به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، این روزها که ایران اسلامی توسط آمریکای جهانخوار و اسرائیل جنایتکار درگیر جنگ رمضان شده است، در کنار ابعاد نظامی، سیاسی و حقوقی، توجه به مبانی نظری تقابل و رویارویی و پشتوانههای عقلی، مکتبی و شرعی دفاع ایران از خود نیز ضرورت دارد؛ مسئلهای که در گفتگو با حجت الاسلام دکتر «محسن الویری» استاد و مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام به بررسی گذاشتهایم و بخش نخست آن در ادامه میآید:
حجت الاسلام دکتر «محسن الویری» استاد و مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان درباره مبانی ایدئولوژیک جنگ ایران با امریکا و اسرائیل اظهارداشت: پرسش شما یک پرسش ایجابی و همدلانه است. یعنی پیشفرض سوال این است که ما یک مجموعه مبانی ایدئولوژیک داریم و ورود ما به این جنگ بر پایه آن مبانی صورت گرفته و حال میخواهید بدانید که آن مبانی چه هستند؟ اما همین پرسش گاهی با یک نگاه ناهمدلانه و در حقیقت به عنوان انتقاد، اینجا و آنجا مطرح میشود که این جنگ اصولا به دلیل نگاه و مبانی ایدئولوژیک جمهوری اسلامی اتفاق افتاده و اگر این رویکرد ایدئولوژیک نبود ما الان درگیر این جنگ نبودیم.
آیا این یک جنگ ایدئولوژیک است ؟
وی تصریح کرد: به این دلیل من اجازه میخواهم که بسیار کوتاه اشاره کنم که مراد از ایدئولوژی چیست و آن گاه به این سوال پاسخ دهم که آیا اساسا ورود ما به این جنگ بر پایه آن مبانی ایدئولوژیکمان است یا نه ؟ اگر آری این مبانی کدام است و اگر نه، پس جایگاه آن ایدئولوژی و مبانی ایدئولوژیک و نقش آن در این جنگ چیست؟
مدیر گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام گفت: ایدئولوژی مانند همه مفاهیم و اصطلاحات فکری و اجتماعی دارای معانی مختلفی است، یعنی افراد مختلف آن را به گونههای مختلفی تعریف کردهاند. شاید بتوان به عنوان برابر فارسی آن از تعبیر "اندیشهشناخت" یا "شناخت اندیشه" استفاده کرد. ایدئولوژی امروزه به عنوان یک اصطلاح علمی و سیاسی گستره معنایی فراختری پیدا کرده است و گاه آن را به معنای مکتب و گاه به معنای دستگاه فکری و گاه به معنای نظام رفتاری شمردهاند.
وی افزود: این اصطلاح در نخستین کاربرد خود در اروپای سالهای پایانی قرن ۱۸ و در فضای عصر روشنگری خالی از بار ارزشی بود. اما بعدها که مارکس آن را به کار گرفت ابتدا یک معنای سلبی پیدا کرد، زیرا مارکس آن را به معنای عمل ناخودآگاهانه درون نظام باورهای کاذب و دروغین سرمایهداری میدانست. ولی بعدها در بین مارکسیستها هم به تدریج این بار سلبی کنار رفت و ایدئولوژی به معنای «باورهای منتهی به عمل اجتماعی» و یا «حافظه جمعی ترسیمکننده و توجیهکننده خطوط اصلی رفتارهای اجتماعی» مورد پذیرش قرار گرفت.
از جایی به بعد "ایدئولوژیک بودن" به مثابه یک برچسب منفی به نظام تلقی شد
حجت الاسلام دکتر الویری تصریح کرد: ظاهرا در دهههای ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم میلادی با مطرح شدن نظریه پایان ایدئولوژی، این اصطلاح دیگر جایگاه و کاربرد خود را در غرب از دست داد. در کشور ما متأثر از حرکتهای چپ مارکسیستی و نقدهای آن جریان، این اصطلاح در سالهای نخست پیروزی انقلاب پرکاربرد بود و حتی تعابیری مانند ایدئولوژی اسلامی هم مدتی به صورت نسبی متداول شده بود ولی خیلی زود این کاربرد خود را از دست داد.
استاد تاریخ دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام گفت: آن چه باقی ماند، "نگاه ایدئولوژیک داشتن" به عنوان یک نقد و یا یک اشکال جدی به طرفداران جنبشهای چپ فکری بود و گاه تقسیمبندیهایی مانند ایدئولوژی بسته و ایدئولوژی باز یا ایدئولوژی انقلابی و ایدئولوژی محافظهکار هم کم و بیش این سو و آن سو به کار میرفت. امروز شاهد هستیم که رسوبات آن نگاه و اغلب بدون توجه به پیشینه و تبار این اصطلاح، همچنان ادامه دارد و "ایدئولوژیک بودن" به مثابه یک دشنام یا یک برچسب منفی از سوی برخی دانشگاهیان در نقد برخی از سیاستها و برنامههای کشور به کار میرود.
وی خاطرنشان کرد: حال با توجه به این مقدمه طولانی ولی ضروری، باید گفت اگر مراد از مبانی ایدئولوژیک مبارزه با آمریکا این باشد که اصول و مبانی فکری ترسیمکننده مقاومت کنونی در برابر امریکا چیست؟ باید به گونهای به این پرسش، پاسخ داد و اگر مراد متهم کردن کشور به این باشد که به خاطر مبانی ایدئولوژیک خاص نظام جمهوری اسلامی، درگیر این جنگ شدهایم، باید به گونهای دیگر به آن پاسخ داد.
وقتی یک متجاوز چشم طمع به خاک ما دارد باید در برابر او ایستاد
دکتر الویری گفت: در حالت اول یعنی اصول و مبانی فکری ترسیمکننده مقاومت کنونی در برابر آمریکا و رژیم نامشروع اسرائیل این است که ما هزاران کیلومتر آن طرفتر نرفتهایم که با آمریکا بجنگیم بلکه این آمریکاست که هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود علیه ما وارد جنگ شده است و لذا ورود ما به جنگ برای دفاع از خودمان است.
اصول و مبانی این مقاومت جانانه را بیش از آن که در اندیشههای دینیمان جستجو کنیم باید در هویت ملی و پاسداری از منافع ملی و روحیه حقطلبی مردم مان جستجو کنیم
وی تاکید کرد: اصول و مبانی این مقاومت جانانه را بیش از آن که در اندیشههای دینیمان جستجو کنیم باید در هویت ملی و پاسداری از منافع ملی و روحیه حقطلبی مردممان جستجو کنیم. این یک اصل عقلی و عَقلانی و عُقَلایی است که وقتی یک متجاوز نادان سبکسر پلید، چشم طمع به خاک ما به سرزمین ما و به منابع ما میدوزد باید در برابر او ایستاد، و وقتی یک رژیم کودککش بدعهد پست بدنام شیطانصفت در پی گسترش سلطه خود بر منطقه است باید در برابر او ایستاد. یعنی اگر ما حتی ایرانی نبودیم بر پایه این اصل عقلی و برای پاسداری از منافع ملی کشورمان باید در برابر متجاوزان ایستادگی میکردیم.
استاد گروه تاریخ دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام گفت: وقتی به این اصل عقلی، روحیه سلحشورانه ایرانیان هم افزوده میشود، با توجه به پیشینه درخشان تمدنی کشورمان باید گفت ما حتی اگر مسلمان هم نبودیم با توجه به هویت ملی و تاریخی، رادمردی و ستمستیزی تاریخی و حقطلبی آمیخته با خونمان باید در برابر این تجاوزگری آشکار میایستادیم، همان گونه که اکنون ایستادهایم.
ادامه دارد ...
نظر شما