به گزارش خبرگزاری شبستان؛ در سپهر سیاسی جهان، قدرت و اقتدار در نظامهای سنتی (دیکتاتوری، امپراتوری و پادشاهی) خلاصه می شد در «قدرت نظامی». با آمدن نظام دموکراسی و مردمسالار، اقتدار و قدرت دیگری نیز به سیاهه قدرتها افزوده شد و آن «قدرت سیاسی» است. (بماند که امروزه رنگ دموکراسی حتی برای جانبداران لیبرال دموکراسی دیگر حنا ندارد.) جهان معاصر به این نتیجه رسیده که اقتدار واقعی را باید در عرصهای غیر از دو عرصه نظامی و سیاسی جستجو کند و آن «اقتدار اقتصادی» است.
برخی کشورها مثل چین و ژاپن دارای این قدرت هستند. برخی دیگر از کشورها به این نتیجه رسیدند که بالاتر از اقتدار اقتصادی، «اقتدار علمی» است و مسیر خودشان را به این سمت تغییر دادند مثل کشور آلمان ...
جمهوری اسلامی ایران اما پرچمدار دو اقتدار حقیقی و نوپدید است: یکی اقتدار مردمی (نه لزوماً سیاسی) است. قریب به پنج دهه از انقلاب اسلامی سپری میشود، نظام و جامعه با شدیدترین مشکلات اقتصادی، اغتشاشات و التهابات سیاسی، تحریمها و تهدیدهای بیرونی مواجه است اما مردم این جامعه همچنان جانب انقلاب و نظام می ایستند!
کودتای دیماه امسال را که دشمن میخواست با کمک داعش درون و حمله بیرون نظام را سرنگون کند، تعبیر آیت الله خامنه ای، قائد شهید این بود که «با حضور مردم این کودتا له شد!» و چشم فتنه را کور کردند. این روزها و شبها اما با پدیده نویی از اقتدار مردمی و حمایت سیاسی نظام روبرو هستیم.
در کف خیابانها با مردمی مواجه هستیم که تمام گلایه ها و گرانیها و تورم و انتقاد سیاسی و تحریم و انتقادش از حاکمیت را که نقل مجالسش بود یا استوری میکرد، اکنون فراموش کرده و تمامقد در برابر باند تبهکار صهیونی و نظام متجاوز آمریکا ولی در کنار نظام جمهوری اسلامی ایستاده است.
تمام جهان از این حجم از عظمت و شکوه و بصیرت و غیرت سیاسی در شگفت مانده اند. چنین قدرتی براستی در کمتر نظام سیاسی می یابید. البته که چنین اقتداری ریشه در اقتدار دیگری دارد به نام اقتدار ایمانی و معنوی.
اساسی ترین اقتدارها، «اقتدار معنوی» است. مقصود از اقتدار معنوی این است که قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی و علمی سرجایش محفوظ اما «یَدُاللهِ فَوقَ اَیدِیهِم»، «لاموثر فی الوجود الا الله»، «خرمشهر را خدا آزاد کرد»، «شنهای طبس، مامور خدا بودند.»، «یعنی ما بندگان ضعیفی هستیم، هرچه هست تویی» یعنی «و ما رمیت ولکن الله رمی»، اقتدار معنوی یعنی «مَا النَّصْرُ إِلّا مِنْ عِنْدِ اللهِ»، یعنی «فَلا تَخافوهُم وَخافونِ»، «اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم»، «وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیُّ عَزِیزٌ» قدرت خدا بالاترین قدرتهاست.
ابرقدرت حقیقی خداست. امام خمینی و قائدشهید (رضوان اکبر الهی بر ایندو پیشوای شجاع و امام زمانی) این را از عمق جان باور داشتند و آن را به برخی ملتها و امتها نیز باوراند و بر اساس این ایده نوی اقتدار، جبهه مقاومت و شهادت طلب و موحد تربیت کردند. قدرت معنوی یعنی بعثت، یعنی عاشورا، یعنی ولایت و معنویت، یعنی پیادهروی اربعین یعنی اعتکاف و لیالی قدر؛ فاطمیه و مهدویت، امامزادهها، و عارفان و دهها ظرفیت معنوی و فرهنگی کشور.
به راستی معنویت، اقتداربخش و قدرت آفرین است. فاصله این قدرت با اقتدارهای بدیل این جهانی، نجومی است. اقتدار معنوی، ثروت ماست و تراث علمی ما اعم از الهیات و کلام، فلسفه و حکمت، عرفان و سلوک، فقه و اخلاق، همگی تئوریزه چنین معنویتی است.
آنچه بر محققان و اهالی اندیشه فریضه است، فراوری چنین تراث سترگ، و بیرون کشیدن آن از پستوی کتابخانه ها و پژوهشگاهها و مراکز مطالعاتی به گسیل دادن آن به عرصه زندگی و اجتماع و نبرد با خصم دون است. رسالت ما تبدیلِ معنویت فردی و ایستا به معنویت قائم و قیام بخش، و بازخوانی معنویت اسلامی است اما از جایگاه قدرت آفرینی و جامعه پردازی و حیات بخشی اجتماعی و بلکه ایجاد جبهه حق در برابر قدرتهایی که خروجی آنها ایجاد جزیره های فسادِ اپستین و قتل عام بشریت و تفرعن بر جهان است.
نظر شما