به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از ایلام، در سالهای اخیر، معادلات امنیتی خاورمیانه دستخوش تغییرات بنیادین شده است. ایران که پیشتر صرفاً به عنوان یک بازیگر منطقهای با نفوذ سیاسی مورد بررسی قرار میگرفت، امروزه به عنوان یک قدرت بازدارندهای شناخته میشود که کفه ترازو را با ابزارهایی نوین و غیرمتمرکز جابجا کرده است. دو محور اصلی در این تغییر پارادایم، «توان موشکی پیشرفته» به عنوان بازوی بازدارندگی فیزیکی و «انسجام ملی» به عنوان بستر اجتماعی و سیاسی آن است.
جهان غرب، به ویژه ایالات متحده و برخی کشورهای منطقهای، درک کرده است که استراتژیهای فشار حداکثری یا تحریمهای اقتصادی بدون توجه به دو متغیر فوق، نه تنها منجر به تغییر رفتار ایران نمیشود، بلکه ممکن است منجر به بیثباتی بیشتر در منطقه گردد. گزارش حاضر تلاش دارد تا با بازسازی دیدگاههای کارشناسان، عمق این تغییر نگرش را واکاوی کند.
سرهنگ (بازنشسته) عظیم مهکی به خبرنگار ما گفت: «موشکها، زبان بیتکیهواژه جهان هستند»
در گذشته، قدرت نظامی با کشتیهای هواپیمابر و بمبافکنهای سنگین سنجیده میشد. اما امروز، جهان میبیند که ایران توانسته است با توسعه موشکهای بالستیک و کروز با برد بلند، دقیق و با کلاهکهای متنوع، معادلات را تغییر دهد. این موشکها فقط وسایلی برای شلیک نیستند؛ بلکه نمادی از «دستنیافتنی بودن» مرزهای امنیتی هستند.
نگاه جهان به توان موشکی ایران، نگاه به یک «عامل هرجومرجکننده برای دشمن» و «عامل ثبات برای همسایگان» است. وقتی ایران در عملیاتهایی مانند «طوفان الاقصی» یا پاسخ به ترور فرماندهانش، توانست در کمتر از چند ساعت، اهدافی را در عمق خاک دشمن نشانه بگیرد و بدون درگیری زمینی، پیامی قاطع بفرستد، این یعنی جهان متوجه شده است که دیگر نمیتوان ایران را با تهدیدهای سنتی وادار به عقبنشینی کرد. این موشکها زبان مشترک ایران با جهان مدرن است: زبانی که بر اساس محاسبات دقیق و هزینه-فایده استوار است. جهان میداند که این بازدارندگی، تصادفی نیست؛ بلکه محصول سالها تحقیق و توسعه و عبور از تحریمهای تکنولوژیک است.

علی اکبر بسطامی نماینده پیشین مردم ایلام در مجلس شورای اسلامی به خبرنگار ما گفت: توان موشکی بدون پشتوانه اجتماعی، مثل درختی است که ریشه ندارد. نکتهای که جهان غرب اغلب نادیده گرفته، «انسجام ملی» در ایران است. این انسجام، حاصل اعتماد مردم به حاکمیت در لحظات بحرانی است. در حالی که کشورهای دیگر با شکافهای عمیق اجتماعی درگیر هستند، ایران توانسته در دوران محاصره اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک، با وحدت ملی، هزینه جنگ اقتصادی را به صفر برساند.
وی افزود: این انسجام، به ایران اجازه داده تا منابع کمیاب را به سمت تحقیقات و توسعه (R&D) هدایت کند. وقتی مردمی متحد هستند، دولت میتواند با تمرکز بر پروژههای کلان دفاعی، حتی در برابر تحریمهای سنگین، پیشرفت کند. نگاه جهان به ایران امروز، نگاه به کشوری است که «تابآوری اجتماعی» در آن، همتراز با «تابآوری نظامی» است. این دو بازوی همافزا باعث شدهاند که ایران نه تنها در برابر تهدیدات خارجی پابرجا بماند، بلکه به عنوان یک الگوی «خودکفایی راهبردی» در منطقه شناخته شود.
عباس محمدی، دیپلمات بازنشسته گفت: در دهه گذشته، جهان به ایران به چشم یک بازیگر غیرقابل پیشبینی نگاه میکرد. اما امروز، با ترکیب «توان موشکی» و «انسجام ملی»، ایران به یک «قطب ثباتبخش» تبدیل شده است. چرا؟ زیرا همسایگان میدانند که ایران به اندازه کافی قدرتمند است که هرگونه تجاوزی را خنثی کند، و به اندازه کافی متحد است که در برابر تهاجم بیرونی یکدست بماند.
این ترکیب، باعث شده است که کشورهای منطقه از «رکود امنیتی» به سمت «تعادل مبتنی بر احترام» حرکت کنند. جهان میبیند که ایران نه به دنبال جنگ است، اما اگر جنگی تحمیل شود، ایران توانایی تبدیل آن به یک کابوس برای مهاجم را دارد. این پیام، هم برای غرب و هم برای کشورهای همسایه واضح شده است: «ایران، یک رقیب قابل مدیریت و یک حریف غیرقابل انکار است.» این نگاه جدید، فرصتی را برای دیپلماسی فعالتر ایران در معادلات جهانی فراهم کرده است.

از ابزار تهاجم تا بازدارندگی
توان موشکی ایران، دیگر یک راز نیست. ایران دارای زرادخانهای است که شامل موشکهای بالستیک برد کوتاه، میانبرد و دوربرد (مانند سجیل، خرمشهر، فاتح و قیام) و همچنین پهپادهای انتحاری پیشرفته است. این تنوع، توانایی ایران را برای پوشش تمام سناریوها از دفاع نقطهای تا پاسخهای عمقی تضمین میکند.
دقت و سرعت: افزایش سرعت و دقت موشکها، توانایی ایران را در فرار از سیستمهای پدافندی مدرن نشان میدهد.
تکنولوژی بومی: تولید تمامی قطعات و بدنه این موشکها در داخل کشور، نشاندهنده تسلط کامل ایران بر زنجیره تأمین و شکستن انحصار جهانی است.
پیام استراتژیک: هر آزمایش یا نمایش این موشکها، پیامی به جهان مبنی بر «عدم امکان سرنگونی رژیم» یا «عدم امکان تغییر مرزها» است.

سوخترسانی به موتور دفاعی
انسجام ملی در ایران، تنها به معنای وحدت کلمه در جشنها نیست، بلکه به معنای «تابآوری در بحران» است.
اقتصاد مقاومتی: در حالی که تحریمها سعی در فلج کردن اقتصاد داشتند، مردم با حمایت از کالای ایرانی و کاهش مصرف، مانع از فروپاشی اقتصادی شدند.
آگاهی امنیتی: سطح بالای آگاهی مردم نسبت به تهدیدات خارجی، باعث شده است که گفتمان «دشمن مشترک» به یک عامل همگرایی تبدیل شود.
پشتیبانی از نیروهای مسلح: حمایت همگانی از سپاه و ارتش، نه به عنوان یک نهاد نظامی صرف، بلکه به عنوان نگهبانان استقلال ملی، باعث تقویت روحیه دفاعی کشور شده است.
آیندهای نوین در معادلات جهانی
ترکیب «توان دفاعی موشکی» و «انسجام ملی» در ایران، دیگر یک ادعا نیست، بلکه یک واقعیت عینی است که جهان را مجبور به بازنگری در استراتژیهای خود کرده است.
۱. تغییر پارادایم قدرت: قدرت دیگر فقط با حجم ارتش سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی «بازدارندگی» و «تابآوری» تعریف میگردد.
۲. پایان دوران هژمونی بیچونوهچرا: جهان غرب درک کرده است که نمیتوان بدون در نظر گرفتن ایران، امنیت خاورمیانه را تأمین کند. ایران به عنوان یک «عامل تعیینکننده» (Key Player) شناخته میشود.
۳. الگوی توسعه بومی: موفقیت ایران در عبور از تحریمها با تکیه بر توان داخلی، الگویی برای سایر کشورهای در حال توسعه است که به دنبال استقلال استراتژیک هستند.
در نهایت، نگاه جهان به ایران امروز، نگاهی همراه با «احترام ترسناک» است. ترس از ناتوانی در غلبه بر بازدارندگی موشکی ایران، و احترام به ارادهی پولادین و متحد مردم ایران. این واقعیت، کلید اصلی برای درک آیندهی امنیت در منطقه و جهان است. ایران، با موشکهایش و با مردمش، دروازهای را به روی یک دوره جدید از «تعادل قوی» باز کرده است؛ دورانی که در آن قدرتها نمیتوانند بدون محاسبه دقیق هزینهها، به حریم ایران دست بزنند.
ایران نه تنها در برابر تهاجمات ایستاده است، بلکه با این دو بازو، به یک بازیگر فعال و مؤثر در شکلدهی به آیندهی ژئوپلیتیک منطقه تبدیل شده است. جهان به ناچار خواهد پذیرفت که ایران، با توان موشکی و انسجام ملی، بخشی جداییناپذیر از معادلات امنیتی جهانی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت یا حذف کرد.
نظر شما