خبرگزاری شبستان-کرمان؛ طاهره بادامچی- دانشآموخته قرآن و حدیث:
پنجاه و یکمین جمعه انتظار سال، اولین جمعه پس از شهادت نائبالمهدی علیهالسلام است؛ در میان نواب خاص و عام حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه الشریف، حضرت آیتالله خامنهای تنها نائبی است که به فیض شهادت نائل آمدند.
این شهادت پس از گذشت قرنها از دوران غیبت صغری و در دوران پرتلاطم غیبت کبری و در شرایط حساس جهان امروز، پیامهای متعددی دارد.
هدف گرفتن ولیفقیه زمان در برهه کنونی توسط دشمنان جهانیِ جامعه اسلامی پرده از حقیقت مهمی برمیدارد و آن اینکه رهبران دینی همواره در طول تاریخ یکی از موانع مهم در رسیدن طاغوتها به مطامع دنیوی و استیلای بر بشریت و مستضعفان جهان به شمار میروند.
با این توضیح که با فاصله گرفتن از عصر غیبت صغری، نقش نواب عام که در عصر حاضر از آن تعبیر به ولایت فقیه میشود؛ در هدایت جامعه اسلامی و مبارزه با طاغوتهای زمان آشکارتر میشود.
موضوعی که مستکبران عالم را نگران، هراسان و مهیای حذف فیزیکی آنان میکند چنانکه شهادت ائمه به دست حکام جور نیز از همین منظر قابل تفسیر است.
پیش از حذف فیزیکی چنین شخصیتهای در تراز رهبری جامعه اسلامی همواره ایشان را ترور شخصیت کرده و با تبلیغات مسموم سعی در انحراف افکار عمومی از تمسک به جایگاه ولایت و تحریف واقعیتها دارند.
وقتی خبر ضربت خوردن مولا علی بن ابیطالب در سحرگاه نوزدهم ماه مبارک رمضان در مسجد کوفه در جامعه اسلامی آن روز منتشر شد؛ دستگاه تبلیغاتی دشمنان چنان عملیات روانی انجام داده بود که عدهای از مسلمین پرسیدند مگر علی (علیهالسلام) اهل نماز بود!؟
تاریخ تکرار میشود؛ وقتی شاگرد مکتب علیبن ابیطالب، ولیّ فقیه زمان در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در محل کار به همراه خانواده خود به شهادت رسید؛ عدهای پرسیدند مگر در مخفیگاه نبوده!؟
این تنها یک مصداق کوچک از حجم تبلیغات گستردهی انحرافی طاغوتهای زمان علیه چنین جایگاه رفیعی است که نقش و کارکرد عظیم آن را به خوبی دریافتند.
امروز و در این وانفسای تبلیغاتی دشمن مکار، جامعه اسلامی به ویژه ایران عزیز در آزمون سخت و دشواری قرار گرفته است.
ترور و حذف فیزیکی رهبر جامعه اسلامی توسط دشمن همزمان با تحمیل جنگ گسترده نظامی او و تلاش مذبوحانه برای ایجاد آشوب در میان مردم و بکارگیری امپراطوری رسانهای و... در حقیقت مؤید یک جنگ ترکیبی و چند وجهی تمام عیار است که به همین دلیل آزمون مسلمانان را روز به روز دشوارتر میکند.
در این میان امت اسلامی ضمن ایستادگی و تأکید بر مواضع انقلابی خود و طلب خونخواهی رهبر شهید؛ آنچه راهگشا و در حقیقت دستورالعملی جامع برای گذر از بحرانهای دوران به شمار میرود؛ باز هم تمسک به ریسمان مستحکم ولایت است.
در چنین بزنگاه مهمی از تاریخ اسلام ضمن پناه بردن به قرآن و اهل بیت به عنوان حصن حصین مسلمین و توسل به ثقلین؛ بازخوانی فرمایشات امامین انقلاب و نصبالعین قرار دادن آن همچون چراغی در تاریکنای این روزگار نورافشانی خواهد کرد.
مزید بر آن با معرفی ولیفقیه جدید که ایشان نیز در جایگاه نائب عام حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه الشریف نقشآفرینی خواهند کرد؛ به اعتبار رهنمودهای دینی و به ویژه توقیع شریف ناحیه مقدسه " أَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعوُا فیها إِلی رُواةِ حَدیثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیکمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَیهِمْ/ امّا در رویدادهای زمانه، به راویان حدیث ما رجوع کنید. آنان، حجت من بر شمایند و من، حجّت خدا بر آنان هستم" بر تک تک مسلمین واجب است تا مطیع محض آن ولیفقیه عظیمالشان باشند؛ اطاعتی که عامل نجات از فتنههای آخرالزمان خواهد بود.
نظر شما