وقتی شعر زبان اندوه می‌شود؛ دو سروده بهزاد پودات برای شهدای دانش آموز دبستان شجره طیبه

بهزاد پودات، شاعر بندرعباسی در دو سروده تازه خود با عناوین «زهرا لباس مدرسه‌ات را بپوش» و «دنیا شنید شیون میناب را ولی…» یاد و مظلومیت دانش‌آموزان شهید مدرسه «شجره طیبه» در شهرستان میناب را به تصویر کشیده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندرعباس، سروده نخست، شاعر با نگاهی تصویری و عاطفی، روایت صبحی ناتمام را بازگو می‌کند؛ صبحی که دخترکی با لباس مدرسه راهی نور می‌شود و زمین در برابر آسمان از حرکت بازمی‌ماند.

اثر، ضمن اشاره به نمادهای جنگ، تعصب و خشونت، فریادی است علیه بی‌اعتنایی نهادهای جهانی به رنج ملت‌ها.

در دومین سروده، پودات زبان سوگوار نخل‌ها و مادران مینابی است؛ جایی که شاعر با گزاره‌های پرسش‌آمیز، جهان را به داوری می‌خواند و از سکوت سنگین انسان معاصر در برابر فجایع انسانی گلایه می‌کند.

بیان شاعر در این سروده‌ها از مرز حس شخصی فراتر رفته و به ادبیات مقاومت و انسان‌گرایی نزدیک می‌شود.

بهزاد پودات این دو اثر را «سوگواره‌ای برای کودکی‌های ناتمام و وجدانِ خواب‌رفته جهانیان» توصیف کرده است.

شعر اول

زهرا لباس مدرسه ات را بپوش زود امروز زنگ اولتان درس _ها_ چه بود زهرا عجله کن به خدا دیر می شود یک بار توی زندگی ات باش مثل رود راهی شدند مادر و دختر به سمت نور دنیا به یک دقیقه ی ناچیز شد کبود لعنت به جنگ، بمب، جهالت، تعصبات نفرین به سازمان ملل بعد هم یهود من حاضرم قسم بخورم صبح جمعه ای گم می شود ستاره ی داوود بین دود 

شعر دوم

دنیا شنید شیون میناب را ولی... خون گریه های مادر بی تاب را ولی... حتی شنید ضجه ی جانکاه نخل را اندوه چشم های پر از آب را ولی... هرگز تکان نخورد ببیند چه می کشیم دنیا رها نکرده چرا خواب را ولی... دنیا چه بی تفاوت و ساکت نشسته است فهمیده بود نقشه ی قصاب را ولی... دادی به دختران دبستان شهر من با افتخار عاقبتی ناب را ولی...

کد خبر 1871655

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha