به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بندرعباس، شاعر در این سروده با زبانی لطیف و اندوهناک به بازنمایی رنج و ناگزیریِ رشد زودهنگام کودکان در سایه حوادث و تلخیهای روزگار میپردازد.
شاعر در این اثر با توصیف ساحل بندر، میناب و نشانههای زیست جنوبی، سکوت خورشید و شستشوی خاطرات در موج دریا را به استعارهای از گذر زمان و خاموشی زودهنگام کودکی بدل کرده است.
تصویرهای ماندگار این سروده از توپهای رنگین که جای صدای بازی، به سوتی دیگر پاسخ میدهند تا چشمهایی که «در ابدیت یک لحظه، معلم شدند» روایتگر نسلی است که با تجربهای ناگهانی از کودکی به بلوغی دردناک رسیدهاند.
قنبر دهقانی در گفتگویی کوتاه با رسانههای محلی، هدف خود را از سرایش این شعر، «بیان حس همدردی با کودکانی دانست که در دل سختیها مفهوم ایستادگی را معنا میکنند.»
متن کامل شعر؛
سکوتِ خورشید،
بر فرازِ بندر،
جایی که موج، خاطرات را میشوید.
میناب،
آینهای کوچک از رنجی بزرگ.
آنجا که بازیهای کودکانه
در نیمهراه ایستادند،
و توپهای رنگی،
به آوای سوتِ دیگری پاسخ دادند.
چشمهای کوچک،
که هنوز طعم شیر مادر را میشناختند،
ناگهان
در ابدیتِ یک لحظه،
معلم شدند.
در درسِ ایستادگی،
آنها معلمانی بیکلام بودند،
که تنها با رفتنشان،
درسِ «ماندن» را فریاد زدند.
نظر شما