مردِ تن نداده به ذلت‌ها؛ این ملت کِی باج می‌دهد به ابرقدرت‌ها!

افسر فاضلی شهربابکی، شاعر آئینی و نویسنده کتاب "بچه‌های حاج‌قاسم" با آغاز جنگ نهم اسفند شعری برای دختران شهید دبستان میناب و سپس شعر دیگری در سوگ شهادت پرافتخار حضرت امام خامنه‌ای عزیز سرود.

به گزارش خبرگزاری شبستان از کرمان؛ در پی واکنش هنرمندان عرصه‌های مختلف به شهادت امام امت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای؛ یکی از شاعران استان نیز اشعاری سرود.

افسر فاضلی شهربابکی، شاعر آئینی و نویسنده کتاب "بچه‌های حاج‌قاسم" با آغاز جنگ نهم اسفند شعری برای دختران شهید دبستان میناب و سپس شعر دیگری در سوگ شهادت پرافتخار حضرت امام خامنه‌ای عزیز سرود که نسخه‌ای از هر دو شعر را به خبرگزاری شبستان ارسال کرد.

شعر وی در سوگ قائد امت به شرح ذیل است:

ما ملتی همیشه وفاداریم
حی علی العزا که عزا داریم

ما ملت شهادت و ایثاریم
داغ امام خامنه‌ای داریم

ای اعظم رزیتها داغت
بنگر چه کرده با دل ما داغت

ای داغ مانده بر جگر امت
مولای ما، علی، پدر امت!

مولای ما عصای تو خونین شد
عمامه و عبای تو خونین شد

مولای ما امام شهید ما
ای رهبر حکیم و رشید ما

ای مرد انقلابی ایرانی
ای سید شهید خراسانی

هرچند در میانه‌ی یک جنگیم
از دوری و فراق تو دلتنگیم

ای رهبر شجاع و بصیر ما
ای وارث امام کبیر ما

ای دشمن همیشه‌ی استکبار
همچون تبر به ریشه‌ی استکبار

ای نائب امام زمان ما
داغ ولایت است به جان ما

در سوگ تو ز ناله چه کار آید؟
در سوگ تو حماسه به کار آید

ای مرد تن نداده به ذلت‌ها
سوگ تو شد حماسه‌ی ملت‌ها

سوگی که با حماسه در آمیزد
بنیان کفر و ظلم به هم ریزد

دل‌های ما شکسته از این ماتم
آقا بگو چه کار کنیم از غم!

دشمن چه بی هوا زده دلهامان
چون بیت رهبری شده دلهامان

ای پاره پاره پیکر پاک تو
شد امت یتیم، هلاک تو

این امت یتیم که تنهایند
چشم انتظار مهدی زهرایند

ای غرق خون فتاده‌ی در میدان
قربانی مذاکره با شیطان

تجدید خاطرات عجب نحس است
میز مذاکرات عجب نحس است

هر کس که تن به زور و ستم داده
هرگز نبوده عاشق و آزاده

خصم از اشاره‌ی تو هراسان بود
توهین به ساحت تو چه آسان بود!

گفتند اهل ترس و فراری تو
در فکر حفظ جان و قراری تو

خود را کجا تو امن و امان دادی
ماندی کنار ملت و جان دادی

آغوش حیدر است پناه تو
دامان مادر است پناه تو

گفتیم ما فدایی آقاییم
آقا فدای ما شد و تنهاییم

دشمن حیا نکرد و ولیّ را کشت
مولای روزه‌دار، علی را کشت

هنگام پایکوبی کفار است
یا صاحب الزمان دل ما زارست

سیدعلی مقتدرِ مظلوم
دنیا شد از فضائل تو محروم

ای سید شهید خراسانی
اشک تو و نماز سلیمانی!

وقتی دلت به حال رئیسی سوخت
ملت چه درس‌ها که ز تو آموخت

خاک وطن چو لاله‌ی گلگون شد
مثل علی ز فتنه دلت خون شد

ای مقتدای امت اسلامی!
مشکل گشای امت اسلامی!

ای رهبر بسیجی نستوهم
من بی تو کوهی از غم و اندوهم

جانم فدای خنده‌ی شیرینت
کو پاره‌های چفیه‌ی خونینت؟

ما را بیا تسلی خاطر شو
این بار در حسینیه حاضر شو

حرفی بزن که قرص شود دلها
پندی بده دوباره برای ما

این ملت همیشه ابرملت
کی باج می‌دهد به ابرقدرت

دل گرچه داغ‌خانه رهبر شد
ما خشم‌مان هزار برابر شد

این خشم ریشه‌کن کند اسراییل
فرعون را روانه کند در نیل

این خشم در ادامه‌ی عاشوراست
ویرانگر  تفکر آمریکاست

این خشم، خشم امت اسلام است
دشمن شکست خورده و ناکام است

آقا خود تو از شهدا بودی
عمری شهید زنده‌ی ما بودی

ای قهرمان ملت ما ای مرد
دشمن ولی دوباره شهیدت کرد

اینک خوشا سعادتت آقا جان
نازیم بر شهادتت آقاجان

هرچند داغ غیبت تو باقی‌ست
ما را امید رجعت تو باقی‌ست

پا در رکاب مهدی زهرایی
آن روز می‌رسد که تو می آیی

امروز وقت خانه‌نشینی نیست
امروز جنگ منطقه‌ای  جاری‌ست

دوران فتنه‌ها شده برخیزید
راه جهاد، وا شده برخیزید

هرچند مسلمین دلشان خون است
ابن جنگ جنگ آخر صهیون است

ما در کمین دشمن نامردیم
در جستجوی رد سگ زردیم

ما ملت مبارز ایرانیم
خونخواه دختران دبستانیم

ملت! خدای خامنه‌ای زنده‌ست
ایران همیشه فاتح و پاینده‌ست

شعری تقدیم به شهدای معصوم دبستان شجره طیبه میناب:

صبح شنبه بود و لب‌های تو خندان، دخترم

باز پر می‌زد دلت سوی دبستان، دخترم

صبح شنبه شانه زد مادر به موهایت ولی

زیر آواری عجب گیسو پریشان، دخترم

شهر میناب است یا گلزار مینو این دیار

کاینچنین قبل از بهاران شد گل افشان، دخترم؟

روزه ات شد کله گنجشکی که در افطار

خون دل چکید از دیدگان روزه داران، دخترم

روزه ات امروز با خرمای بندر وا نشد

سوگوارت سفره‌ی افطار مامان، دخترم

از درخت پاک دانش، بار و بر هرچند ریخت

می‌سرایندت همیشه باد و باران، دخترم 

قصه‌ی کیف و کتاب و مشق‌های خونی‌ات

می‌شود آیندگان را درس ایمان، دخترم

مشق‌های دفترت مُهر شهادت خورده‌اند

این قبولی ثبت شد با قیمت جان، دخترم

نیستی غایب پس از این در کلاس مدرسه

حاضری تا روز محشر در دبستان، دخترم 

دسته جمعی رفته‌اید این بار، اردوی بهشت

همسفر با کاروانی از شهیدان، دخترم

کودک من! کودک قربانی کودک کشی!

عمر اسراییل باشد رو به پایان، دخترم 

آن قدر خون فرشته ریخت از چنگال او

تا از آمریکا برائت جست شیطان، دخترم

دشمنان احمق ما کور خواندند

از ازل تا ابد پیروز میدان است ایران، دخترم

کد خبر 1869709

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha