به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد؛ آسمانِ رنگِ انتظار به خود گرفته بود و نسیمِ خنکِ زمستانی، بویِ شور و هیجان را با خود میآورد. از دور، صدایِ پایِ مردمانی که دلشان برایِ میهن میتپید، به گوش میرسید. اینجا، در قلبِ محلههایِ رسالت، قائم و بلال، قرارِ عاشقانِ انقلاب بود؛
قرار در رسالت۵۵

با هر قدم، جمعیت بیشتر میشد؛ چهرهها گویی از جنسِ نور بودند، آمیخته با عزم و ارادهای که سالهاست در این خاک ریشه دوانده.
پیرمردی با عصا، شانه به شانه جوانی پرشور ایستاده بود و لبخندِ رضایت از لبهایش نمیافتاد؛ گویی خاطراتِ روزهایِ اولِ انقلاب را در چشمانِ جوانترها میدید.
کودکان، با پرچمهایِ کوچکِ ایران در دست، میانِ ازدحامِ پدران و مادران، با صدایِ بلند شعار میدادند؛ شعارهایی که از دلِ پاکشان برمیخاست و پژواکِ آیندهای روشن را نوید میداد.
آنچه در رسالت جریان داشت، تنها یک تجمعِ ساده نبود؛ بلکه نمایشی بود از وحدت، همدلی و پایبندی به آرمانهایی که خونِ هزاران شهید به پایِ آن ریخته شده بود.
هر دستِ بالا رفته، هر شعارِ کوبنده، هر نگاهِ مصمم، فریادِ رسایِ ملتی بود که اعلام میکرد: «ما هستیم؛ و تا پایِ جان، ایستادهایم!»
بچه های مسجدی از مساجد محلات مختلف این منطقه از کانونی و بسیجی، از بزرگ و کوچک، بی نان ونشان؛ فقط برای حضور آمده بودند؛ مسجد امام محمد تقی علیهالسلام، مسجد امام جعفر صادق علیه السلام، مسجد امام حسن مجتبی علیهالسلام، مسجد چهارده معصوم علیهم السلام، مسجد جامع دروی، مسجد حضرت محمد(ص)، مسجد صاحبالزمان(عج)؛ مسجد بلال و ...؛ این اوج همدلی و اتحاد همسنگران مسجدی و مردم محله بود.
اینشبها، محله رسالت نه تنها یک نشانیِ جغرافیایی، که نمادِ ایستادگی است؛ شاهدی بر این مدعا که عشق به وطن، در رگهایِ این ملت جاریست.
نظر شما