به گزارش خبرگزاری شبستان از استان قم، نظام اسلامی، به مثابه تجلی اراده الهی بر روی زمین در عصر غیبت، برای تداوم حرکت خود به سوی آرمانهای قرآنی و زمینهسازی ظهور، نیازمند سازوکاری است که اجرای احکام الهی و صیانت از شریعت را به صورت مستمر و جامع تضمین کند. در این میان، نظریه ولایت فقیه، به عنوان محور اصلی این ساختار، هم از منظر ضرورت عقلی و شرعی، و هم به عنوان پلی معرفتی به عصر غیبت متصل میشود. در همین راستا گفتگویی انجام داده ایم با آیتالله محسن فقیهی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه که در پی می آید:
چرا نظام اسلامی نیازمند ولی فقیه است؟ کارکردهای ولایت فقیه برای جامعه و مردم و گره زدن جامعه به عصر ظهور چیست؟
این بحث از دو منظر و جهت قابل بحث است:
اول ضرورت عقلی و فقهی تشکیل حکومت در عصر غیبت؛ از منظر فقه شیعه، پس از رحلت نبی اکرم (ص) و در عصر غیبت امام معصوم (ع)، جامعه اسلامی به یک قیّم و حاکم شرعی نیاز دارد تا دو هدف اساسی محقق شود:
۱. حفظ و اجرای احکام شریعت: دین اسلام یک دین کامل و جامع است که شامل مقررات فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میباشد. اجرای این احکام، به ویژه "حدود الهی" و "نظارت بر اجرای معاملات و تعهدات"، بدون وجود یک مرجعیت حاکم غیرممکن است. تفویض این امر به تودههای مردم بدون رهبری واحد، منجر به هرج و مرج و تعطیلی احکام خواهد شد.
۲. حراست از جامعه در برابر دشمنان و انحرافات: جامعه اسلامی همواره مورد طمع دشمنان خارجی و نیز مستعد تهاجم فکری، عقیدتی و سیاسی است. ولی فقیه، به عنوان امین شرع، مسئولیت سنگین "جهاد تبیین" و "حفظ استقلال و تمامیت ارضی" را بر عهده دارد.
رهبری فقیه، تمرینی عملی برای امت است تا با مفهوم "تبعیت محض از حاکم الهی" آشنا شوند و در عصر ظهور، آمادگی کامل برای پذیرش حکومت حضرت حجت (عج) را داشته باشند.
دوم کارکردهای ولایت فقیه برای جامعه و مردم: کارکردهای ولی فقیه را میتوان در سه سطح کلان بررسی کرد:
۱. کارکرد تقنینی (اجرای قانون) : ولی فقیه ناظر عالی بر همه قوانین کشور است. او نه تنها بر انطباق مصوبات مجلس با موازین شرع نظارت میکند (از طریق شورای نگهبان که مستقیماً تحت نظر اوست)، بلکه در مواردی که مصلحت عامه حکم کند، میتواند مصوبات لازمالاجرا را صادر کند.
۲. کارکرد قضایی (حاکمیت بر قضا) : اگرچه قضاوت مستقیماً به قضات واگذار میشود، اما ولایت فقیه ناظر بر کلیت نظام قضایی است و در رأس سلسله مراتب حاکمیتی قرار دارد.
۳. کارکرد اجرایی و مدیریتی (مرجعیت سیاسی) : مهمترین نقش، مدیریت کلان نظام، تعیین سیاستهای کلی، فرماندهی نیروهای مسلح و تنظیم روابط بینالملل است. او سیاستهای کلی نظام را تعیین میکند که تعیینکننده چارچوب حرکت دولتهاست.
و اما گره زدن به عصر ظهور؛ ولایت فقیه در دوران غیبت، تفسیر و اجرای عملی حکومت الهی است. این مفهوم، فلسفهای عمیق در انتظار و امید به ظهور دارد. رهبری فقیه، تمرینی عملی برای امت است تا با مفهوم "تبعیت محض از حاکم الهی" آشنا شوند و در عصر ظهور، آمادگی کامل برای پذیرش حکومت حضرت حجت (عج) را داشته باشند.
درباره ماهیت مقام ولایت فقیه بفرمایید، این مقام انتصابی، انتخابی یا کشفشدنی است؟ نقش مردم در شناخت ولی فقیه و روی کار آمدن او چیست؟
وظیفه خبرگان رهبری در قبال مقام ولایت فقیه، بر اساس مبانی فقهی و ساختار قانون اساسی جمهوری اسلامی، نه انتصاب به معنای اعطای صلاحیت ذاتی، بلکه احراز و معرفی مصداق است. این مقام، یک منصب شرعی است که صلاحیت تصدی آن توسط شارع مقدس و بر اساس صفات ذاتی مشخصی نظیر فقاهت، عدالت، مدیریت و شجاعت تعریف شده است.
وظیفه مجلس خبرگان، که منتخب مردم هستند، کشف این حقیقت شرعی است؛ یعنی بررسی دقیق مدارک، سوابق علمی و عملی، و موارد لازم جهت احراز اطمینان کامل از تحقق کلیه شرایطی که شارع برای این منصب تعیین کرده است.
خبرگان به عنوان امینان جامعه، وظیفه دارند بهترین و واجدترین فرد را از میان افرادی که صلاحیتشان ممکن است وجود داشته باشد، شناسایی و معرفی نمایند. نقش مردم در این فرآیند، از طریق تفویض اختیار احراز صلاحیت و بیعت عملی با ولی فقیه منتخب خبرگان، تحقق مییابد و این بیعت، موجب تنفیذ و تحقق عینی این حاکمیت شرعی در بستر اجتماع می شود.
نظر شما