودگذر، بلکه بر پایه یک هندسه دقیق فکری استوار است.  

هندسه تقابل با دشمن در مکتب امیرالمؤمنین (ع)؛ از «دیپلماسی عزتمندانه» تا «ذوالفقار قاطعیت»

حجت الاسلام علیرضا زارعی، امام جمعه شهرستان بشرویه در گفتگو با خبرنگار شبستان، به بررسی ابعاد پنهان و آشکار راهبرد امیرالمؤمنین (ع) در مواجهه با دشمنان پرداخت.

حجت‌الاسلام زارعی با اشاره به ضرورت تفکیک اصطلاحات سیاسی در ادبیات دینی، اظهار کرد: ما در سیره ائمه معصومین (ع) با دو واژه کلیدی مواجه هستیم که گاهی به اشتباه یکسان پنداشته می‌شوند. «صلح» در آموزه‌های دینی، یک تاکتیک یا استراتژی هوشمندانه برای حفظ کیان اسلام و تجدید قوای جبهه حق است؛ اما «سازش» به معنای استحاله در اراده دشمن و عقب‌نشینی از اصول لایتغیر الهی است. «صلح» در آموزه‌های دینی، یک تاکتیک یا استراتژی هوشمندانه برای حفظ کیان اسلام و تجدید قوای جبهه حق است؛ اما «سازش» به معنای استحاله در اراده دشمن و عقب‌نشینی از اصول لایتغیر الهی است.

وی با تأکید بر اینکه سازش زمینه‌ساز ذلت جامعه اسلامی است، افزود: در سیره ائمه، صلح تنها زمانی پذیرفته می‌شد که مصلحت عالیه اسلام ایجاب کند و عزت طرفین (به‌ویژه جبهه حق) محفوظ بماند. اما سازش، یعنی پذیرشِ یک‌طرفه خواسته‌های نامشروع دشمن؛ امری که هرگز در زندگی امیرالمؤمنین (ع) دیده نشد. حضرت معتقد بودند صلحی که بوی تسلیم بدهد، نه تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه دشمن را برای تعرض بیشتر جری‌تر می‌کند.

منشور صلح در نامه ۵۳ نهج البلاغه؛ امنیت کشور در گرو هوشیاری پس از توافق

امام جمعه بشرویه با استناد به فرازهای طلایی عهدنامه مالک اشتر (نامه ۵۳ نهج‌البلاغه)، ابعاد عمیق‌تری از صلح را تشریح کرد: حضرت علی (ع) در این نامه راهبردی، به مالک می‌فرمایند که اگر دشمن پیشنهاد صلح داد و در آن رضای الهی نهفته بود، آن را رد نکن. ایشان سه برکت بزرگ برای صلح برمی‌شمارند حضرت علی (ع) در این نامه راهبردی، به مالک می‌فرمایند که اگر دشمن پیشنهاد صلح داد و در آن رضای الهی نهفته بود، آن را رد نکن. ایشان سه برکت بزرگ برای صلح برمی‌شمارند: نخست، آرامش بخشیدن به سربازان و امکان بازسازی توان نظامی؛ دوم، رهایی فرمانده از فشارهای روانی و دغدغه‌های جانفرسای جنگ؛ و سوم، تأمین امنیت عمومی کشور.

حجت الاسلام زارعی به هشدارِ پس از این بند نیز اشاره کرد و گفت: نکته حیرت‌انگیز اینجاست که حضرت علی(ع) بلافاصله پس از توصیه به صلح، فرمانِ «حذر» صادر می‌کنند. ایشان می‌فرمایند: «سخت از دشمنت پس از صلح برحذر باش». چرا؟ چون دشمن گاهی از درِ دوستی وارد می‌شود تا چشمان تو را بر واقعیت ببندد و در لحظه غفلت، ضربه نهایی را وارد کند.

امام جمعه بشرویه در ادامه عنوان کرد: لذا در مکتب علوی، صلح به معنای پایان دشمنی نیست، بلکه تغییر شکل نبرد از سخت به نرم است و اینجا جای خوش‌بینیِ ساده‌لوحانه نیست.

فریاد علی (ع) بر سر عافیت‌طلبان؛ سازش، مقدمه سقوط به دره ذلت

این کارشناس معارف دینی در ادامه با نقد دیدگاه‌های سازش‌کارانه، به پیامدهای وخیم سستی در برابر دشمن پرداخت و تصریح کرد: امیرالمؤمنین (ع) در نامه ۶۲ نهج‌البلاغه، تصویری تکان‌دهنده از عاقبتِ خانه نشستن و بی‌تفاوتی ترسیم می‌کنند.  امیرالمؤمنین (ع) در نامه ۶۲ نهج‌البلاغه، تصویری تکان‌دهنده از عاقبتِ خانه نشستن و بی‌تفاوتی ترسیم می‌کنند. ایشان هشدار می‌دهند که اگر به بهانه آرامش کاذب، در برابر ستمگر کوتاه بیایید و در خانه‌هایتان پنهان شوید، نتیجه‌ای جز ستم‌دیدگی و خواری نصیبتان نخواهد شد.

وی افزود: از منظر نهج‌البلاغه، سکوت در برابر زیاده‌خواهی دشمن، نوعی سازش پنهان است که هویت جامعه را از بین می‌برد. حضرت به ما می‌آموزند که هزینه ایستادگی، به مراتب کمتر از هزینه سازش است.

حجت الاسلام زارعی در ادامه عنوان کرد: سازش کاران شاید برای مدتی کوتاه جنگ را دور کنند، اما ذلتی را به جان می‌خرند که نسل‌های آینده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. اصلِ "عزت" در اسلام، اجازه نمی‌دهد که مؤمن دستِ نیاز یا تسلیم به سوی دشمن غدار دراز کند.

اخلاق در میدان نبرد؛ قداست پیمان حتی با پیمان‌شکنان

حجت‌الاسلام زارعی به یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد سیره علوی یعنی «وفای به عهد» اشاره کرد و گفت: در نگاه حضرت علی (ع)، دیپلماسی و قراردادهای بین‌المللی دارای قداست هستند. ایشان حتی در برابر دشمنانی که به بی‌اخلاقی مشهور بودند، تا زمانی که آن‌ها پیمان را نمی‌شکستند، بر سر عهد خود می‌ماندند. این نشان‌دهنده اصالتِ اخلاق در حکومت اسلامی است.

وی تبیین کرد: حضرت علی(ع) بر این باور بودند که اگر حکمران اسلامی عهد بشکند، اعتبار دین آسیب می‌بیند. اما این وفای به عهد، هرگز به معنای منفعل بودن نیست. حضرت همزمان با پایبندی به قرارداد، تمام تحرکات دشمن را زیر نظر داشتند. ایشان به ما یاد دادند که در میز مذاکره باید صادق بود، اما در عین حال نباید از مکر و حیله طرف مقابل غافل شد؛ چرا که مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود.

امام جمعه بشرویه به تبیینِ «نقطه بن‌بست» در تعامل با دشمن پرداخت و خاطرنشان کرد: سؤال اینجاست که چه زمانی باید میز گفتگو را ترک کرد؟ پاسخ در خطبه ۱۹۲ نهج‌البلاغه نهفته است.   سؤال اینجاست که چه زمانی باید میز گفتگو را ترک کرد؟ پاسخ در خطبه ۱۹۲ نهج‌البلاغه نهفته است زمانی که دشمن از دایره انسانیت و تعهد خارج شده و به ستمگری و فساد در زمین روی می‌آورد، دیگر سخن گفتن بی‌فایده است. در اینجاست که حضرت علی (ع) قاطعانه وارد میدان می‌شوند

حجت الاسلام زارعی در تشریح این قاطعیت گفت: ایشان با افتخار می‌فرمایند که خداوند مرا به جنگ با ناکثین (پیمان‌شکنان)، قاسطین (تجاوزکاران) و مارقین (خوارج) فرمان داد. حضرت علی(ع) در برخورد با این گروه‌ها که راه گفتگو را بسته بودند، کمترین سستی نشان ندادند.

وی در پایان عنوان کرد: پیام نهایی نهج‌البلاغه برای امروز ما این است: هر که از دشمن غفلت کند، دشمن او بیدار است. ما باید همواره در حالت آماده‌باش باشیم؛ اگر دشمن صلح خواست، با رعایت عزت می‌پذیریم، اما اگر قصد تجاوز داشت، پاسخ ما همانند پاسخ علی (ع) در صفین و نهروان، قاطع، کوبنده و پشیمان‌کننده خواهد بود.

کد خبر 1872408

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha